پنج روز پس از حمله بر شفاخانهی داکتران بدون مرز روشن شد که این فاجعه عمیقتر از آنچیزی بود که ابتدا به نظر میرسید. قربانیان این حمله افزایش یافت و روشن شد به صورت واضح زنان و کودکان مورد حملهی هدفمند قرار گرفته و در پس زمینهی این حمله اهداف بسیار خطرناکی نظیر نسلکشی آشکار نهفته بوده است. پس از چند روز روایتهایی از اینحمله رسانهی شده که تکاندهنده و غیرقابل تصور است. کودکان زیادی در نخستین ساعات تولد، شاهد مرگ مادرانشان بودند. مادرانی که کودکانشان را ندیده به گلوله بسته شدند. عمق فاجعه و تراژیدی انسانی حملهی روز سهشنبه در کابل به قدری عمیق است که در ابتدا به نظر میرسد آنرا فقط در تاریخ میتوان دید یا به یک سناریوی فیلم میماند؛ اما واقعیتی است که همین چند روز پیش مردم در کابل آنرا با گوشت و خون احساس کردند. مردم افغانستان در طول دوران محنت و جنگ انواع خشونت و بیرحمی را دیدند. حمله بر مراکز آموزشی، ورزشگاهها، گردهمایی و شاید صدها رویداد خونینی که هر کدام یک فاجعه بودند، اما حمله به مادران روی تخت زایمان و کودکان تازه متولدشده اولین بار است که اتفاق میافتد.
هنوز واقعا معلوم نیست حمله بر شفاخانه 100 بستر داکتران بدون مرز در غرب کابل و حملهی مرگبار روز سهشنبه در ننگرهار کار چه کسی است، اما دوئل تبلیغاتی حکومت و طالبان گرم است. هر کدام انگشت اتهام را بهسوی دیگری دراز میکنند. پس از این حمله پیوسته ارگ ریاستجمهوری در تلاش آشکار رسانهای سعی میکند، از این حمله برای اعمال فشار بر طالبان استفاده کند. گروه طالبان نیز بر خلاف معمول در تقلای فرار از تقبل بار مسئولیت این حمله است. اگر این حمله کار طالبان است حکومت افغانستان باید شواهد ارائه کند. جدای از بحث صلح باید بر علیه عاملان این رویداد در یک دادگاه بینالمللی پرونده باز شود. زیرا این حمله مصداق روشن جنایت جنگی است. اگر جنایت جنگی در حملهی روز سهشنبه هفتهی پیش در کابل مصداق پیدا نکند، پس چه زمانی مصداق پیدا خواهد کرد؟
حکومت افغانستان به صورت فوری پس از حملات روز سه شنبه در کابل و ننگرهار دستور حملهی تهاجمی بر طالبان را داد. بهرغم انکار گروه طالبان از دست داشتن در اینحمله، ارگ طالبان را مسئول این حمله دانست. قریب به یک هفته از این حمله گذشته است. انتظار مردم افغانستان این است که حکومت تحقیقات مربوط به این حمله را با مردم شریک کند. روشن شدن این موضوع کمک میکند که یک جنایتی به تمام معنای انسانی از افتادن در دام یک بازی سیاسی دور بماند. دوئل تبلغاتی ارگ و طالبان وضعیت را به سمتی میبرد که یک فاجعهی انسانی در حال رنگ باختن است. ارگ این فاجعه را کار طالبان و طالبان کار ارگ میداند. امریکا داعش را مسئول این فاجعه میداند. در این میان مردم افغانستان جدای از تحمل این فاجعهی عظیم حتا اینقدر نمیدانند که از طرف کدام گروه مورد حمله قرار گرفتهاند. بنابراین، صرف بازی پروپاگندایی میتواند خلاف انتظار بر این جنایت سرپوش بگذارد. از دید مردم اینکار به معنای بازی سیاسی همهی طرفها با مسألهی تروریزم است.
حکومت افغانستان مسئول تامین امنیت مردم است. مسئولیت اصلی وقوع فاجعه روز سهشنبه بر میگردد به حکومت افغانستان. زیرا ضعف سیاست امنیتی حکومت بیتاثیر در وقوع این رویداد نبوده است. حالا که این اتفاق افتاده و حکومت طالبان را مسئول آن میداند، باید شواهد ارائه کند و اگر نه این کار میتواند به معنای مخالفت با روند صلح تلقی شود. از روزی که روند صلح به راه افتاده حکومت افغانستان، بیشتر شاخهی ارگ، پیدا و پنهان مخالفت خود را با اینروند نشان داده است. استفادهی سیاسی از یک فاجعه، خود فاجعه دیگری است. ارگ پس از حمله دستور حملات تهاجمی را صادر کرد، اما هنوز از حملات تهاجمی بر مواضع طالبان خبری نیست. این رفتار دوگانه به خودی خود وضعیت را به یک بازی سیاسی فروکاست میدهد.
طرف دیگر این ماجرا طالبان است. اینگروه نمیتواند با دادن یک اعلامیه از مسئولیت این فاجعه شانه خالی کند. اگر به صورت مستقیم طالبان در این حمله دست ندارند، اما وضعیتی که این گروه باعث شده از عوامل اصلی وقوع چنین رویدادهایی است. دو دهه است که طالبان از مردم قربانی میگیرند. این گروه گردانندهی اصلی جنگ و خشونت در افغانستان است. از اینرو، طالبان از یک طرف شواهد ارائه کنند که مسئول فاجعهی روز سهشنبه در کابل و ننگرهار نیستند و از طرف دیگر در عمل نشان دهند که آماده است از خشونت دست بردارند. میان این که یک کودک پدرش را از دست دهد یا مادرش را، تفاوت زیادی وجود ندارد. طالبان هر روز در افغانستان باعث میشود کودکان قربانی جنگ باشند. در این میان انتظار مردم افغانستان از کشورها و سازمانهای حقوقبشری هم این است که با فاجعهی روز سهشنبه به دور از هر نوع رفتار سیاسی و به مثابهی یک جنایت جنگی برخورد کنند. برخورد سیاسی با این فاجعه امکان تامین عدالت در مورد قربانیان این رویداد را صفر میکند. از اینرو، امریکا و سایر نهادهای بینالمللی این فاجعه را فراتر از ادعای طرفهای منازعه در افغانستان بررسی کنند. این کار از یک طرف کمک میکند عدالت در مورد قربانیان این رویداد تامین شود و از طرفی روند صلح افغانستان را از شکست دوباره نجات میدهد.
