دموکراسی بهطور رسمی در نظام سیاسی افغانستان با تصویب قانون اساسی جدید در سال 1382 پذیرفته شد. اکنون بیش از ده سال میشود که مردم افغانستان با گفتمان دموکراسی به گونهای آشنا شدهاند. افغانستان سه مرحله از انتخابات ریاست جمهوری و دو مرحلهی انتخابات پارلمانی را سپری نموده است و مردم در آن شرکت نمودهاند و در گزینش رییس جمهوری و نمایندگانشان در شورای ملی سهم گرفتهاند. دموکراسی در جامعهی افغانستان ناشی از سطح آگاهی و تجربهی عملی مردم از ارزشهای آن در نظام سیاسی و روابط اجتماعی پدید نیامده و پرورده نشده است، بلکه دموکراسی در دورهی جدید از بالا (به واسطهی نظام سیاسی) به زندگی سیاسی مردم افغانستان راه یافته است. عوامل مختلف فرهنگی و اجتماعی در جامعهی افغانستان وجود دارند که با اصول دموکراسی و ارزشهای آن در تضاد میباشد. یکی از آنها، ساختار قبیلهای و فرهنگ سنتی قبیلهای جامعه میباشد که نظام روابط اجتماعی و سیاسی جامعه از آن متأثر میباشد.
انتخابات به عنوان مؤلفهی دموکراسی که از طریق آن مردم میتواند بهطور مستقیم در تصمیمگیریهای کلان سیاسی نقش داشته باشند، در چندین باری که انتخابات برگزار شده است، با آسیبپذیریهای جدی مواجه بوده است. از جملهی این آسیبها، تقلب و تخطی و استفادهی ابزاری از رای مردم میباشد.
در تمامی انتخاباتها در صورتی که میکانیزمهای نظارتی و قانونی وجود نداشته باشد و نظامهای سیاسی از سلامت آن حراست نکنند، امکان به وجود آمدن تقلبکاری و تخطی حتمی میباشد. تمامی کشورها و جوامعی که دموکراسی را پذیرفتهاند و اهمیت مزایا و کارکرد آن را یافتهاند، الگوهای دموکراتیک در آن جوامع مورد احترام قرار میگیرند و بهنحوی اراده و ذهنیتی وجود دارد که نگذارند دموکراسی با خطر مواجه شود. اما در جامعهی افغانستان به خاطر سطح پایین سواد، ساختار قبیلهای و فرهنگ سنتی، هنوز این ظرفیت در این جامعه پرورده نشده است که به دموکراسی و انتخابات به عنوان یک ارزش نگریسته شده و از آن حمایت صورت گیرد.
انتخابات ریاست جمهوری امسال با مقایسه با انتخاباتهای دورههای قبلی از نظر شرکت گستردهی مردم بهپای صندوقهای رایدهی و مدیریت آن به واسطهی خود افغانها، قابل ارجگذاری میباشد. اما نشانههایی وجود دارند که حساسیت منطقی در مورد سلامت انتخابات و تقویهی پایههای مشروعیت آن در جامعهی افغانی هنوز شکل نگرفته است و به این اصل دموکراتیک با دید ابزاری برخورد میشود. نامزدان و تیمهای انتخاباتی در جریان مراحل نخستین و دومین انتخابات در شانزدهم حمل و بیست و چهارم جوزا، تمامی تلاشها و بحثهای انتخاباتیشان را به محور پیروزیشان متمرکز ساخته بودند و دغدغهی سلامت انتخابات و حفظ وجههی منطقی انتخابات کمتر مورد توجه بود، که حتا تخطی از اصول انتخاباتی و تقلبورزی در انتخابات به عنوان سازوکار رسیدن به قدرت برای نامزدان و تیمهای انتخاباتی به گزینهای اجتنابناپذیر مبدل شدهاند.
در هردو دور انتخابات براساس ارزیابی ناظران بیطرف، کارمندان کمیسیون انتخاباتی نقش عمدهای را در تقلب و تخطیهای انتخاباتی داشتهاند و زمینههای هرچه بیشتر تخطیهای انتخاباتی توسط همین اشخاص مساعد گردیدهاند. این واقعیت بازگو کنندهی این مسئله است که پاسداری از سلامت انتخابات و پروردن هرچه بیشتر ارزشهای دموکرتیک در ذهنیت سیاسی جامعه جای کمتری دارد و این امر نشان میدهد که ما نسبت به تقویهی دموکراسی و ارزشهای مدرن دید روشن نداریم و حکومت به عنوان عالیترین ارگان اجرایی و پاسدار قانون و مصالح جامعه در این مورد نقش مؤثر خویش را نیافته است.
رقابتهای انتخاباتی نامزدان و تیمهای انتخاباتی در دور دوم انتخابات این واقعیت را بیشتر تبارز داد که منطق حاکم بر رقابتهای سیاسی میان نامزدان احترام به آرای مردم نبوده، بلکه رقابتهای انتخاباتیشان روپوشی است که میبایستی برای رسیدن به قدرت سیاسی از هر امکان و و سیلهای باید کار گرفت. رقابت تنگاتنک میان نامزدان و تیمهای انتخاباتی بعد از اعلان نتایج دور اول این حس کاذب و غیردموکراتیک را میان نامزدان تقویت کرد که از هر زمینهی ممکن برای پیروزیشان، حتا با تخطیها و تقلبورزیهای انتخاباتی، در انتخابات دور دوم دریغ نکنند.
گزینهی نفوذ در نهادهای رهبری کنندهی انتخابات و تقلب کردن کارمندان بلندپایه و در سطح رهبری کمیسیونهای انتخاباتی بهنفع نامزدان مورد حمایتشان، الگوی خطرناک بیباوری به ارزشهای دموکراتیک است، که حتا این ذهنیت را در تمامی سطح رهبری سیاسی کشور بهگونهی قابل توجه آن میتوان دید که نشان میدهد، دموکراسی و روند دموکراتیک را کاملا با خطر جدی مواجه ساخته است.
چیز دیگری که نشان میدهد شکیبایی سیاسی و معقولیت رقابت دموکراتیک در فرهنگ سیاسی ما به وجود نیامده است که ادعای پیروزی و به قدرت رسیدن برای نامزدان و تیمهای انتخاباتی بهطور قطع ملاک درستی نتایج انتخابات عنوان میشود و پذیرش نتیجهی نهایی انتخابات بعد از رفع تردیدها و نواقص پیرامون برایند انتخابات برای نامزد و تیم انتخاباتی که احساس شکست میکند، مشکل دیگری است که نشان میدهد روحیهی دموکراتیک و شکیبایی سیاسی در فرهنگ سیاسی ما ضعیف میباشد.
پس در یک ارزیابی کلی میتوانیم بگوییم که صلاح نیست که ارزشهای دموکراتیک به مخاطره کشانده شوند و قربانی رقابتهای غیردمواکرتیک میان نامزدان و هواداران سیاسیشان شوند. نامزدان و تیمهای انتخاباتی در ضمن دغدغهی پیروزیشان، باید به هنجارها و ارزشهای دموکراتیک باورمند باشند. رهبران سیاسی و مسئولان دولتی هم در پی دخالت مغرضانه در مسایل انتخاباتی نشوند و بگذارند آنچه که رای شفاف مردم حکم نموده است، ملاک قرار گیرد.
