امکان دستیابی به راه حل سیاسی دشوارتر از گذشته شده است. با دو تحلیفی که روز دوشنبه برگزار شد، قواعد بازی تغییر کرده و هیج طرف نمیخواهد شکست را بپذیرد. اکنون نگرانی اصلی این است که وضعیت از تنشهای سیاسی راه خود را به درگیری نظامی باز کند. واقع این است که اگر راه حل پیدا نشود، گریزی نیست که تنشهای سیاسی به درگیری برسد. اعلام دو حکومت در عمل به تضاد مناقع منجر میشود. هر کدام از دو حکومت که بخواهد اعمال قدرت کند، دیگری بهعنوان یک نیروی نامشروع تلقی میشود. نمیشود که در یک ولایت از دو حکومت مقامهای محلی نمایندگی کنند. اگر هر کدام از طرفهای ارگ و سپیدار بخواهد از این وضعیت چشمپوشی کند، اقتدار حکومت دیگر معنایی ندارد. اینجاست که گفتهی معروف «دو شاه در اقلیمی نگنجد» مصداق پیدا میکند. زیرا تضاد منافع جود دارد. و تضاد منافع در نهایت به درگیری نظامی ختم میشود. ریشهی بسیاری از جنگها در تضاد منافع نهفته است. از اینرو، افغانستان بهسوی یک جدال سخت سیاسی در حرکت است. نیاز است که بهصورت فوری و پیش از آنکه خیلی دیر شود، دامن این بحران جمع شود.
برخورد نیروهای امنیتی افغانستان در روز تحلیف بیطرفانه و حرفهای بود. نیروهای امنیتی امنیت همایش تحلیف ارگ و سپیدار را بهگونهی درست و برابر تأمین کردند و رفتار نیروهای امنیتی با مهمانان هر دو مراسم ستایشبرانگیز بود. زمانی نیروهای امنیتی موفق است که در مسایل سیاسی بیطرفی خود را حفظ کنند. درگیرشدن نیروهای امنیتی به مسایل سیاسی جدای از اینکه این نیروها را با خطر دودستگی مواجه میکند، توانشان در امر مبارزه با تروریزم و تأمین امنیت افغانستان را نیز با مشکل روبهرو میکند. براساس گزارشها نیروهای امریکایی روند خروج خود را از افغانستان آغاز کردهاند. از طرف دیگر، طالبان هنوز از خشونت دست برنداشته و افغانستان در آتش ناامنی میسوزد. این وضعیت ایجاب میکند نیروهای امینیتی از درگیرشدن با تنشهای سیاسی خودداری کنند. مهمتر از این، هیچ کس حق ندارد پای نیروهای امنیتی را به جنجالهای سیاسی باز کند. استفادهی ابزاری و سیاسی از نیروهای امنیتی وضعیت را خطرناک و شکلگیری خشونت را حتمی میکند. وضعیت پیشآمدهی سیاسی بهگونهای است که کسی نمیتواند دیگری را نادیده بگیرد یا به بهانهی عدم مشروعیت سرکوب کند. هر دو حکومت نه مشروعیت سیاسی دارد و و نه مشروعیت حقوقی. مشروعیت حقوقی و سیاسی از دل یک انتخابات شفاف و فراگیر بیرون میآید. انتخابات افغانستان نه فراگیر بود و نه شفاف؛ یک افتضاح بود.
یکی از اتهامهای جدی بر اشرف غنی در طول پنج سال گذشته این بوده که نهادهای امنیتی را به ابزاری برای جدالهای سیاسی و تضعیف رقبایش تقلیل داده است. سقوط وجاهت و مشروعیت نیروهای امنیتی و تبدیلشدن این نیروها از حافظان تمامیت ارضی کشور و نگهبانان امنیت به ابزاری در دست ارگ ریاستجمهوری برای جدالهای سیاسی یک تهدید تکاندهنده و ترسناک است. از اینرو، نباید هیچ کسی بهشمول ارگ به فکر چنین کاری باشد. نیروهای امنیتی افغانستان، از مهمترین سرمایهها و دستآوردهای تمامیت کشور پس از سقوط طالبان است. مردم همواره مواجههی احترامآمیز و ستایشبرانگیز به نهادها و نیروهای امنیتی کشور داشتهاند و این نهادها و نیروها همواره در میان مردم از محبوبیت و حمایت برخوردار بودهاند.
در وضعیت اکنون باید راه حل سیاسی سنجیده شود. گزارشهایی وجود دارد که دوباره زلمی خلیلزاد تلاشهایش را برای یافتن یک راه حل از سر گرفته است. باید این کار صورت گیرد، زیرا نیاز است که یک راه حل پیدا شود. جامعه جهانی نمیتواند در مورد افغانستان بیتفاوت باشد و نظارهگرِ به بحرانرفتن افغانستان. جامعه جهانی به خوبی میداند که انتخابات افغانستان سازوکاری نبود که یک حکومت مشروع را سبب میشد. به همین دلیل بهشمول امریکا بسیاری از نهادهای دیپلماتیک نتیجهی انتخابات را به رسمیت نشناختند. در حال حاضر نیز به رسمیتشناختن یک حکومت و نادیدهگرفتن دیگری ممکن نیست. این کار مشکلات افغانستان را بیشتر میکند و تلاشهای امریکا برای آوردن صلح در افغانستان را با خطر جدی مواجه میکند. بنابراین، مبنای کار و تصمیمگیری جامعه بینالمللی در مورد افغانستان بر مبنای واقعیت افغانستان و معطوف به راه حل از وضعیت پیشآمده باشد.
