حالا نوبت افغانستان است

اطلاعات روز

امریکا و طالبان پس از دو دهه دشمنی و جنگ دیروز در دوحه توافق‌نامه‌ی صلح امضا کردند. توافقی که تا اجرای قدم‌های بعدی برای تحقق صلح در افغانستان مشروط اعلام شده و دست‌کم یک سال برای رسیدن به آن دو طرف تلاش‌های نظامی و دیپلماتیک انجام دادند. حالا پس از توافق صلح امریکا با طالبان، نوبت افغانستان است.

افغانستان در یک هفته‌ی گذشته پس از دو دهه جنگ شاهد کاهش خشونت چشم‌گیر توسط طرفین جنگ بود، اما حتا در هفته کاهش خشونت جان دست‌کم 41 شهروند افغانستان را جنگ گرفت و البته در مقایسه با شش ماه قبل ممکن است جان ده‌ها تن دیگر در نتیجه‌ی فیصله سیاسی «کاهش خشونت» از مرگ حتمی حفظ شده باشد. برای همین، حالا نوبت افغانستان که قدم‌های دشوار و سنجیده‌شده را برای یک توافق سیاسی تا رسیدن به صلح درازمدت بردارد.

افغانستانِ ایده‌آل طالبان، افغانستان مورد نظر حکومتی‌ها و افغانستان که قوم‌گرایان به دنبالش است، طرف‌های اصلی گفت‌وگوی داخلی است که قرار است در چند ماه آینده مشخص شود که نوع نظام سیاسی، حقوقی و فرهنگی حاکم در افغانستان چه باشد. جدای از اختلافات جزئی و اساسی که سه طرف اصلی گفت‌وگوهای بین‌الافغانی دارند، اشتراک جریان‌های سیاسی حاکم در مورد آینده افغانستان بسیار است. روی کار آوردن یک حکومت متمرکز با مشروعیت دینی و مردمی و تحکیم سلسله‌مراتب قدرت براساس روابط قبیله‌ای و جایگاه دینی و جهادی افراد، توافق بدیهی این سه طرف خواهد بود. اما چنین چشم‌اندازی مشکلات فرهنگی و سیاسی داخلی و مشکل بزرگ‌تر جایگاه افغانستان در جامعه بین‌المللی را حل نمی‌کند. با توجه به فرصت و امتیاز بیش‌تری که این جریان‌ها در گفت‌وگوهای صلح دارند و با توجه به اشتراک فراوان عقیدتی و منافع مشترک‌تر، به‌نظر می‌رسد امکان توافق آسان است و حتا سریع. اما واقعیت این است که توافق در مورد آینده افغانستان که دیگر هرگز درگیر جنگ و خشونت داخلی نباشد، آسان و صرفا با توافق نیروهای سنتی ممکن نیست.

گفت‌وگوهای بین‌الافغانی که قرار است به‌عنوان مهم‌ترین مرحله‌ی توافق داخلی برای صلح در هفته‌های آینده آغاز شود، شروع یک مأموریت سخت و پیچیده برای کشوری است که چهار دهه در جنگ بوده است. حالا اگر قرار است به آینده‌ی عاری از خشونت برسیم، مذاکرات پیش رو باید مشکلات اصلی و ریشه‌دار فرهنگی، سیاسی، نسلی و ارزشی موجود را بتواند به یک توافق پایدار در نظام سیاسی و حقوقی آینده جا دهد و به آن عمل کند. توافق سریع بر سر نوع نظام سیاسی و قدرت مشارکتی نمی‌تواند در عرصه‌های معرفتی و فرهنگی تفاوت و تکثر افغانستان را نادیده بگیرد. ارزش‌های شهروندی حاکم بر مناسبات جامعه شهری افغانستان به آسانی نمی‌تواند با زندگی دینی و مناسک عبادی جامعه دیندار با هم کنار بیایند. توافق سطحی و یا تحمیل یک دیدگاه غالب در میز مذاکرات نمی‌تواند به خاموشی این تفاوت‌های اساسی بینجامد. مذاکره‌کنندگان بر سر آینده افغانستان باید فراگیرتر از مقامات بر حال حکومتی، نمایندگان امارت اسلامی و گروه‌های سیاسی-قومی نامدار باشد. صلح پایدار، صلح میان ارزش‌ها و شیوه‌های زندگی متکثری است که بتواند رواداری را در افغانستان نهادینه کند، نه انحصار و استبداد فکری و سیاسی را. نگرانی اصلی در کاهش خشونت و پایداری صلح تنها توافق و پابندی جامعه سیاسی افغانستان به یک اعلامیه یا توافق‌نامه مشترک نیست. نگرانی اصلی چشم‌پوشی از تکثر فرهنگی و فکری مردم افغانستان است که توافق آینده نتواند اصول بنیادین و اساسی آن را در نوع نظام سیاسی و حقوقی آینده تضمین کند.

بدیهی‌ترین معنای توافق صلح امریکا با طالبان برای افغانستان باید این باشد که ما فارغ از ترجیحات عقیدتی، قومی و سیاسی و حتا اختلافات تاریخی چشم‌انداز مذاکرات را مسیری تعریف کنیم که هویت بی‌اعتبار و ترسناک هر شهروند افغانستان در بیرون از مرزهای این کشور تغییر کند. افغانستان برای بقا و رفاه چاره‌ای جز قدم‌گذاشتن در مسیر توانمندکردن شهروندانش ندارد. باورهای دینی طالبان، دیدگاه سیاسی جهادی‌ها، کارنامه‌ای فاسد مقامات دولتی هیچ کدام مشکل مردم افغانستان را حل نمی‌کند. و هیچ کدام بر اعتبار و تعیین نسبت ما با یک جهان پیش‌رو و در حال رشد نمی‌افزاید. بنابراین، مذاکره واقعی توافق برای تقسیم قدرت میان حکومتی‌ها، طالبان و گروه‌های سیاسی و قومی نیست، مذاکره واقعی یافتن توافق و راه‌حل میان ارزش‌ها و باورهای نیروهای سنتی افغانستان و ناگزیری‌های نسل جدید افغانستان است که می‌خواهد جایگاه بهتری در منطقه و جهان داشته باشند.

توافق سیاست‌مداران بر سر تقسیم قدرت و نوع نظامی سیاسی که صرفا به نگرانی‌ها و ترجیحات آن‌ها پاسخ بدهد، نه یک صلح پایدار بلکه یک اجماع موقتی برای منزوی‌کردن افغانستان و افزایش ریشه‌های اختلافات ارزشی میان مردمان این کشور است. چنین توافقی نمی‌تواند نگرانی‌های همه‌ی افغان‌ها را پاسخ دهد، به رسمیت بشناسد و پشتوانه‌ی یک جامعه متکثر باشد. اما بی‌تردید نیاز ما این است که بر سر قواعد دموکراتیک و قوانین انعطاف‌پذیر و قابل اجرای دست یابیم که بتواند به‌لحاظ داخلی تکثر قومی، فرهنگی و ارزشی ما را مجال پرورش بدهد و در سطح جهانی افغانستان را به یک عضو بااقتدار و اثرگذار منطقه و جامعه بین‌المللی تبدیل کند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه