ظاهرا گروه طالبان درچارچوب زمانی محدود با کاهش خشونت در کلانشهرهای افغانستان موافقت کرده است. جزییات دقیق این موافقتنامه روشن نیست. گفتوگو میان نمایندگان امریکا و طابان از دو روز به اینسو آغاز شده و تا چند روز دیگر ادامه خواهد داشت. در حال حاضر بر اساس گزارش رسانهها واشنگتن با طالبان در مورد امضای توافقنامه و تشریفات آن در حال گفتوگو است. این نشان میدهد که پیشرفت ملموسی در گفتوگوهای صلح امریکا با طالبان رونما شده است. برخلاف معمول، اینبار یک مقام بلندپایهی پاکستانی نیز گفته است که طالبان به کاهش خشونت موافقت کرده است. شاهمحمود قریشی، وزیر خارجهی پاکستان با نشر یک پیام تصویری به صراحت از «پیشرفت خوب» در زمینهی صلح افغانستان یاد کرده و گفته که صلح به منفعت پاکستان و افغانستان است.
کاهش خشونت معنی ندارد. برای رسیدن به صلح آتشبس نیاز است. زیرا گفتوگو بدون آتشبس ناکام میماند. اتفاق که حدود چهار ماه پیش رخ داد. توافقنامهی واشنگتن با طالبان آمادهی امضا بود. حتا از رهبران طالبان برای امضای موافقتنامه به کمپ دیوید دعدت شده بود، اما حملهی طالبان در کابل که در آن 11 افغان به شمول یک سرباز امریکایی کشته شدند، باعث شد امریکا به این توافق پشت پا بزند. برای موفقیت روند صلح اولین گام آتشبس و توقف جنگ است، زیرا درمیدان جنگ هیچ اعتمادی وجود ندارد. بنابراین، در روند جاری گفتوگوهای صلح، باید رویکردی در پیش گرفته شود که گام به گام حُسن نیت طرفین را آزمایش و اعتمادسازی کند و آغاز آتشبس ولو محدود اولین گام است. از طرف دیگر، کاهش خشونت تعریف مشخصی ندارد. در عمل طرفهای درگیر چگونه میخواهد گاهش خشونت را بسنجد. قبلا نیز طالبان در «کنفرانس بینالافغانی صلح» تعهد کرده بود که به هدف «تضمین امنیت» غیرنظامیان، موسسات عامالمنفعه، مدارس، دانشگاهها، شفاخانهها و منازل رهایشی مردم خشونتها را کاهش دهد، اما درعمل هیچگاهی این تعهد انجام نشد. به نظر میرسد طالبان هنوز باور دارد که خشونت راه رسیدن به قدرت است. طالبان بهعنوان ماشین جنگیِ که از جنگ داخلی یک ربع قرن پیش ظهور کردهاند، عمدتا متکی به خشونت بودهاند. از اینرو، بیمیلی طالبان به پایاندادن به خشونت در مقیاس بزرگ، یعنی به میان آمدن یک آتشبس، مضاف بر اینکه موجب تلفات سنگین جانی و مالی میشود، بلکه فضای مذاکرات صلح را نیز آسیب میزند.
آتشبس پیش از هر نوع توافق برای طالبان یک محک است؛ اینکه این گروه باید نشان دهد که بر هزاران جنگجوی خود تسلط دارد، زیرا هیچ تضمینی وجود ندارد که طالبان چه در قدرت و چه بهعنوان شریک قدرت، بتوانند هزاران پیکارجوی جنگطلبی را که جنگ افغانستان برای آنان یک امر مقدس است، راضی کند که تفنگ بر زمین بگذارند. مهمتر از این، طالبان یک نهاد چندپارچه و درگیر نزاعهای داخلی است. درست است که رهبران طالبان در میز مذاکره بر پایان جنگ این گروه با امریکا و حکومت افغانستان باورمند شدهاند، اما هنوز شاخهی نظامی و هزاران پیکارجوی طالب باور دارند راه رسیدن به قدرت جنگ است. واقعا برای این پرسش که سرنوشت حدودا ۸۰ هزار جنگجوی طالبان چه خواهد شد، پاسخی وجود ندارد.
در پایان این واقعیت که طالبان هنوز به فکر احیای امارت اسلامی از طریق جنگ است، وابستگی طالبان به خشونت را به وضوح نشان میدهد، اما تمرکز طالبان بر جنگ و خشونت هر نوع صلح و توافق را ناممکن میکند. اکنون که بهنظر میرسد طالبان در آستانهی توافق با ایالات متحده قرار دارد، باید روی یک آتشبس فراگیر فکر کنند. در اینکه طالبان نیز از جنگ خسته شده، شکی وجود ندارد. از اینرو، طالبان نگاه سادهلوحانهی خود از جنگ افغانستان را باید بازنگری کنند. پیروزی در میدان جنگ برای هیچ طرفی ممکن نیست. از یاد نبریم که یک طرف این منازعه مردم و دولت افغانستان است. نظر مردم افغانستان و همچنان دولت به صورت روشن این است که باید پیش از هر نوع توافق آتشبس به مبان بیاید. زیرا توافق صلح در میدان جنگ و خشونت ممکن نیست. صرف کاهش خشونت نه عملی است و نه هم بسنده. آتشبس کمک خواهد کرد که ثابت شود طالبان در پی مذاکرات صادقانه هستند یا خیر.
