کاکاسیل بین

اطلاعات روز

مگر تنها همین دو روز بَدند؟

زند‌‌گی در افغانستان پیش از هفت ثور، بهشت نبود. از خوش‌خیالی بیرون شویم. هیچ «اوغایتای» آرمانی در این کشور نداشته‌ایم. امروز بیمارستان چارصد بستر را که به کمک اتحاد جماهیر شوروی ساخته شد، به نام سردار محمد داوود مسما می‌کنیم و از هر‌سو قدر و عزت بر سر این مرد می‌باریم و با خوش‌خیالی، او را بزرگ‌ترین مرد تاریخ افغانستان تلقی می‌کنیم. جنون پیش‌رفت و ترقی را داشت. این قبول، اما حد‌اقل سه ویژ‌گی بد در اوست که با وجود این سه ویژ‌گی، هیچ‌کیفیت دیگر شخصیتی او، به عنوان یک فرد و یک سیاست‌مدار مسئول، نمی‌تواند از او چهره‌ی مثبت برای تاریخ کشور بسازد:
۱. کوتاه‌بینی، زور کم قهر بسیار، درک غیرواقعی از وضعیت منطقه‌ای-‌بین‌المللی؛
۲. توسل به کودتا به عنوان راهی برای رسیدن به قدرت؛
۳. قوم‌گرایی جنون‌آمیز.
در صدارت محمد داوود بود که نفربری و احضارات برای رویارویی احتمالی با پاکستان اعلان شد. آیا محمد داوود مفاهیمی مانند توازن قوا، شناخت از توانایی حریف و شناخت از توانایی خود را می‌شناخت؟ عصبیتی که او بر طبل جنگ‌طلبی می‌کوفت، نشان می‌دهد که سردار کوچک‌ترین آگاهی از این مسایل نداشت و با تهدید خالی، به عنوان یگانه برگه‌ی برنده، وارد میدان سیاست‌ جنگ‌طلبانه در مواجهه با همسایه شده بود. به این ترتیب، محمد داوود موفقانه توانست، دشمن دایمی برای افغانستان بسازد. ادعای دوپاره شدن نیم یک قوم در مورد تمام اقوام افغانستان درست است. تاجیک‌های بیش‌تر، بیرون از افغانستان اند، همین‌ طورند ازبک‌ها، ترکمن‌ها و بلوچ‌ها، بنابراین، دلیلی نیست این داعیه را در مورد یک قوم تا مرز نابود‌ کردن کل کشور پی‌گیری کنیم و در مورد اقوام دیگر نه. زیرا چنین برخورد، معنایی جز تافته‌ی جدا بافته بودن یک قوم نیست. ریاکاری و منافقت است. با یک حساب، طالبان هم حاصلی است که سیاست‌های نادرست محمد داوود، تخم آن را در دهه‌ی سی و در هنگام صدارتش برای افغانستان کاشته بود.
می‌گویند کودتای هفت ثور، شیرازه‌ی زند‌گی طبیعی را در افغانستان گسست و هرچه امروز مردم می‌بینند، از همان‌جا آغاز شد. مگر آیا چنین است؟ پنج سال پیش از حزب دموکراتیک، محمد داوود با استفاده از غیبت شاه، کودتای نظامی را به خاطر غصب قدرت سازمان داد و کامیاب شد. آن ثبات قوام گرفته در یک کشور جهان سومی فقیر، یک‌شبه توسط محمد داوود از بین رفت و راه کوتاه به قدرت رسیدن را به نظامیان درس خوانده در شوروی‌- که به محمد داوود کمک کردند پیروز شود- باز کرد. شیرازه‌ی زند‌گی عادی مردم افغانستان که با گام‌های مورچه‌وار، ولی پیوسته، به سوی رشد طبیعی و تکامل (evolution) پیش می‌رفتند، گسیخت و این لاله در مسیر باد، دست‌خوش سرگردانی شد که تا امروز هم دوام دارد. محمد داوود با برخورد «کاکه»، ولی بازاری در مناسبات بین‌المللی، عمده‌ترین متحد خود، اتحاد جماهیر شوروی را هم از دست داد. گویی، دشمنی با پاکستان برای افغانستان به تنهایی کفایت نمی‌کرد و افغانستان نیازمند تدبیر محمد داوود بود تا آتش انتقام‌جویی شوروی نیز در کوی و برزن افغانستان شعله‌ور شود.
داکتر حسن شرق، از مریدان و همکاران بلند‌رتبه‌ی محمد داوود در کتابی به نام «کرباس‌پوشان برهنه‌پا» (شما داوود و حسن شرق و یاران این‌ها را در کرباس و پا‌برهنه تصور کنید!) می‌گوید:‌ «سردار محمد داوود عاشق افغانستان بود؛ فقط هزاره‌ها را دوست نداشت‌». (نقل به معنا). عشقی به این اندازه نژادپرستانه که می‌شود افغانستان را بدون هزاره‌ها دوست داشت-در منظومه‌ی فکری حسن شرق، از انسانیت کسی چیزی نمی‌کاهد- برای کاکا سیل‌بین، عشقی خطرناک و بیماری است. محمد داوود در قوم‌گرایی جنون‌آمیزش تا آن‌جا پیش رفت که کتاب‌های درسی مکاتب را تغییر داد و قرائت فارسی را، قرائت دری کرد و در زمان صدارتش، سرطانی را به نام مصطلحات ملی باب کرد که دردش تا امروز هم مانع پیش‌رفت هر‌دو زبان رسمی این سرزمین شده است.
هفت ثور و هشت ثور یک‌سو، پیش از این‌ها ما ۲۶ سرطان هم داشتیم. تاریخ را نمی‌توان بدون برزمینه‌هایش، به صورت مجرد و انتزاعی مطالعه کرد و آن را به چیز مفید تجربه‌برانگیزی تبدیل کرد. هشت ثور اگر بد است، بایست مطالعه ‌کنیم، باید بدانیم این هشت ثور از کدام هفت و آن هفت ثور از کدام ۲۶ سرطان شروع می‌شود و آن ۲۶ سرطان ریشه در کدام رخوت عصیان‌برانگیزی دارد که پسر کاکایی را وادار می‌کند علیه پسر کاکایش برخیزد و بشورد و جمهوری عقاب‌دار پنج ساله‌ای را بنیان گذارد که تا امروز هم از عوارض گمرکی‌اش خلاص نشده‌ایم…
کاکا سیل‌بین دلیل شخصی دارد که از هشت ثور بدش بیاید و آن دلیل شخصی، هیچ‌ربطی به انقلاب مجاهدینی ندارد که سر به کف آمدند و شهرهای‌مان را ویران کردند. کاکا سیل‌بین دلیل شخصی دارد از هفت ثور خوشش نیاید، ولی این دلیل شخصی هم ربطی به کودتای زیاری کشان افغانستان ندارد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه