گزارش تازهی کمیسیون حقوق بشر افغانستان ناامیدکننده است. برخلاف انتظار، گراف خشونت بر زنان در حال افزایش است. گزارش تازهی کمیسیون حقوق بشر نشان میدهد که دوباره امسال خشونت علیه زنان بیشتر شده و متأسفانه زنان هنوز انواع خشونت را تجربه میکنند. این وضعیت بهرغم اینکه نشاندهندهی بیپناهی و روزگار سیاه زنان است، ناکامی یک مثلث را که سالهاست برای زنان کار میکنند، نیز به نمایش میگذارد: جامعه جهانی، حکومت افغانستان و نهادهای داخلی و مؤسسات که در راستای کاهش خشونت و خدمت به زنان بهوجود آمدهاند. بخش زیادی از وضعیت ناامیدکنندهی امروز زنان در افغانستان به چند عامل برمیگردد:
یک: یکی از دلایل اصلی حملهی امریکا بر افغانستان بعد از یازدهم سپتامبر، بهبود وضعیت، آزادی از چنگ خشونت و توانمندسازی زنان قلمداد شد و در این راستا برنامههای هم روی دست گرفته شد؛ اما این برنامهریزی دارای دو اشکال جدی بود که باعث شد انتظارها به فرجامی رضایتبخش منتهی نشود، بهویژه در راستای کاهش خشونت علیه زنان: اشکال اول سرمایهگذاری اندک ایالات متحده روی تغییر وضعیت زنان افغان در مقایسه با بودجه جنگ امریکا در افغانستان است. به عبارت دیگر، مشکل زنان در افغانستان بزرگتر از چیزی بود که برای آن هزینه پیشبینی و اختصاص داده شد. اشکال دوم استراتژیای که در این راستا به کار برده شد، بود. این استراتژی برای وضعیت زنان افغانستان کارآمد نبود. کمکها عمدتا شامل پرداخت میلیونها دالر به پیمانکاران و سازمانهای بینالمللی بوده است که بسیاری آنها هیچ شناختی از وضعیت و نیازهای زنان در افغانستان نداشته و قراردادها بهطور گسترده در اختیار مؤسسات و سازمانهای دستدومی و دستچندمی قرار گرفته که در نهایت برای کار بنیادی بودجهی کافی وجود نداشته است و صرفا کارهای در حد یک پروژهی بسیار سطحی و آبکی تنزیل پیدا کرده است. در ضمن، برای به مصرفرسیدن بودجه و کمکها هیچ سازوکاری نظارتی وجود نداشته است. به همین دلیل اکنون پس از نزدیک به دو دهه هزینههای مالی و معنوی، شاهد هیچ زیرساخت بنیادی برای بهبود وضعیت زنان نیستیم و هنوز مسألهی زنان بهعنوان یک مشکل جدی سرجایش باقی است.
دو: طرف دیگر این معادله دولت افغانستان است. دولت با اینکه قوانینی را برای محافظت از زنان به تصویب رسانده است، مانند قانون منع خشونت علیه زنان که در سال ۲۰۰۹ به تصویب رسید، اما اغلب این قوانین به اجرا درنمیآیند و از بسیاری از زنان افغان هنوز هم حمایت و محافظت نمیشود. بهطور گسترده با حقوق زنان برخورد سیاسی شده و همیشه از آن برای بهدستآوردن اهداف کوتاهمدت و شعار سیاسی استفاده شده است و کاری برای «تغییر بنیادی» در وضعیت زنان در کشور در اولویتهای حکومت نبوده و بیشتر جنبه نمایشی و سیاسی داشته است. بهعنوان مثال زنان بهطرز قابلتوجهی نزدیک به یک-سوم کرسیهای پارلمان را تشکیل میدهند، اما در معادلات که آیندهی کشور را تعیین کند، دور و کنار گذاشته میشوند. رویهمرفته، با اینکه دولت سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ را «دهه تحول» نامیده که قرار بود در این چارچوب برای حمایت از مشارکت گستردهی زنان در امور سیاسی، اقتصادی و حقوقی کارهای بنیادی صورت بگیرد، با اینکه تقریبا نیمی از این زمان سپری شده، اما در عمل وضعیت زنان پیشرفت نداشته است.
سه: در طول نزدیک به دو دههی گذشته، هزاران نهاد برای دفاع از حقوق زنان شکل گرفت. بخش زیادی از هزینههای و کمکهای بینالمللی در اختیار این نهادها قرار گرفته است، اما با رویکرد انتقادی دستآورد آنان قابل توجه نیست. رویکرد این نهادها متأسفانه پروژهای و اقتصادی بوده، نه نیازهای زنان. کمیسیون حقوق بشر افغانستان نیز در همین گره دستهبندی میشود. در طول این مدت این نهادهای نخواسته یا نتوانسته کاری بنیادی برای بهترشدن وضعیت زنان از چشمانداز کاهش خشونت انجام دهد و ابراز نگرانی کند. کمترین کار نهادهای داخلی بهعنوان جامعه مدنی برای زنان در نزدیک به دو دهه تلاش، دستکم به رسمیت شناختهشدن زنان و مشکلاتشان منجر نشد. اما چنین نیست و هنوز از مشکلات و ماهیت خشونت، مصادیق اجتماعی از خشونت علیه زنان تعریف روشنی وجود ندارد؛ چه رسد به راهکارهای عملی.
بنابراین، مبارزه در برابر خشونت علیه زنان نیازمند برنامههای گسترده است. برای اینکه پدیدهی خشونت علیه زنان در جامعه نکوهش شود، لازم است که آگاهیدهی لازم حقوق بشری و حقوقی در قالب کارگاهها، رسانهها و آگاهان جامعه صورت گیرد و مردم از کیفرهای جزایی این جرم و لزوم پیگرد قانونی مجرمان خشونت علیه زنان آگاه شوند. راه دیگر این است که دولت در نخست اصلاحات لازم را در نظام و شیوهی کاری نهادهای عدلی و قضایی کشور بهجود آورد و بعد در امر رسیدگی به پروندههای خشونت علیه زنان جدی عمل کند و عاملان خشونت علیه زنان را مجازات کند. و نهادهای بینالمللی ضمن توجه بیشتر به وضعیت زنان در استراتژیهای خود نیز نیازمند بازنگری هستند. به این صورت، میشود میزان خشونت علیه زنان را تا حدی کاهش داد.
