یک هفته پس از گفتوگوهایی مبتنی بر صلح میان نمایندگان طالبان و جمهوری اسلامی ایران، اکنون معاون وزارت خارجهی این کشور به کابل آمده است تا بخشهایی از گفتوگوهای صورت گرفته میان جمهوری اسلامی ایران و نمایندگان طالبان را به حکومت افغانستان اعلام کند. قبل بر آن، مقامات جمهوری اسلامی مدعی شده بود که دیدارشان با نمایندگان طالبان در راستای کمک به روند مصالحهی افغانستان و با اطلاع حکومت افغانستان صورت گرفته بود. در اعلامیهی این گفتوگوها آمده است که جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر رهبری افغانها بر مذاکرات صلح، دیدارشان با نمایندگان طالبان را انجام دادهاند.
اندکی پس از تلاشهای شتابناک و امیدوارکنندهی امریکاییها در دیدارهای مستقیم و پشت سر هم با نمایندگان طالبان که امیدواری به نتیجهبخش بودن مذاکرات را کلید زده بود، دونالد ترمپ با اعلام موضعهای غیرقابل پیشبینی و غیرمنطقی، آب سردی به گرمای امیدواریهای خلق شده ریخت. مذاکرات مقدماتی امریکاییها با طالبان، فارغ از جدیت و امیدواری که خلق کرده بود، اگرچه همسویی برخی کشورهای متنفذ منطقه مثل پاکستان، عربستان، قطر و امارات متحدهی عرب را با خود داشت اما از سوی دیگر، جناحهای دیگر دخیل و سهیم در منازعه و مصالحهی افغانستان را به حاشیه رانده بود. روسیه، جمهوری اسلامی ایران و حکومت افغانستان عملا در این پروسه غایب بود.
پس از دگرگون شدن مذاکرات مقدماتی صلح با طالبان به رهبری امریکاییها در پی اعلام موضعهای عجیب و غریب ترمپ، اکنون امکان یک مانور و اجماع منطقهای در مورد روند مصالحهی افغانستان به وجود آمده است. در این امکان، حکومت افغانستان با توجه به غیبت آشکار در مذاکرات صلح به رهبری امریکاییها، میتواند اعمال نقش کند.
اگرچه مواضع و منافع کشورهای متنفذ منطقه و همسایگان افغانستان در روند مصالحهی کشور، دچار تشتت و اختلاف قابل توجه است اما امکان ایجاد یک اجماع منطقهای در خصوص روند صلح افغانستان به رهبری افغانها وجود دارد. حکومت افغانستان برای به وجود آوردن چنین سناریویی، نیازمند یک برنامه و استراتژی صبورانه، فراگیر و درازمدت است بلکه بتواند با اجماع حداکثری کشورهای منطقه، در روند مصالحهی کشور، نقش مستقیم و رهبرانه اعمال کند. این گفتوگوها هنوز در سطوح به کل مقدماتی و صرفا با دخالت یک کشور صورت گرفته است. با وارد کردن چین، روسیه و استفاده از روابط این دو کشور با پاکستان، عربستان و قطر در راستای جلب رضایت و توافقشان برای سهم گرفتن در روند مصالحهی افغانستان، امکان خلق یک اجماع منطقهای وجود دارد. با توجه به سخنان اخیر ترمپ که از قدرتهای منطقه خواسته بود در افغانستان سهم بگیرند و علیه تروریزم بجنگند، احتمالا خلق این اجماع منطقهای به رهبری افغانها در راستای مذاکرات صلح، منافاتی با منافع و استراتژیهای ایالات متحده در خصوص افغانستان نداشته باشد. اما چالش اصلی، خلق چنین اجماعی است که از یک طرف نیاز است و از طرف دیگر با توجه به تعارض منافع کشورهای منطقه و رویکرد سیاست خارجی افغانستان خلق این اجماع دشوار است. اگر چنانکه نقش دولت در تلاشهای سیاسی امریکا با طالبان کمرنگ و مبهم است، دولت باید با بازبینی در مورد نقشهی راه صلح که توسط ارگ منتشر شده، گامهای اساسی برای خلق این اجماع بردارد. کشورهای تأثیرگذار بر روندهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی بر افغانستان نمیتوانند بدون ابتکار دولت افغانستان این اجماع را زمینهسازی کنند. بنابراین نیاز است که با اعتمادسازی با کشورهای منطقه در پی یک اجماع برای صلح و تلاشهای سیاسی در سطح منطقه که مالکیت ان را دولت افغانستان داشته باشد، باشیم و این میتواند به روند جاری سیاسی برای مذاکرات نیز موثر واقع شود.
