وضعیت پیشآمده نشان میدهد که ثبات سیاسی افغانستان در معرض خطر فروپاشی قرار گرفته و کشور وارد مرحلهی جدید بحران مشروعیت نظام سیاسی شده است. مشروعیت سیاسی تنها به اعلام نتایج انتخابات بسته نیست، پذیرش نتیجهی انتخابات مهمتر است. اگر مدعیان قدرت نتیجه را نپذیرد، روشن است که ثبات سیاسی و مشروعیت نظام در معرض خطر جدی قرار میگیرد. نتیجهی نهایی انتخابات را اغلب دستههای انتخاباتی نپذیرفتهاند. حالا هم غنی و هم عبدالله خودشان را رییسجمهور میدانند. هواداران آقای عبدالله در برخی از ولایتها عکسهای آقای غنی را پایین کشیدند و در برخی از ولایتها نیز عکسهای آقای عبدالله دور انداخته شده است. ممکن است این تنشها بیشتر شده و به کابل هم کشیده شود و مانورهای خیابانی جایش را به تنشهای جدیتری بدهد. از اینرو، جریانهای سیاسی کاری نکنند که وضعیت از این هم بدتر شود. ضرورت است که تلاش تمام طرفها معطوف به حل مشکل باشد، نه پیچیدهکردن آن. دستهی ارگ و جریانهای همسو با آن باید درک کند که نمیتواند اعتراضهای نیروهای سیاسی دیگر را نایده بگیرد. جریانهای سیاسی بیرون از حلقه ارگ یکصدا و با قاطعیت نتیجهی اعلامشده را مردود اعلام کردهاند. بنابراین اوضاع آبستن تحولات نگرانکننده است. جریان عمده مخالف ارگ بهشمول دسته ثبات و همگرایی باید متوجه این وضعیت باشد که با حکومت موازی و دامنزدن به خشونتها راه به جایی نمیبرند. این کار فقط به پیچیدهترشدن وضعیت کمک میکند.
سیاستمداران افغانستان میدانند که فرصت بهدستآمده برای رسیدن به صلح بیشتر از هر زمان دیگر است. اینک زمان آن است که طرحی برای رسیدن به صلح به میان آید. تشکیل یک هیأت همهشمول برای گفتوگوهای بین الاافغانی و فارغ از تقابل کنونی، میتواند فرایند صلح را مدیریت و زمینهی رسیدن به یک صلح پایدار را فراهم کند. در شرایطی که اولویت اصلی گفتوگوهای صلح است و امکان آغاز گفتوگوهای بینالاافغانی وجود دارد، افغانستان نباید دچار بحران و تقابل درونی شود. این کار تنها به سود طالبان است. مردم انتظار داشتند که از دل انتخابات یک نظام بیرون بیاید که ثبات و پایداری داشته باشد. اما این کار بهدلیل سوءمدیریت نهادهای انتخاباتی ناکام شد و اکنون ثبات نیمبند افغانستان در معرض تهدید بزرگتری قرار دارد. این تهدید تنها با خویشتنداری و گفتوگوهای جریانهای سیاسی خنثا میشود.
بهطور کلی تا کنون کشورها و نهادهای بینالمللی که با افغانستان رابطهی دوستانه و مبتنی بر همکاری دارند، با وضعیت پیشآمده برخورد احتیاطآمیزی داشتهاند. بهنظر میرسد این موضعگیری درست و حسابشده است. نیاز است که دوستان بینالمللی افغانستان که 18 سال هزینههای سنگین جانی و مالی کردهاند تا افغانستان دارای ثبات سیاسی نسبی شود، از این وضعیت محافظت کند. شکی وجود ندارد که نقش دوستان بینالمللی افغانستان برای مدیریت وضعیت پیشآمده بیبدیل است. بیشتر جریانهای سیاسی در افغانستان از حامیان بینالمللی افغانستان حرفشنوی دارند و با آنها همسویند. بنابراین، برخورد دوستان بینالمللی باید با وضعیت پیشآمده احتیاطآمیز و معطوف به بهبود وضعیت و راه حل و بیطرفانه باشد.
بخشی از کار نهادهای بینالمللی در انتخابات افغانستان باید بازگرداندن اعتبار نهادهای انتخاباتی باشد. متاسفانه اعتبار نهادهای انتخاباتی بهشدت آسیب دیده است. سوءمدیریت در کمیسیونهای انتخاباتی برای کسی پوشیده نیست. انتقاد از کارکرد آنها تنها محدود به تیمهای رقیب اقای غنی نمیشود. بیشترین انتقاد را نهادهای ناظر از عملکرد کمیسیونها دارند. هنوز نهادهای انتخاباتی استدلال قانعکنندهی تخنیکی و قانونی برای نامزدانی که بازنده اعلام شده و اعتراض دارند، نداده است. باید نهادهای انتخاباتی مورد ارزیابی قرار گیرد. متأسفانه دولت افغانستان یا نمیتواند یا نمیخواهد این کار را کند. در 2014 نیز همین کمیشنران بودند که افغانستان را تا مرز فروپاشی سیاسی پیش برد که در نهایت با پادرمیانی امریکا، حکومت وحدت ملی سر کار آمد. اما مسئولان نهادهای انتخاباتی که مسبب این وضعیت بودند، هیچ گاهی به پنچه قانون سپرده نشدند. اگر دور پیش از برخوردهای سهلنگارانهی کارگزاران انتخاباتی پرسیده میشد، افغانستان امروز دوباره بهدلیل سوءمدیریت نهادهای انتخاباتی در آستانهی یک بحران تمامعیار و سراشیبی سقوط ایستاده نبود.
