- عیسا قلندر
آقای اشرف غنی بهمناسبت عید سعید فطر، نزدیک به 900 زندانی طالب را از زندان آزاد کرده، هرچند طالبان در ماه مبارک رمضان، صدها قربانی از مردم افغانستان گرفته است. حالا که جای 900 نفر در زندان خالی شده، پیشنهاد میکنم 900 نفر آدم بد دیگر دستگیر و به زندان ارسال شوند. البته من در حدی نیستم که بتوانم لیست 900 نفر آدم بد را به حکومت وحدت ملی تقدیم کنم، اما در حد توان در خدمتم.
یکی از کسانی که باید دستگیر و به زندان پلچرخی زندانی شود، جُرج اورول است. جُرج اورول نویسندهی کتاب قلعهی حیوانات است. این بیشرف معتقد است در جنگل حیوانی حاکم شده که رفتارش با قوانین جنگل و زندگی مسالمتآمیز در جنگل تفاوت دارد. برای مثال او در جایی از کتابش نوشته است: «انسانها فکر میکنند که حیوانات از عقل خویش استفاده نمیکنند. این مسئولیت حیوانات است که انسانها را غلط ثابت کنند. اگر بقیهی حیوانات جنگل از عقل خویش استفاده نکنند یا کم استفاده کنند، خطر چندانی متوجه زندگی جنگلیها نمیشود، اما اگر حاکم جنگل از عقل خود استفاده نکند، تمام حیوانات و جنگل را به خطر میاندازد. بنابراین حیوانی که هم اکنون حاکم جنگل است، نباید کفتارها را از زندان آزاد کند، باید اسبها را که حیوان نجیب و زحمتکشی هستند، آزاد کند.»
اورول پدرسوخته در جایی دیگر نوشته است: «از قراین جنگل پیداست که حیوان حاکم رویایی در سر دارد و رویای این حیوان این است که با آزادی کفتارها، به کفتارها نزدیک شود و با استفاده از درندهخویی کفتارها که حتا به خانوادههای خود رحم ندارند، بقیه حیوانات را سرکوب کند.» میبینید این اورول بیتربیت از حد خود گذشته است. منظور او قطعاً جنگل نیست. او به کشور عزیز ما توهین کرده. او با این کتاب مزخرفش میخواهد ثابت کند که آزادی برادران طالب آقای محمداشرف غنی، یک کار اشتباه است. کاش فقط منظورش این باشد، او به شکل استعاره خواهان آزادی زندانیانی مثل عبدالرزاق وحیدی است. اما شما میدانید که خطر عبدالرزاق وحیدی برای آقای غنی، بیشتر از زندانیان طالب است. زندانیان طالب پس از آزادی ممکن دوباره طالب شوند، سلاح بهدست بگیرند یا واسکت مزین به بمب بپوشند و در نهایت جان چند نفر مردم عادی را بگیرند، اما اگر عبدالرزاق وحیدی آزاد شود، قطعاً با مردم عادی کاری نخواهد داشت و تمام تلاشش را برای بدنامی رئیس جمهور کشور خواهد کرد. برای همین، آقای غنی بسیار هوشیارانه کار میکند.
یکی دیگر از کسانی که باید زندانی شود، مارتین لُکترکینگ است. این مارتین که فکر میکند از بقیهی مارتینها لُکتر (چاقتر و دبلتر) است، معتقد است که تمامی انسانها باید آزاد باشند و از حقوق مساوی برخوردار باشند. این عقیده بسیار خطرناک است. شما از هر عالم دین این کشور اگر بپرسید، آزادی را یگانه دشمن دین میدانند. از نظر علمای دین، انسانها پستتر از آن هستند که آزاد باشند. بهنظر من همین عقیدهی مارتین لُکتر کینگ باعث شده که آدمهایی مثل عبدالرزاق وحیدی پیش خود فکر کنند آزادند و هر سندی را که دلشان خواست، میتوانند افشا کنند، بدون اینکه ترس یا خطری متوجهشان باشد. اما میبینید که حکومت ما فضل خدا بیدار است. اگر وحیدی یک راه درست برای فرار پیدا کند، حکومت توانمند ما ده راه دیگر برای دستگیری او میسازد. قاضی منیب فقط یک وسیله است، دستور از حکومت است.
مارتین لُکتر کینگ که تا هنوز مشت افغانی به دهن خود نخورده، در یکی از سخنرانیهای رسمی خود گفته: «انسانها نباید با رنگ، مقام، ثروت، قدرت و زیباییشان از هم تفکیک و ردهبندی شوند. بگذارید هر آدمی چه سیاه چه سفید، آدم باشد و مثل آدم زندگی کند. مثل آدم انتخاب کند و مثل آدم کار کند. اینگونه جهان جای بهتری برای زندگی خواهد شد.»
حالا شما اگر با یک ترموز چای سیاه در مورد این یاوهسراییها و دُمب شعر گفتنهای مارتین خان فکر کنید، میبینید که قصد توطئه دارد. هیچ نشانهای از جهاد در حرفهای او دیده نمیشود. برای ما سخنی که در آن از جهاد و رشادتهای مردم افغانستان اشاره نشده باشد، به هیچ عنوان قابل قبول نیست. من از آقای اشرف غنی خواهش میکنم که این دو آدم منحرف را هر طور شده دستگیر کند. البته من پیش آقای غنی شرمندهام که نمیتوانم برای آن 887 طالب آزادشده از زندان، جایگزین پیدا کنم. از این بابت، با دل و روده معذرت میخواهم.
شاید شما انتقاد کنید که این دو نفر مرده و هیچ نیازی نیست مردهها را دستگیر کنیم. اما شما اشتباه میکنید. چند نفر روح پلید این دو نفر را در پُل سرخ دیدهاند. اگر خودشان مردهاند، روحشان باید دستگیر شوند. اینگونه ما با مشت آهنین افغانی خویش به همه درس میدهیم که افغانستان را جنگل فکر نکنند و نگویند که حیوان بیخردی حاکم جنگل شده که صبح و شام علف ظلم میخورد و همدست کفتارها است و همیشه تشنهای خون بقیه حیوانات جنگل است و سیرآب هم نمیشود.

ازقدیم گفته اندکه: الکنایه ابلغ من التصریح. البته شرط دارد که گوش شنوا باشد.