تلاش شماری از احزاب برای قبولاندن آرای بیومتریکنشده بر کمیسیون انتخابات خلاف قانون، خلاف طرزالعمل و جنجالآفرین است. برای تأمین شفافیت در چهارمین انتخابات ریاستجمهوری از دستگاه بیومتریک استفاده شد که شفافیت انتخابات وابسته به آن است. این تصمیمی است که قبلا روی آن میان تمام طرفها توافق صورت گرفته و بهعنوان یک طرزالعمل شناخته شده است. اتفاقا یکی از تفاوتهای مهم چهارمین انتخابات ریاستجمهوری با دورههای قبلی، استفادهی سراسری از دستگاه بیومتریک است. نهادهای ناظر گفتهاند که در روز انتخابات دستکم در 98 درصد مراکز رایدهی از دستگاه بیومتریک استفاده شده است. از این جهت اعتباربخشیدن به آرای بیومتریکنشده خلاف طرزالعمل است. از طرفی این کار جنجالآفرین نیز است. نامزدان انتخابات پیوسته یک روز پس از انتخابات اعلام کردهاند که پیروز این انتخابات است. بیشتر دو تیم «تبات و همگرایی» و «ولتساز» پیشآهنگ اعلام پیروزی زودهنگام است. جناحبندی سیاسی این دو تیم بهصورتی است که پیروزی هرکدام، به معنای پایان حیات سیاسی جناح مقابل یا دستکم انزوای سیاسی شدید آن است. به همین دلیل هر نوع مداخله در کار کمیسیون و عملکرد فراقانونی زمینه و دامنهی جنجالها را بیشتر میکند.
قبلا نیز هرازگاهی صداهای برای اعتباربخشیدن به آرای بیومتریکنشده شنیده شده است. بهعنوان نمونه فضلهادی مسلمیار، رییس مجلس سنا و از متحدان انتخاباتی محمداشرف غنی در نشست عمومی مجلس سنا گفت اگر کمیسیون بخواهد ارای بیومتریکنشده را از اعتبار ساقط کند، او با زور بر سر کمیسیون به این آرا اعتبار خواهد بخشید. نگرانیها از مداخله و سرنوشت آرای بیومتریکنشده زیاد است. هفته پیش رحمتالله نبیل، از نامزدان انتخابات در نشست خبری شورای نامزدان گفت، تیم حاکم (دولتساز) در صدد اعتباربخشیدن به آرای بیومتریکنشده با استفاده از حکم دادگاه است. اما کمیسیون بارها اعلام کرده است که آرای بیومتریکنشده اعتبار ندارد. انتظار مردم از کمیسیون همین است که نباید تسلیم فشارها شود. بدون شک در شرایطی که حساسیتهای سیاسی زیاد است، تنها عمل و رجوع به قانون راه حل است. انتخابات ششم میزان مثل هر انتخاباتی دیگری با چالشهایی همراه بود. از جمله مشکلات در فهرست رایدهندهها. اما به گواهی نهادهای ناظر مشکلات به اندازهای بزرگ نبود که تمام روند انتخابات را سبوتاژ کند. متأسفانه بسیاری از شهروندان بهدلیل مدیریت ضعیف کمیسیون انتخابات از حق رایشان محروم شدند. اعضای کمیسیون انتخابات باید در این زمینه به مردم پاسخ دهند. اما به این بهانه، نادیدهگرفتن سازوکار بیومتریک کار درستی نیست و این کار زمینهی مداخله نهادها و نامزدان را در فعالیتهای کمیسیون فراهم میکند.
هر نوع امر و نهی و تعیین تکلیف در کار کمیسیون استقلال این نهاد را زیر سوال میبرد. کمیسیون مستقل انتخابات بهعنوان یک نهاد مستقل در پالیسیسازی و تطبیق آن استقلال دارد. به یاد داشته باشیم که اگر هر کس و نهادی بخواهد استقلال کمیسیون را نادیده بگیرد، روند انتخابات را زیر سوال میبرد. اگر هم نامزدان یا احزاب برای شفافیت نتیجهی انتخابات توصیهای دارد، بهتر است آن را بهعنوان مشورت با نهادهای انتخاباتی در میان بگذارد، نه اینکه از کمیسیونهای انتخاباتی بخواهد و انتظار داشته باشد که دست به اقدام فراقانونی بزند. خطر این کار بسیار بزرگ است؛ زیرا این کار زمینهی تفکیک آرای سیاه از سفید را دشوار میکند و اگر کمیسیون نتواند آرای سیاه از سفید را در یک میکانیزم روشن و قانونی جدا کند، کسی نتیجهی انتخابات را نخواهد پذیرفت. قبلا هم گفته شد که جناحبندی سیاسی تیمهای تحت رهبری دو نامزد پیشتاز بهصورتی است که پیروزی هرکدام، به معنای پایان حیات سیاسی جناح مقابل یا دستکم انزوای سیاسی شدید آن است. از سوی دیگر، متأسفانه در افغانستان فرهنگ پذیرش شکست در رقابت دموکراتیک در ذهنیت و رفتار سیاستمداران ما نهادینه نشده است. معمولا سیاستمداران ما با منطق بازی برد-برد به امر انتخابات مینگرند و ظرفیت پذیرش شکست را در خود ایجاد نکردهاند.
