طالبان دو روز پس از پایان مهلت یکهفتهای کاهش خشونت دوباره به خشونت روی آوردند. این گروه حملاتش را به نیروهای امنیتی افغانستان از سر گرفت. بهنظر میرسد خشونت طالبان تنها به نیروهای امنیتی افغانستان محدود نمیشود، دو روز پیش طالبان ۵۵ غیرنظامی را در میدانوردک ربودند. گروگانگیری مصداق روشن خشونت علیه مردم است. این کار طالبان به این معناست که این گروه در روند صلح صادق نیست. درست است که توافقی در زمینه حملهنشدن به نیروهای افغان نشده، اما همزمانی صلح و جنگ یک امر درست نیست. همانگونه که تا توافق کاهش خشونت به میان نیامد، توافقنامه امریکا و طالبان امضا نشد. در مرحله دوم صلح نیز گره کار همین است. منطق رو آوردن طالبان به خشونتورزی، روزگویی است. درست است که مردم صلح میخواهند، اما به این معنا نیست که به هر زبونی تن دهند.
طالبان همیشه به خشونت متکی بودهاند. هنوز این گروه وابسته به خشونت است. قرار است تا کمتر از یک هفته دیگر گفتوگوهای بینالاافغانی آغاز شود، اما تمرکز طالبان بر جنگ و خشونت هر نوع صلح و توافق را ناممکن میکند. برای اینکه گفتوگوها آغاز شود، نیاز است که سطح خشونتها پایین نگهداشته شود. وقتی صحبت از توافق به میان میآید، لازم است که برای تمام طرفها اعتماد وجود داشته باشد. طالبان انتظار دارد که پیش از آغاز گفتوگوهای بینالاافغانی، افغانستان پنجهزار جنگجوی این گروه را از زندان آزاد کند. اما خودشان حاضر نیست کوچکترین گام برای اعتمادسازی بردارند. این کار به معنای برگشت به وضعیت قبلی، زیادهخواهی و زورگویی است. در چنین وضعیت رهایی زندانیان طالب این معنا را دارد که افغانستان اجازه میدهد پنجهزار جنگجوی طالب دوباره به میدان جنگ برگردد. از اینرو، دولت افغانستان باید مطمئن باشد کسانی که رها میشوند دوباره به میدان جنگ برنمیگردند. این اعتماد زمانی بهدست می آید که طالبان نشان دهد متکی به خشونت نیست و در روند مذاکرات صادق است.
در اینکه طالبان نیز از جنگ خسته شده، شکی وجود ندارد. از اینرو، طالبان نگاه سادهلوحانه خود از جنگ افغانستان را باید بازنگری کنند. پیروزی در میدان جنگ برای هیچ طرفی ممکن نیست. نیروهای امینتی افغانستان این توان را دارند که در مقابل جنگجویان طالب از افغانستان دفاع کند. همیشه طالبان در جنگهای رودررو به نیروهای امنیتی افغانستان باختهاند. افغانستان اکنون دارای ارتش ملی و پولیس ملی قدرتمند است. در میدان جنگ ثابت شده است که طالبان توان رویارویی با نیروهای امنیتی افغانستان را ندارند، برای همین طالبان به حربهی انتحار و انفجار روی آوردهاند. نیروهای امنیتی افغانستان از پشتوانه وسیع مردمی برخوردار است. نیروهای امنیتی افغانستان، از مهمترین سرمایهها و دستآوردهای تمامیت کشور پس از سقوط طالبان است. مردم همواره مواجههی احترامآمیز و ستایشبرانگیز به نهادها و نیروهای امنیتی کشور داشتهاند و این نهادها و نیروها همواره در میان مردم از محبوبیت و حمایت برخوردار بودهاند. پس اگر طالبان بخواهد با زور و خشونت در مذاکرات امتیاز بیشتر بهدست آورد، خیال باطل است. نتیجهی این کار جز صدمه دیدن روند صلح نیست.
طرف دیگر این ماجرا همپیمانان بینالمللی افغانستان بهشمول ایالات متحده است. کشورهایی که طالبان را در صلح با واشنگتن مجبور کردند به کاهش خشونت تن دهند، باید این گروه را در مرحله دوم صلح که هم گسترده است و هم پیچیده، مجبور کند دست از خشونت بردارد. این کار بخش اصلی مأموریت کشورهایی است که دو دهه است افغانستان را کمکهای جانی و مالی فراوان کردهاند. اگر منطق صلح «بده و بستان» است؛ نباید حکومت افغانستان در بدل هیچ، زندانیان طالبان را رها کند.
