در کشورهایی مثل افغانستان، هر برنامهای که برای «تغییر» بسنجید، برعکس آن نیز ممکن است. اگر امروز تا حدی آزادی بیان داریم که سیاستپیشهها را دشنام بدهیم و بگوییم، «آزادی بیان نیست»، فردا این امکان هست که حتا مجبور شویم در گفتن «نام» خود نیز خودسانسوری کنیم. به همین سبب، مبارزهی مدنی در این وطن شعور و شور و شجاعت و شکیبایی را با هم میخواهد.
. . .
هندوستان از بزرگترین دموکراسیهای دنیاست اما میبینید که چندنسل کلیدهای اصلی سیاست در دست اعضای چندخانواده میچرخید و هنوز گرایشهای عاطفی در سیاستها بیشتر از برنامهها اثرگذارند. مردم بیشترینه یا با «دل» خود رای میدهند یا برای رفع و دفع «مشکلات موجود» خویش… آنها کمتر به «دورنما» میاندیشند و به سود و زیان درازمدت همگانی (و حتا خود).
