بازارِ پررونقِ بیعت به نامزدهایِ انتخاباتی
مطابقِ قانونِ انتخابات، «رای آزاد، سری و مستقیم صورت میگیرد. رایدهندگانْ حق مساوی دارند و هرکسی فقط حق یک رای دارد و از جانبِ خود رای میدهد. هتکِ حرمت، پیشنهاد یا قبولِ وجهِ پولی یا منفعتِ دیگر برای نفوذ در روند انتخابات، تخلفِ انتخاباتی محسوب میشود» (مادههای ۲، ۳ ، ۴ و مادهی ۵۳: ۲ و ۵». بازار پررونقِ بیعت به نامزدها در این روزها و اینکه هر بیعت کنندهای با کولهباری، آرای از پیش تعیین شدهای را در برابر وجهِ پولی یا منافعِ سیاسی میفروشند، دیدنی و نشانگرِ آن است که قانونِ رسمی در افغانستان هیچ ارزش و جایگاهی ندارد. آنهایی که مسئولیتِشان حفاظت، قانونگزاری و اجرایِ قانون است، بیش از مردمِ عادی از قوانینِ غیررسمی تبعیت میکنند. کارناوال لشکرِ بیعت کنندهیِ پارلمان، با آن وقاحت و بیشرمیِ باشکوه، دیدنی و رقتانگیز است. آنچه امروز از آن به عنوان «حمایت» یاد میشود، «حمایت» نیست، بیعت است. این بیعتدهی و بیعتگیری را که در آن گلههایی با اشتهای تمام به آخور میروند، نمیتوان با قانونِ احزابِ سیاسی مدرن توضیح داد. احزابِ سیاسیِ مدرن، مروجِ اخلاقِ رسمی و قانونی اند و با استفاده از سازوکارهایِ قانونی، مردم را با خود همراه میسازند. وضعیتِ کنونی را فقط با مفهوم «بیعت» میتوان توضیح داد. انتخاباتی در کار نیست، بیعت به «پادشاه» یا «خلیفه» است. بدل کردنِ دموکراسی و انتخاباتْ به سازوکار قدیمی بیعت، به ضرر دموکراسی و آیندهی کشور است و به قانونگریزی مشروعیت میبخشد و شکلگیری ارزشهای مدرن را دشوار میسازد. بیعت را هرنوع تفسیر کنیم، به معنای «تجارت بیع و شرا» است و نظامِ سیاسی را در حد دکانِ تجاری و فعالیتِ سیاسی را در حد دکانداری و بقالیگری تنزل میدهد و انگیزهای ورای منفعتهای زودگذر و شخصی بر جای نمیگذارد.
تاریخ بیعت در اسلام، تاریخ معاملهی سران و رهبران سیاسی و مذهبی، بر سر همراهسازیِ و پیرو ساختنِ مردم بوده است. اما از آنجا که در ذاتِ این تجارتِ کثیف، نوعی بدعهدی و بیوفایی وجود دارد و بازی کردن با سرنوشتِ مردم، بنیانِ نظامهای اخلاقی را ویران میکند، بعد از هر بیعتی، خشونت است. تاریخ بیعتهای سیاسی، تاریخ خشونتهای سیاسی هم هست و دستِکم خشونتهای سیاسی تاریخِ اسلام را میتوان با فرمول «بیعت/ عهدـ خشونت/ جنگ» توضیح داد. جنگهای داخلی صدر اسلام، جنگِ بیعت بودند. این جنگ تا هنوز ادامه دارد. بعد از هر جنگی، بیعتی هست و بعد از هر بیعتی، جنگی. فرمولِ سنتی و تاریخیِ «بیعتَـخشونت» به طرز عجیب و غریبی در این روزها، در انتخاباتِ افغانستان رونق پیدا کرده است. این سنتِ بدعهدی، بیش از آنکه قانونگرایی، مدارا و اخلاقِ رواداری و بردباری را ترویج کند، تجارت و بیع و شرا را تا سریترین حق مردم کشانده است: حق رای! شادی و هلهلهیِ تماشاچیانِ بازیِ بیعت نیز ترسناک است. تماشاچیان در موضوع تماشایشان به کلی ادغام شدهاند و بیعت، این ناقوسِ زوال و خطرِ دموکراسی و قمارِ بزرگان را عمل دموکراتیک و بهتمام معنا مردمی درک میکنند!
