افغانستان هفتهی پیش روزهایی پرآشوبی را پشت سر گذاشت. دستکم در چندین ولایت بهصورت همزمان جنگ جریان داشت. مضاف بر جنگهای جبههی گروه طالبان که دست به چندین حملهی انتحاری و انفجاری زد، دولت افغانستان نیز برخلاف معمول حملات هوایی و زمینی زیادی را بر مواضع گروه طالبان انجام داد. تلفات انسانی در دو سوی جنگ بزرگ بود. علاوهی نظامیان، غیرنظامیان نیز قربانی تشدید خشونتها شدند. گروه طالبان در تازهترین حملاتشان در قلب شهر قندهار در جنوب کشور و حملهی انفجاری در کابل، بر شدت خشونتها افزود. در حملهی طالبان بر فرماندهی پولیس قندهار تلفات غیرنظامیان زیاد است. در حملهی انفجاری صبح جمعه در کابل نیز قربانیان بیشتر افراد ملکی هستند.
در سومین گفتوگوهای بینالافغانی در قطر طرفهای درگیر جنگ با صدور قطعنامهای خواهان کاهش تلفات ملکی و کاهش تنش لفظی شدند، اما در عمل برخلاف آن اوضاع در جریان است. در بسیاری از حملات طالبان قربانیان افراد ملکی هستند. طالبان نیز دولت افغانستان را متهم به شکستن قطعنامه میکنند. این گروه با صدور اعلامیهای گفته است که در بسیاری از حملات هوایی ارتش افغانستان غیرنظامیان کشته شدهاند. این خطر وجود دارد که در روزهای پیشرو خشونتها پررنگتر شود.
دلیل تشدید جنگ در روزهای که گفتگوهای صلح جدیتر شده، از دو حال خارج نیست: یا طرفهای درگیر با تشدید جنگ در پی امتیازگیری بیشتر هستند یا دوباره تلاشها بر این است که یکبار دیگر روند صلح به بنبست برسد. از طرفی، روشن است که مسبب دلیل اول طالبان هستند. گروه طالبان دچار این خطای استراتژیک است که انتظار دارد با تشدید خشونت در میدان جنگ به امتیاز بیشتر در میز گفتوگو دست یاید. هرباری که روند صلح در مسیر درستی قرار گرفته، متاسفانه طالبان آن را با تشدید خشونت در میدان جنگ سبوتاژ کرده است.
بهنطر میرسد مسبب دلیل دوم بیشتر دولت افغانستان و در رأس آن رییسجمهور غنی است. ارگ در پی وقتکشی است. تلاش بر این است که بههر صورت ممکن انتخابات باید زودتر از یک توافق احتمالی میان امریکا و طالبان و آغاز مذاکرات بینالافغانی برگزار شود. برداشت که رییسجمهور دارد این است که اگر پیش از مذاکرات بینالافغانی جایگاه خود را در رأس قدرت تثبیت نکند، پس از آن جایگاهی نخواهد داشت. به همین دلیل بارها تاکید کرده است که صلح و انتخابات دو چیز است. این حرف که صلح و انتخابات دو چیز است، در نفس خود حرف درستی است؛ اما وضعیت بهگونهی رقم خورده که هم صلح متاثر از انتخابات باشد و هم عکس آن.
از دید ما، دلیل طالبان برای تشدید خشونتها اشتباه است. رسیدن به صلح با تشدید خشونت ممکن نیست. منازعهی افغانستان تنها با راه حل سیاسی به پایان میرسد. به نفع طالبان است که بهجای تشدید خشونت در میدان جنگ روی راه حل سیاسی سرمایهگذاری کنند. معنای سرمایهگذاری روی راهحل سیاسی همدیگر، تندادن به آتشبس و خاموشی تفنگها، کوتاهآمدن از مواضع تنگنظرانه و تمکین به خواست مردم است. طالبان تا ابد نمیتواند بر مردم با زور تقنگ حکمروایی کنند. برای ادامهی حیات در بستر سیاسی طالبان ناگزیر است به مردم مراجعه کنند. هر خشونتی که امروز طالبان مرتکب میشوند، تهدیدی است برای فردای سیاسی این گروه. بنابراین، وقتی میگوییم طالبان دچار خطای استراتژیک است و راه را اشتباهی میروند، معنایش همین است.
اما نگاه ارگ نیز به جنگ و صلح افغانستان قابل نقد است. جنگ افغانستان بسیار پیچیده است. در چنین شرایطی، نمیتوان مناسبات جنگ، صلح و انتخابات را جدا از هم فرض کرد. برگزاری انتخابات به تنهایی دردی را دوا نمیکند. هرچند میدانیم که انتخابات تنها راه حل معقول و ممکن است؛ برگزاری انتخابات خواست مردم است و تنها راه مشروع قدرت هم انتخابات است؛ اما برگزاری انتخابات در شرایط که اجماع سیاسی وجود ندارد، میتواند خود به بحرانِ بدتری منجر شود. به استناد حرفهای نهادهای ناظر انتخابات، بسیاری از جناحها در کشور علاقهای به برگزاری انتخابات در چنین شرایط و وضعیتی ندارند.
نگاه شرکای بینالمللی نیز مهم است. برای اولینبار دستکم کشورهای تاثیرگذار در وضعیت افغانستان به این توافق رسیدهاند که باید مذاکرات صلح افغانستان آغاز شود. امریکا به صراحت اعلام کرده است که اولویت این کشور در افغانستان صلح است.
بدون شک انتخابات بدون یک اجماع سیاسی، دستکم مذاکرات بینالافغانی صلح را دشوار میکند. راه حل این است که از فرصت پیشآمده باید بیشترین سود را برد و در دام خواست کوتاهمدت و خام نیفتاد. مدنظر ما عدم برگزاری انتخابات نیست، اما انتخابات نباید مانع آمدن صلح شود. اشتباه این است که برگزاری انتخابات بدون یک هماهنگی فراگیر، گفتوگوهای صلح را دشوارتر میسازد.
در پایان، گفتوگوهای صلح به واقعیت نزدیکتر شده و تمامطرفهای درگیر نباید برای خواستهای گروهی و جناحی و به هر بهانهی ممکن آن را به بنبست بکشاند. طالبان، دولت و سیاستمداران افغان باید این را بدانند که منازعهی افغانستان راه حل نظامی ندارد. بنابراین، نباید در راهی گام برداشت که آمدن صلح را دشوار و این روند را به بنبست بکشاند. با خاموشی تفنگها، انسجام داخلی سیاسی در افغانستان، تمکین در برابر خواست مردم افغانستان از سوی تمام جناحها و همکاران بینالمللی، هم برگزاری انتخابات ممکن است و هم صلح آمدنی.
