خاک بر سر عیسی و موسی

اطلاعات روز
  • عیسا قلندر

دیروز، من و همکارم آقای موسی سکندر گزارش سازمان ملل را خواندیم. سازمان ملل در گزارش اخیرش گفته است که طالبان با زندانیان خویش بدرفتاری می‌کنند. به آن‌ها هر روز دو بار لوبیا و نان خشک می‌دهند. هفت ساعت از آن‌ها کار می‌کشند. لت‌وکوب‌شان می‌کنند. پاهای‌شان را با زنجیر می‌بندند و در اتاق‌های تنگ و تاریک نگهداری می‌کنندشان.

من وظیفه داشتم که گزارش سازمان ملل را با صدای رسا و بلند بخوانم و موسی سکندر گوش بدهد. هنوز قرائت گزارش را تمام نکرده بودم، دیدم که اشک موسی درآمده است. ادامه‌ی گزارش را نخواندم. پیش خود ترسیدم، گفتم شاید یکی از عزیزان همکارم زندانی طالبان باشد یا قبلا بوده و از سختی‌های زندان طالبان برای موسی قصه کرده و او اکنون با شنیدن این گزارش، به یاد او افتاده و گریه می‌کند. او را آرام در آغوش کشیدم و گفتم بس کن موسی جان. دیگر نمی‌خوانم و اصلا بی‌خیال این گزارش می‌شویم. دیدم به هوش آمده و می‌خندد. ازش پرسیدم چه مرگت است؟ آن گریه و این خنده… یعنی چه؟ مرا ریشخند می‌کنی؟!

با صدای ملایم و زنانه‌اش گفت: نه عیسی جان! دی‌شب خواب دیدم که اسیر طالبان شده‌ام. تمام این بدرفتاری‌ها را که سازمان ملل گزارش کرده، مو به مو راست بود، به‌جز آن قسمتش که هر روز دوبار لوبیا می‌دهد. ما را لوبیا نمی‌داد. به همین خاطر، یک‌لحظه پیش خود فکر کردم که طالبان با اسیرانش زیر چشم و پشت ‌چشم می‌کند.

خلاصه، گزارش را تکمیل کردیم و هردو باهم شروع کردیم به تحلیل آن که ذیلاً خدمت شما ارائه می‌شود.

موسی سکندر: به نظر من این گزارش یک پیام مخفی دارد. این گزارش نشان می‌دهد که فهم و برداشت سازمان ملل از طالبان نسبت به فهم و برداشت من متفاوت است. ما فکر می‌کنیم که طالبان گروه خونخواری‌اند که به هیچ ارزش انسانی پای‌بند نیستند. آن‌ها هرکسی را که خواستند می‌کشند، اسیر می‌گیرند، جاده‌ها و زیرساخت‌ها را ویران می‌کنند، مزارع و کارخانه‌ها را به آتش می‌کشند. آن‌وقت سازمان ملل از آن‌ها توقع دارد که با اسیران خوش‌رفتاری کنند. من نمی‌دانم فهم من از طالبان ناقص است یا انتظار سازمان ملل؟

عیسی قلندر: فهم هردوی تان ناقص است. البته به شرط این‌که طالبان را به همان نیروهای متواری‌شان خلاصه نکنیم. ببینید! طالبان تنها به آن عده از مردانی که ریش بلند دارند، چشم‌های‌شان را سرمه می‌کشند، لنگی و لباس چتل می‌پوشند و سلاح بر شانه، به قتل و اسارت می‌پردازند گفته نمی‌شود. بلکه طالبان، گروه‌های دیگری هم دارند که هر روز کت‌شلوار می‌پوشند، عطر استعمال می‌کنند و به دفتر کارشان می‌روند. حتا موقع رفع حاجت، از دستمال کاغذی استفاده می‌کنند و هیچ مشکلی هم با این مسأله ندارند. از وزارت مالیه معاش می‌گیرند. گه‌گاهی به مقامات بالاتر از خود و حتا رئیس جمهور گزارش ارائه می‌کنند. این دسته، در اغلب موارد سلاح با خود حمل نمی‌کنند. کار این‌ها با گروه دیگر فرق می‌کند. این گروه، هرازگاهی به گروه دیگر گزارش می‌دهند که مثلا اوضاع امنیتی چگونه است و یا قرار است نیروهای امنیتی افغانستان در کجا حمله کنند. البته در حمل و نقل انتحاری‌ها و مواد انفجاری از ولایات دیگر به کابل یا به دیگر ولایات نیز کمک می‌کنند.

موسا سکندر: ببخشی عیسی جان. قرار بود گزارش را تحلیل کنیم، نه این‌که سفسطه تبادله کنیم یا به کسی اتهام بزنیم.

عیسی قلندر: سفسطه؟ تو به این می‌گویی سفسطه؟! خیلی نامردی. من دارم تلاش می‌کنم فهم تو و سازمان ملل را از طالبان کامل کنم، آن‌وقت تو از من می‌خواهی سفسطه نگویم. طالبان خوب کرده که تو را در خوابت زندانی کرده و لوبیا هم نداده. هههههههه.

موسی سکندر: خُب نظرت در مورد گزارش سازمان ملل چیست؟

عیسی قلندر: والله نظر خاصی ندارم، اما نگرانم. نگرانی من از این است که بقیه‌ای جهان در مورد افغانستان بر اساس گزارش‌های نظیر گزارش سازمان ملل قضاوت می‌کنند و تصمیم می‌گیرند. اوضاع افغانستان هم که منوط به تصامیم و قضاوت‌های بین‌المللی است. ترسم از این است که سازمان ملل با طالبان به تفاهم برسند و برنج، روغن، گوشت، مصالح دیگ، گاز، آشپز و غیره مواد مورد ضرورت تهیه‌ی غذا را صرفاً به این منظور که برای اسیران خویش غذای بهتر آماده کنند، ارسال کنند. چرا که ما وقتی از گروهی انتظار مشخصی داریم، باید هزینه‌ی مشخصی هم پرداخت کنیم. مثلا همین گفت‌وگوهای صلح را در نظر بگیر! چرا به نتیجه نمی‌رسند؟ به‌خاطر این‌که طرفین حاضر نیستند هزینه‌ی لازم را پرداخت کنند.

خلاصه، من و موسی به نتیجه‌ای نرسیدیم. هر دو در آخر به همدیگر گفتیم که خاک بر سر عیسی و موسی که نتوانستند یک گزارش ساده را تحلیل کنیم.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه