باز هم سیاف
نمیدانم چرا ضمیر ناخودآگاه در من، هربار این اخوانیست دوآتشه، شیخالحدیث، پروفیسور ثقافت اسلامی، سیاف را نشانه میرود. قبلا در پیوند با موضع انتخاباتی وی چندسطری را خط خط کرده بودم و با دوستانم به اشتراک گذاشته بودم که سیاف میتواند نقطهی عطفی بین عبدالله و اشرف باشد و جامعهی جهانی سیاف را به عنوان عایقسازی بین این دو قطب شدیدا متمایل به «شارتی»، نگه داشته است. اعلامیهی حزب دعوت اسلامی به رهبری سیاف این گمانه را در ذهن من تبدیل به یقین کرد.
قراین نشان میدهند که گرویدن نامزدان پیشتاز به ادبیات «پرخاشگرایانه» و دیپلماسی «سخیفانه» علیه همدیگر و تنزیل ابزارهای رسیدن به قدرت از جایگاه «دموکراتیک» آن به حربههای «عوامفریبانه»، از «جوی خون جاری شدن» گرفته تا «بزرگنمایی از کمکاریهای گذشته» و «اینک قاقروده» و شاید فردا تنشهای لفظی طرف، بهشدت تحریکآمیز است و نطفهی ناجایز تنشهای خیابانی را در بطن خویش میپروراند.
این اعلامیه بیشتر یک هشدار است تا یک حسن ختام ریشسفیدانه. این اعلامیه آکنده از ایهام و تناسب و استعارههایی است که همهیشان رجعت هیولا و کابوس تجربههای گذشته را در شیپور «بیطرفی» میدمند و نوید میدهند.
سیاف گزینهی نهایی برای «ایزوله» یا عایقبندی میان سیمهای لوچ است که هرلحظه به سوی شارتی نمودن پیش میروند.
یادداشت: موقف ما، موضع قبلی ما در انتخابات دور اول است. این قلم در سیر خود بر منافع هیچیک از دو فیگور شاخص نمیلرزد. خداوند خیر همه را پیش کند.
