پس از حدود سه روز توقف کار بهدلیل رسیدگی به خواست نامزدان معترض، روند بازشماری آرا دوباره از سر گرفته شد. گفتوگوها به نتیجه نرسید و کمیسیون و کارها دوباره به جای اول برگشت. بسیاری از نامزدان به روند بازشماری معترض هستند و موارد اختلافی همچنان سرجایش باقی است. دستههای انتخاباتی معترض هشدار دادهاند اگر خواستههای قانونیشان برآورده نشود، اجازهی بازشماری و تفتیش آرا را نخواهند داد. گزارش شد که دیروز نیز در چند ولایت دروازههای کمیسیون بسته شد و یک تن از ناظرین تیم ثبات و همگرایی نیز کشته شد و اما از سوی دیگر، کمیسیون گفته است که گفتوگو آخرین چانس برای نامزدان معترض بود و کمیسیون اگر نیاز ببیند از نیروهای امنیتی برای آغاز و تکمیلکردن روند بازشماری کار خواهد گرفت. پولیسبازی و تقابل، برگشت به جای اول و پیچیدهکردن اوضاع است. کمیسیون باید به نگرانیهای مشروع دستههای معترض پاسخ مستدل و قانعکننده بدهد. دستکم در بحثهای رسانهای معلوم میشود که کمیسیون هنوز نتوانسته پاسخ قناعتبخش و مبتنی بر اسناد و شواهد برای دستههای معترض انتخاباتی ارایه کند. استدلال کمیسیون باید بر پایهی قانون و طرزالعملهای حقوقی انتخاباتی باشد، دستانداختن بهدلایل سیاسی و احتمالات کار را بهجایی نمیرساند، جز پیچیدهکردن اوضاع.
بهنظر میرسد وضعیت انتخابات پیچیدهتر میشود؛ از یکسو دستههای معترض انتخاباتی به خواستشان نرسیده و اعتراضشان پا برجاست و از سوی دیگر کمیسیون انتخابات بدون توجه به اعتراضها در تلاش مشروعیتبخشیدن به آرای بیومتریکنشده هستند. بهعنوان مثال ۱۳۷ هزار رأی «قرنطینشده» بااعتبار شناخته شد. این آرایی است که قبلا توسط شرکت درملوگ قرنطین شده که بدون اطلاع تیمهای انتخاباتی وارد محاسبهی نهایی آرای معتبر شده است. کمیسیون در اعلامیه خود و در هیچ جایی نگفته است که بر اساس کدام میکانیزم این آرا معتبر شناخته شده است و تنها گفته است که این آرا معتبر است. اگر دستههای معترض انتخاباتی به هر دلیلی نمیپذیرند حداقل برای مردم روشن کنید که میکانیزم اعتباربخشی به این آرا چه بوده است. کمیسیون گفته است در صورتی که ۷۹ هزار و ۸۴۳ رأی خارج از وقت نیز مشکلی نداشته باشد، معتبر شمرده میشود. وقتی رأی خارج از زمان تعیینشده بوده ،خود برخلاف طرزالعمل و “مشکل” است. در این صورت حرف کمیسیون معنایی ندارد. توجیه کمیسیون نیز که میگوید آرای مردمی که زحمت کشیده و با قبول خطر رأی دادهاند، نباید زیر «ایرکندیشنها» باطل شود. بدون شک رهبری کمیسیون در برابر آرای مردم مسوول است. هزاران نفر در روز انتخابات به دلیل مشکلات، کوتاهی و مدیریت ضعیف کمیسیون نتوانستند از حق رأی خود استفاده کنند. اما این دلیل نمیشود که به اینبهانه طرزالعمل شکسته و قانون زیر پا گذاشته شود. در طرزالعمل چند شاخص روشن که آرای پاک را مشخص میکند وجود دارد. از جمله آرای خارج از زمان رأیدهی باطل و خلاف طرزالعمل است و اعضای کمیسیون نباید کوتاهی خود را با قانونشکنی جبران کند.
هنوز مشکلاتی که باعث شد روند بازشماری آرا متوقف و جنجالی شود، سرجای خود باقی است؛ بازشماری آرای دو هزار و ۴۳۲ محل که گفته میشود فاقد معلومات بایومتریکی است و مشخص نبودن سقف آرای واقعی و رفتن به سوی بازشماری، ادامهی جنجالی است که انتخابات را به بحران جدی احتمالی مواجه ساخته است. مبنای کار باید قانون و طرزالعملهای انتخاباتی باشد. کمیسیون بارها گفته است که تنها به آرای بیومتریکشده اعتبار خواهد بخشید. تناقض در تصمیمگیریها و عبور از قانون تنها به جنجالهای بیشتر، پیچیدهشدن اوضاع و سقوط اعتبار نهادهای انتخاباتی منجر میشود.
اکنون پرسش اصلی این است که چه می شود و چه باید کرد؟ اگر وضعیت به همین منوال ادامه یابد، بدون شک جنجالها بیشتر شده و به تمام معنا روند انتخابات در کام یک بازی سیاسی سقوط خواهد کرد. در آن صورت هیچ طرفی نتیجهی انتخابات را نخواهند پذیرفت. در صورت دوام نزاع، در نهایت نوبت میرسد به سناریوهای بعدی که بدون شک نه به نفع آیندهی سیاسی افغانستان است و نه به نفع مردم. راه حل نیز بازگشت به قانون و طرزالعملهای انتخاباتی است. اگر کمیسیون اجراآت را مبتنی بر قانون پیش ببرد، بدون شک مورد حمایت مردم خواهد بود و تلاشهای سیاسی به جایی نخواهد رسید. هنوز تا حدودی سر وقت است. کمیسیون باید در روشنی قانون مشکلات را بررسی و به خواست قانونی دستههای معترض توجه و روند فعلی را که انحراف از روند اصلی است به جاده اصلی بازگرداند.

چنانچه میدانیم کمیشنران از سوی کاندیدا ها مشخص و از سوی رئیس جمهور مقرر گردیدند. چی باعث شده که اینها نظر کاندیدهاهای را که اینها را تعیین نمودند نادیده میگیرند و بر خلاف طرزالعمل ها و مصوبه های خودشان فیصله می کنند؟ پاسخ به این سوال بخاطر اعتبار کمیسیون و استقلالیت این نهاد مهم است که باید به آن پرداخته شود.