کرامات مسواک و …

اطلاعات روز

برادری پرسیده بود که «من در فیس‌بوک فریند کم دارم. در فوتبال هفته‌ی یک‌بار بند‌ پایم می‌برآید. پارسال فارغ شده‌ام، اما هنوز کار ندارم. شب‌ها خواب نمی‌روم. روزها از فرط بی‌مضمونی، می‌روم روی تپه‌های پشت شهرک امید سبز که شعر بسرایم؛ اما شعرم هم‌ گل نمی‌کند‌». با تمام این اوصاف، من چه‌کار ‌کنم؟ من برایش گفتم که آیا مسواک می‌زنی؟ گفت کجایم را مسواک بزنم؟ فرمودم: برادر من! بی‌خود از این اوصاف‌‌ نداری، حقت است. تو که نمی‌فهمی کجای بدنت را مسواک بزنی، چطور می‌توانی تصور کنی که یک روزي، اشرف غنی احمدزی و داکتر عبدالله شده می‌توانی! اصلاً چطور به ذهنت می‌رسد که کارمند شوی؟ من هم اگر تا یک هفته‌ی دیگر‌ نتوانی از پس این حرف‌ها برآیی، در فیس‌بوک پیام‌هایت را جواب نمی‌دهم. گفتم، برو دندان‌هایت را مسواک بزن! هوش کنی که هرجا دلت خواست، نزنی، چون ایمرجنسی کابل به‌دادت رسیده نمی‌تواند. رفت، بعد یک هفته برگشته و نوشته است: «‌دندان‌های‌تان را مسواک بزنید، خیلی مفید است. شاید بتوانید والی بلخ مقرر شوید. شاید ‌هم همین شهرداری کابل به شما برسد. شاید دور بعدی پارلمان، یکی از وکیلان همیشه معترض باشید. شاید هم به دانش و عمل‌کرد شایسته‌ی سرور دانش دست یابید! خیلی ممد واقع می‌شود که اشعار خلیل‌‌الله خلیلی را از بر کنید و در محافل انتخاباتی، از آن بر زبان بیاورید. اگر هر روز سه مرتبه مسواک بزنید، تا پایان عمر، شاید چندین شهرک در بهشت به نام شما آباد شود. اگر دو دفعه مسواک بزنید، هر شب خواب می‌بینید که در ارگ ریاست جمهوری، «دخترا شیشته قطار/ می‌خوره دانه انار». اگر فقط صبح موقع وضو مسواک بزنید، هیچ امکان ندارد کار پیدا نکنید. یک نفر در تلویزیون از نام مسواک استفاده کرده، حالا اوباما تمایل نشان داده که وی را مشاور صحت خانواد‌‌گی خویش تعیین کند. پارسال در مورد مزایای این مسواک شنیده بودم، اما به آن وقعی نگذاشتم، امسال که دقت کردم، دیدم اسرار جادویی طبیعت در همین مسواک خوابیده است. البته متوجه باشید که فقط دندان‌های خویش را مسواک بزنید. زدن مسواک به سایر نقاط بدن، اکیداً ممنوع است».

راست می‌گوید این بنده‌ی ‌خدا و راست گفته بودم من که مسواک را نباید به سایر نقاط بدن زد. یک نفر مسواک را به یک جای دیگر زده بود، زبانش از اختیارش برآمده بود. وقتی می‌خواست در مورد کدو صحبت کند، از گلپی تعریف می‌کرد. وقتی بحث سیاسی می‌شد، وی خاطرات مادرکلانش را به قرآن مجید نسبت می‌داد. وقتی همه می‌خواستند صلوات بفرستند، او می‌گفت «‌اللهم نرمه نرمه، اللهم توبه توبه». وقتی می‌خواستیم در مورد سرنوشت شهردار و پارلمان سخن برانیم، وی‌ به خدا و قرآن قسم می‌خورد که در زندگی شراب را ندیده و جناب وزیر صاحب عالیه، به ناحق و بدون هیچ‌سندی، حرف قاچاق شراب را به میان می‌آورد. همین چند‌روز پیش یک نفر از او پرسید که حالت خوب است؟ او گفت: ای موش نادان! هیچ‌وقت ماکارونی نپز که من قصبة ‌الریه‌ام را به حالت تعلیق درآورده‌ام. بعد عصبانی شد و گفت، اگر خواهان بهشت برین و خالدین فیها هستید، همین حالا بروید و مسواک زنان، زنان را به راه راست هدایت کنید. باز وقتی‌ می‌خواهیم در مورد سند تحصیلی حرف بزنیم که از کدام کشور بگیریم‌ بهتر است، وی شروع می‌کند به «اسناد آدوردن»! اصلاً وی ادعا دارد که رفیقی نزدیکی با اسناد آدوردن دارد. می‌گوید که به سر خواهرم قسم که این اسناد ادوردن بود که فیس‌بوک را درست کرد. به قرآنی که بعضی والیان را عزت می‌دهد، قسم که من خواهر ندارم. به والیان قسم که قرآن را نمی‌فهمم. این‌ها نمونه‌‌هایی از حرف‌های یک جوان رشید و فعال ما اند که یک بار مسواک را جایی غیر از دهنش زده بوده. حرف‌های جالب و جالب‌تری هم خواهد داشت؛ مثلاً‌ شک نیست فردا اعلان کند که دختران نیجریه را پدرکلان شینواری صاحب ربوده است. با توجه به حرف‌های فوق! چیزی که باید در نظر بگیریم، این است که در قدم اول، اگر از دهن خویش آدرس درست نداریم، اصلاً از مسواک استفاده نکنیم. در قدم دوم، شرکت‌های مسواک‌سازی ایجاد کنیم، زندگی جالب‌تر می‌شود. در قدم سوم، وقتی زندگی جالب‌تر شد، ما وظیفه داریم از چیزهای جالب استفاده کنیم. مثلاً شما یک نفر را می‌شناسید که هم پول دارد، هم زور دارد، هم مرد دولت است، هم در گذشته‌ها صاحب نان و نوا بوده و برای آینده‌اش هم بساطی پهن کرده در حد مافیا که مطمئناً آینده‌ی درخشانی هم خواهد داشت، برویم بگوییم، همین نفر را که ما می‌شناسیم، اگر از بدخشان می‌بود، خداوند کریم، رانش کوه ارگو را به خاطر او به حالت تعلیق درمی‌آورد.

(اسناد ادوردن= ادوارد اسنودن که فعلاً مهمان آقای پوتین است)

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه