سهمیهبندیهای تبعیضآمیز
در جایی خواندم که وزارت تحصیلات عالی بورسیههای تحصیلی به چندکشور را براساس ولایت سهمیهبندی کرده است. به هر ولایت 30 بورسیه داده است. به ولایت کابل، 60 بورسیه داده است و برای کوچیها هم سهم یک ولایت، یعنی 30 بورسیه را داده است.
ولایتهایی هستند که 30 هزار نفوس دارند. ولسوالیهایی هستند که 300 هزار نفر نفوس دارند. آیا عادلانه است که مثلا یک ولایت 30 هزار نفری، 30 بورسیه داشته باشد و یک ولسوالی 300 هزار نفری 30 بورسیه؟ یا مثلا بدخشان که یک ملیون نفوس دارد هم 30 بورسیه داشته باشد و زابل با 40 هزار نفوس هم 30 بورسیه داشته باشد؟
جالبتر اما این است که سهم هموطنان کوچی، نصف سهم کابل است. نفوس کابل چهقدر است و چندلیسه در کابل فعالیت دارد؟ همچنان سهم هموطنان کوچی، بیشتر از 10 برابر سهم هر ولسوالی بزرگ و پرنفوس غزنی است! با در نظر گرفتن این سهمیهبندیها، کوچی شدن برای بلخیها، هراتیها و حتا کابلیها، انتخاب بدی نمیتواند باشد! سهم برادران و خواهران کوچی در پارلمان را به یاد دارید؟
این سهمیهبندیها، تصادفی و براساس فال حافظ نیست. در پس این سهمیهبندیهای هوشیارانه، نگاه به همان «خطکشیهای تبعیضآمیز» وجود دارد. واضح است که سهمیهبندی براساس ولایت، نفعش به جیب چه کسی میرود. همچنین، سهم دادن به کوچیها (در این مورد) ذاتا تناقضآمیز است. آنکه که کوچی است، یعنی از راه مالداری و کوچنشینی در افغانستان امرار معاش میکند، نمیتواند به دانشگاه برود و حرفهای را با ماندگاری در محل ثابتی یاد بگیرد. آنکه توانسته است درس بخواند و وارد دانشگاه شود، حتما این کارها را در ولایتی انجام داده است و میدهد و بنابراین، کوچی نیست و از سهم همان ولایت- اگر نمرهی بلند بگیرد- باید بورسیه بگیرد.
کوچیگری یک شیوهی زندگی است، مثل موچیگری. کسی که تا سال 2012 از راه موچیگری نان میخورد، موچی بود. اما اگر همین آدم در سال 2014 کارمند وزارت تحصیلات عالی شده باشد، دیگر موچی نیست. امروز میتوان او را مأمور و… خواند، اما نمیتوان او را هنوز هم موچی خواند.
آنکه سالها درس خوانده است و در لیلیه و شهرها بهسر برده است و به دنبال بورس تحصیلی است، کوچی نیست و سهم مستقلی زیر نام کوچی دادن به او، بیانصافی است. حالا که حداقل یک تصویر گنگی از تعداد نفوس هر ولایت و ولسوالی- در جریان انتخابات- به دست آمده است، چرا سهمیهبندیها را براساس تعداد نفوس انجام نمیدهند؟
