گریزی نیست که گفتوگو با طالبان باید از صف واحد انجام شود. مشارکت پراکنده دولت و جریانهای سیاسی افغانستان در نشست بینالافغانی چیزی است که طالبان میخواهد. این وضعیت به طالبان امکان میدهد که بهعنوان یک نیروی فاتح بهدنبال تشکیل نظام سیاسی برای آینده افغانستان باشد. در طول نزدیک به 18 ماه مذاکرات امریکا با طالبان افغانستان در حاشیه قرار داشت. این حاشیهنشینی نتیجهی بازی بد رهبران حکومت وحدت ملی و جریانهای سیاسی افغانستان بود. حکومت در این مدت تلاش کرد روند صلح را بهگونهی انحصاری در اختیار داشته باشد. ایجاد وزارت دولت در امور صلح بهعنوان یک نهاد موازی در کنار شواری عالی صلح در واقع به رفتارهای انحصاری ارگ در روند صلح برمیگردد. حتا در درون حکومت وحدت ملی میان ارگ و سپیدار همسویی وجود نداشت. جریانهای سیاسی افغانستان نیز در اقدامهای واکنشی به رفتار حکومت هر کدام بهصورت پراکنده با طالبان نشستند. نتیجه چنان شد که هم حکومت افغانستان کنار گذاشته شد و هم جریانهای سیاسی تجرید شدند.
روند صلح افغانستان روی یک میکانیزم دو مرحلهای تنظیم شده است. مرحله اول گفتوگوی امریکا و طالبان بود که سه روز پیش دو طرف موافقتنامه صلح را امضا کردند. در این مرحله بیشتر از هر کسی دیگری طالبان و برخی از حامیان منطقهی این گروه سود بردند. طالبان در موافقتنامه که با امریکا امضا کردهاند، سه امتیاز بسیار بزرگی را بهدست آوردند: جدول خروج نیروهای امریکایی، بیرونشدن نام رهبران طالب از لیست سیاه و امتیاز رهایی هزاران زندانی طالب که در زندانهای افغانستان بهسر میبرند. برای طالبان هر سه این امتیاز سرنوشتساز و حیاتی است. امریکا نیز در این داد و ستد تلاش کرده که منافع خود را تأمین کند. طالبان تعهد کردهاند که با القاعده مبارزه کنند و نگذارند هیچ گروهی در افغانستان مناقع ایالات متحده را تحدید و تهدید کند. مرحله دوم، گفتوگوهای بینالافغانی است. در این مرحله افغانستان قرار است با طالبان روبهرو شود. در این مرحله است که منافع و چشمانداز اینده افغانستان تعریف میشود.
بدون شک طالبان در تلاش است در گفتوگوهای بینالافغانی دوباره با جریانهای پراکندهی سیاسی و حکومتی مواجه شود. این وضعیت ایدهآل طالبان در بازی بزرگ صلح است و به این گروه فرصت میدهد به سمتی حرکت کند که در آن امارت اسلامی گفتمان غالب باشد. این فرصت نباید دوباره در اختیار طالبان قرار بگیرد. به عبارت دیگر، همهی طرفها در افغانستان نباید اشتباه گذشته را مرتکب شوند. همسویی در مذاکرات صلح بینالافغانی اولین شرط پیروزی در این بازی بزرگ است. یک هفتهی دیگر برای آغاز مذاکرات بینالافغانی فرصت باقی مانده است. در چنین شرایط حساس مصروفشدن به تنشهای سیاسی خطرناک است. بهنظر میرسد که دوباره جنجالهای انتخاباتی اولویت اصلی نیروهای سیاسی در افغانستان شده است. ارگ این روزها برای مراسم سوگند آماده میشود. تیم ثبات و همگرایی در نظر دارد که دوباره روند معرفی والیها را در شماری از ولایتهای دیگر روی دست بگیرد. توقع نداشته باشیم در چنین وضعیت در روند صلح بینالافغانی اتفاقی رقم بخورد که به نفع مردم افغانستان باشد یا از جمهوری اسلامی پاسداری شود. بر این اساس، همهی جریانهای سیاسی باید شرایط حساس فعلی را درک کنند.
بهرغم اینکه حکومت میگوید هیأت گفتوگوکننده آماده است، بهنظر میرسد این هیأت آماده نیست و همسویی تمام طرفها در افغانستان شکل نگرفته است. با توجه به مواضع پراکنده و وضعیت سیاسی پساانتخابات، یکدستکردن مواضع کار زمانبر و دشواری است. روایتی که این روزها ارگ دارد ساده و یکجانبه است. تشکیل هیأتی با ماهیت صرف حکومتی را نه گروه طالبان میپذیرد و نه مورد قبول جریانهای سیاسی است. هیأتی که تشکیل میشود باید پشتوانه تمام جریانهای سیاسی را داشته باشد. در این وضعیت نه کنار زدن جریانهای سیاسی و نه دور زدن حکومت کاری درستی است. جریانهای سیاسی افغانستان باید در دفاع از نظام ارزشهای بهدستآمده در 18 سال گذشته صف واحد تشکیل دهند. این همسویی و کنارگذاشتن علایق شخصی یا تیمی یک ضرورت است نه یک انتخاب.
