مقامها در ولایت غزنی گفتهاند در عملیات سراسریای که برای سرکوب تروریستان در این ولایت راهاندازی کرده بودند، هشتاد طالب کشته شدهاند. بیشتر این افراد در ولسوالیهای گیلان، آب بند و گیروی این ولایت کشته شدهاند. در سراسر این عملیات فقط یک سرباز پولیس ملی شهید و دو تن دیگر زخمی شدهاند. این رقم تلفات، رقم درشتی است. بدون تردید، این حمله ضربات سنگینی بر جنگجویان طالبان در ولایت غزنی وارد کرده و توانسته پناهگاهها، مراکز جلب و جذب و دستههای جنگجوی این گروه در این ولسوالیها را درهم بکوبد.
غزنی یکی از ناامنترین ولایتهای افغانستان است. در چندولسوالی آن عملا طالبان بر مردم حکومت میکنند و چندین ولسوالی دیگر آن در تهدید مستقیم و سنگین طالبان قرار دارند. قلمرو حاکمیت مؤثر و جدی دولت در بسیاری از ولسوالیهای این ولایت بیشتر از مرکز ولسوالی و چندروستای اطرافش تجاوز نمیکند و امارت اسلامی طالبان، نام موازی با حکومت مرکزی افغانستان در این ولایت میباشد. بیشتر جنگجویان شبکههای ارتباطاتی حلقههای رهبری طالبان در حوزهی شرق و جنوب کشور از همین ولایت مدیریت و رهبری میشوند. از این لحاظ، غزنی برای طالبان و دیگر گروههای تروریستی اهمیت استراتژیک دارد. در طول چندسال گذشته، نیروهای امنیتی افغانستان و نیروهای خارجی هیچگاهی فکر جدی و اساسی برای آزادسازی سراسری این ولایت نکردند و همین امر باعث تبدیل شدن غزنی به کانون اصلی و بستر امن فعالیتهای تروریستی شد.
عملیاتهای نظامی سراسری برای سرکوب تروریستان، اصولا راهگشا و حیاتی اند. نیروهای امنیتی باید با قدرت و توان محکم برای نابودی دشمنان و آزادسازی مردم از زیر چکمههای ترس و دهشت طالبانی، عملیاتهای نظامی سراسری راهاندازی نمایند و پارتیزانهای آنها را از منطقه بیرون کنند. در افغانستان نیروهای امنیتی در نقاط مختلف کشور چنین عملیاتهایی را بهراه انداخته، اما تمام آنها منجر به تأمین صلح و امنیت پایدار و متواری ساختن همیشگی طالبان نشدهاند. بیشتر این عملیاتها فقط توانستهاند مخالفان و طالبان را در همان زمان از منطقه برانند، اما پس از ختم عملیات، معمولا مخالفان دوباره برگشتهاند. جنگ و گریزهای مقطعی و دستبهدست شدن مناطق، وضعیت و واقعیت همیشگی جنگ ده سال اخیر افغانستان بوده است.
طالبان و مخالفان مسلح دولت هرازچند گاهی با هجوم بر برخی از مناطق، محلات و مناطق را به کنترول خود درآورده و پس از چندروز حکمرانی، دوباره با عملیاتهای نظامی نیروهای امنیتی افغانستان و ناتو از منطقه فرار کرده و باز این مناطق به صورت مقطعی تحت کنترول نیروهای امنیتی درآمدهاند. این مناطق هیچگاه امنیت و حاکمیت پایدار حکومت افغانستان را تجربه نکرده و جنگ و گریزهای طالبان وضعیت پایدار و همیشگی این مناطق بوده است.
در تمامی این جنگ و گریزها، یک مسأله از همه بیشتر قابل توجه است؛ اینکه پس از اجرای عملیاتهای نظامی و بیرون راندن طالبان و شورشیان از این مناطق، هیچگونه فکری برای امنیت و حاکمیت پایدار و فرداهای آن نمیشود. نیروهای امنیتی افغانستان و ناتو پس از اجرای عملیاتهای نظامی گسترده و قوی و پس از اینکه طالبان و شورشیان را از صحنه متواری میسازند، اغلب دوباره صحنه را خالی کرده و تعداد اندکی سرباز با تجهیزات و تواناییهای جنگی ناکافی و ناچیز که توانایی حافظت از حاکمیت دولت و مقابله با شورشیان را ندارند، در منطقه باقی میگذارند.
این امر مهمترین عامل جنگ و گریزهای طالبان و دستبهدست شدنها میان دولت و شورشیان بوده است. معمولا مناطق ناامن فقط زمانی در کنترول دولت قرار میگرفته که عملیاتهای نظامی گستردهای برای بیرون راندن شورشیان صورت میگرفت. اما پس از اجرای عملیات و برگشتن نیروهای امنیتی، مناطق دوباره در کنترول طالبان قرار میگرفتند.
آنچه در این عملیاتها مهم میباشد، عبرتگیری از تجربههای گذشتهی اینگونه عملیاتها میباشد. اگر در این عملیاتها فکر اساسی برای حفاظت از منطقه پس از آزاد کردن شده باشد، میتوان به آیندهی امنیت و حاکمیت دولت در این مناطق امیدوار بود؛ اما اگر در این عملیاتها فکری برای آیندههای آن نشود، تأثیر چندانی در امنیت منطقه ندارد. اکنون در ولایت غزنی نیز باید نیروهای امنیتی از همین تجربه کار بگیرند. مناطق آزاد شده را باید برای همیشه آزاد و در کنترول دولت حفظ کنند و اجازه ندهند بار دیگر طالبان و دیگر گروههای تروریستی برگردند.
