پس‌نهادی به شورای وزیران!

هادی دریابی

خداوند گفت، بهترین انسان نزد من، متقی‌ترینِ انسان‌هاست. نمی‌دانم این سخن را به شورای وزیران تقدیم کنم یا به شورای درختان بی‌ثمر کشورم. البته آن زمان که خداوند این سخن را فرموده، هیچ‌کشوری به افغانستان بورسیه‌ی تحصیلی روان نمی‌کرده، نامردا‌!

آقای شورای وزیران! که نصفت را ریش پر کردی و نصف دیگرت از رنج «ریش بمانیم یا نمانیم» در عذاب است. چند‌کلمه در هر‌دو نصفه‌ی‌تان وارد می‌کنم که امیدوارم خیلی مخلوط‌شان نکنید! من یک روستا زاده‌ام. آوانی که درس می‌خواندم، ده برابر درس مجبور بودم سر زمینم کار و کشت کنم. معلمان مکتب هم فهمیده بودند که من چه روزگاری دارم. با تمام خوبی‌ و بدی‌های خود، از مکتب فارغ شدم. نتوانستم مثل اکثریتی از هم‌صنفانم، برای کانکور آمادگی بگیرم. امتحان کانکور دادم و به رشته‌ی دل‌خواه خویش نیز کامیاب شدم. دوران دانشگاه را نیز مجبور بودم نصف روز، یا از طرف شب، کار کنم. با تمام این حالات، من آماده‌ام برای به‌دست آوردن بورس تحصیلی، با دیگران رقابت کنم. اصلاً برایم مهم نیست که دیگران چه‌قدر برای تحصیل فرصت دارند و از چه امکاناتی برخوردارند. من فقط مشتاقم رقابت کنم. این جمله برای شما که سخت نیست؟ همین ‌طور فکر کن، من یکی از شهروندان کابلم که در تمام دوران تحصیل، فارغ از دغدغه‌ و تلاش پیدا کردن نان نبوده‌ام، چرا اساسی‌ترین حق من که همان رقابت باشد، بر شانه‌ی هرگز بار نبرده‌ی شما‌ سنگینی ‌می‌کند؟ آقای شورای وزیران! نه، من حرفم را پس می‌گیرم. اصلاً از شما هیچ شکایتی ندارم. خوب کردید که سهمیه‌بندی کردید. اصلاً تمام آن‌چه در افغانستان امتیاز شمرده شود، سهمیه‌بندی شده است. می‌دانم تنها بنادر تجاری افغانستان نیستند که همه برای شریک شدن در آن، شب‌های شب، خواب تربوز دُم‌دار می‌بینند. همه‌چیز این‌جا سهمیه‌بندی شده، حتا در یک مهمانی دیروز که چند‌کودک را از سر سرک برداشته بودند، بر‌اساس سهمیه برده بودند.

حرفی را که خداوند گفته هم خیلی جدی نگیرید. خداوند خیلی حرف‌های دیگر هم گفته که دولت و مردم آن را جدی نگرفته‌اند. من هم مثل شما جدی نگرفته‌ام. دقیقاً به همین خاطر است که بنده نه شاخ اضافی دارم، نه دُمی و نه هم شما از این نعمت بی‌بهره ماندید. شما به معنای 24 ثور تماشا کنید. یک‌دفعه این 24 ثور، مثل آدم‌حسابی‌ها، 24 ثور است. اما همین‌که نام سهمیه‌ را بشنود، اتومات 25 ثور می‌شود. به خیالم این 24 ثور، خیلی بچه‌ی خر باشد! کاری به 24 ثور هم ندارم، دلش که بچه‌ی خر است یا بچه‌ی یک خروس نزده ساله! حرف حساب این است که شما شورای وزیران کشور باشید. شما از بس که همیشه شورا بوده‌اید، قسم می‌خورم جوراب بنده را که مثل خیمه ککرک شده، اگر ببینید، فکر می‌کنید سهمی بوده که در اصل مال شورای وزیران بوده، اما از بخت بد، به یک آدمی مثل من رسیده که پایش بو می‌دهد. چرا شما باید همیشه شورای وزیران باشید؟ چون:

پشت هر سهمیه‌بندی، یک وزیر خوابیده است

خرس 13 ساله است، اما چو شیر خوابیده است

شیر شیر هم نیست، اما روزگارش شیری است

هرچه بیرون می‌دهد، از روی روده‌سیری است

روده‌سیری را نپرسید، ورنه می‌ترکد زاغ

بس‌که در هر فرصتی، صابون دزدیده ز باغ

صابونا! اینک بچسب در انتهای روده‌اش

تا که پر گردد ز چیز آن تونل فرسوده‌اش!

هرچه فرسوده شود این جمع، گندش می‌زنند

تازه‌ها اگر نگندند، از کمربندش زنند

هر کمربند در حدود شرق خویش، معیوب است

«می‌زنند‌ها» را همین قسمت بسا محبوب است

ای که دستت می‌رسد، هرقدر توانستی ببر!

می‌رسد روزی که اسمت را برند «‌آقای خر!»

هرچه گفتم سهم من بود، از قضای روزگار

دستت از این‌جا خلاص تا پیش آن پروردگار!

همان‌ طوری‌ که در شعر خواندید، دست‌تان خلاص تا پیش پروردگار! اصلاً بروید به خداوند بگویید که در افغانستان، این متقی بودن چندان مفهومی ندارد. بگویید در هر ولایت، به استثنای کابل، فقط سی نفر بهترین آدم‌ها اند، ولو اگر این سی نفرات، از هیچ لحاظ باهم برابر نباشند. هراتی که دو میلیون نفوس دارد و تعداد دانشجویانش، ده‌ها برابر ‌ولایتی مثل پنجشیر است، باید به همان اندازه سهم ببرد که پنجشیر می‌برد. این یعنی اوج همان ‌چیزی که نبودش شورای وزیران را به این‌جا رسانده. «میم و نون زبر من ط و قاق زیر طق!»

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه