سفر زلمی خلیلزاد، فرستاده ویژهی امریکا برای صلح افغانستان به کابل با دو اتفاق بزرگ همزمان شد. اظهارات جنجالبرانگیز دونالد ترمپ، رییسجمهور امریکا و چند انفجار پیهم دو روز پیش در کابل. آقای خلیلزاد اعلام کرد که برای دور تازهی گفتوگوها آستین بر زده است. بدون شک هر دوی این اتفاق بر روند صلح افغانستان تاثیر گذاشته است.
گفتههای رییسجمهور امریکا باعث شد طالبان و حامیان منطقهای این گروه یکبار دیگر به این نتیجه برسند که امریکا چشماندازی روشن از گفتوگوهای صلح ندارد؛ زیرا میان تلاشهای خلیلزاد و گفتههای رییسجمهور امریکا تفاوت بسیار زیادی وجود دارد. این نوع مواجه با گفتوگوهای صلح پیآمد جز پیچیدهترشدن این روند ندارد.
اتفاق دوم، چند حملهی انفجاری روز پنجشنبه در کابل بود. بدون هیچ تردیدی این حملات کار طالبان است. هرچند این گروه دستداشتن در دو انفجار اول را رد کرد؛ اما سال گذشته طالبان در همینروزها یک بس حامل کارمندان وزارت معدن را هدف قرار داد. در حملهی انفجاری روز پنجشنبه هم، هدف اول بس حامل کارمندان وزارت معدن بود. روشن است که حمله کار طالبان است.
در میانهی هفتمین دور گفتوگوهای صلح امریکا با طالبان در قطر، گفتوگوی دوروزهی بینالافغانی نیز انجام شد. حاصل نشست قطعنامهی هشتمادهای بود که تأکید اصلی آن بر کاهش تنشها بود. در قطعنامه موافقت شد غیرنظامیان و اماکن غیرنظامی از دایرهی هدفهای جنگی و نظامی بیرون شود. این نگاه مشترک طرفهای درگیر باعث امیدی تازه برای مردم شد؛ اما در عمل طالبان برعکس آن کار کردند. دستکم پس از نشست دوروزهی بینالافغانی و موافقت بر سر یک قطعنامهی مشترک، طالبان دست به چندین حملهی بزرگ زد که بیشترین قربانی آن غیرنظامیان بودند. طالبان نیز دولت افغانستان را به عهدشکنی بر سر قطعنامه متهم کردند. این گروه با صدور اعلامیهای مدعی شد که دولت افغانستان در چندین حملهی هوایی غیرنظامیان را هدف قرار داده است. در زمینهی کاهش تنش نیز نهتنها که تنشها کم نشد، بلکه آتش درگیریها روزبهروز زیادتر شده است.
دولت افغانستان روز پنجشنبه، در یک نشست خبری اعلام کرد که خلیلزاد باید چند روزی در کابل بماند. معنای این خواست روشن است. دولت میخواهد فرستاده ویژهی امریکا را قانع سازد که روند کنونی صلح افغانستان فرجام موفقیندارد. با این وضعیت این روند محکوم به شکست است.
بدون شک با این وضعیت روند صلح افغانستان فرجام موفقی ندارد. امریکا بیش از هرچیزی دیگری ضرورت دارد که یک چشمانداز روشن از این روند تعریف کند. خیرهسری طالبان در کشتار مردم افغانستان از یکسو و اظهارات ناهماهنگ و خلاف انتظار امریکا از سوی دیگر، نشان میدهد که امریکا تنها در پیخروج از افغانستان است و به صلح افغانستان بهعنوان یک ضرورت انتخاباتی خود میبیند.
این نگرانی که دوباره روند صلح افغانستان به بنبست برسد، بسیار زیاد است. در صورت شکست این دور گفتوگوها اوضاع هم برای مردم افغانستان و هم برای دولت امریکا سختتر خواهد شد. شکست این دور گفتوگوها برای امریکا بهمعنای شکست سیاسی این کشور در رویارویی با طالبان است. از اینرو امریکا نباید با فرایند که یکسال است بهشدت روی آن کار و هزینه کرده، با سادهاندیشی برخورد کند.
نظر ما این است که در روند کنونی سه دگرگونی اساسی رخ دهد: اول، امریکا یک چشماندازی روشن از نقشهی راه صلح ارایه کند. در این صورت تمام طرفهای درگیر، حساب کار خود را خواهند کرد. باید برای تمام طرفهای درگیر خطوط قرمز روشن باشد. دوم، پایبندی به تعهدات اگر از همین آغاز بهعنوان یک موضوع جدی تلقی نشود، فردایی خوبی ندارد. صلح بر توافق استوار است و توافق به تعهد و پایبندی. باید کوچکترین تعهدات را در این مسیر جدی گرفت. سوم، اطمینان به مردم است. از همین آغاز باید روشن باشد که گفتوگوهای صلح یک روند بازگشت به گذشته نیست؛ بلکه یک راه رو بهپیشرفت است.
در غیر این صورت، نگرانیهای بزرگ و امیدی کم از به نتیجهرسیدن روند صلح باقی میماند. باید روند کنونی مورد بازنگری قرار گیرد. زیرا شکست این روند نه به سود امریکاست و نه به فایدهی افغانستان. طعم تلخ این شکست، تنها کام کسانی را شیرین خواهد کرد که منافع خود را در ناامنی افغانستان جستوجو میکنند.
