انتصاب اسدالله خالد و امرالله صالح به سرپرستی وزارتهای دفاع و داخله، با استقبال و رضایت گستردهی مردمی مواجه شد. آنها اگر نه به دلیل سوابق نیک که دستکم قاطعیت در امر مبارزه با طالبان و دیگر نیروهای تروریستی از طرف مردم به تمجید گرفته شدند. خود نیز در مراسم رسمی معرفیشان به سرپرستی وزارتهای دفاع و داخله از عزم قاطع در تأمین امنیت، مصاف شجاعانه و بیرحمانه با تروریستان، مبارزه با فساد و بطالت در تشکیلات و ادارههای تحت رهبریشان و تلاش برای فعالتر کردن ماشین جنگ و تأمین امنیت کشور سخن گفتند و نویدهای تازهیی را در احساس مردم نسبت به آمدن اصلاحات و بهبود در این دو نهاد کلیدی کاشتند. بهعنوان نمونه، آقای خالد در مراسم معرفیاش به سرپرستی وزارت دفاع گفته است که شعار ارتش از دفاع و حفاظت از سنگر به حمله بر مخفیگاههای تروریستان تغییر خواهد کرد.
انتصاب این دو چهره به سرپرستی دو نهاد کلیدی امنیتی و نویدها و وعدههای امیدبخش آنها در نخستین روزهای کاریشان، امر مبارکی است. مردم، پس از سالها رخوت و بطالت در ماشینهای جنگ و تأمین امنیت کشور و مهمتر از آن ارادهی لنگلنگان رهبری حکومت در مبارزهی قاطع و بیباکانه با تروریستان، اکنون به این امید دلخوشند که فصلی جدید در مصاف بیتعارف با تروریستان و امتناع از مصاف جدی با آنها، گشوده شده است.
علیرغم نیکویی این دو انتصاب به رهبری وزارتهای جنگ و تأمین امنیت و نظم عامه، بیم آن میرود که تغییر تاکتیک جنگی حکومت در مصاف با تروریستان از دفاع و مماشات به حمله و قاطعیت، صرفا به حدود سخنرانیها و بیانیههای آتشین و زودگذر تقلیل یابد. تغییر تاکتیک جنگ، مبارزه با بطالت، سوء مدیریت و فساد گسترده در نهادهای امنیتی به ویژه وزارت داخله، روندی طولانی، دشوار و نیازمند بردباری و عملگرایی واقعی و پیوسته است. شبکههای فساد و سوء مدیریت در این دو نهاد، به حدی عمیق، گسترده و ریشهدار است که به نظر نمیرسد با صرفا بانگهای آتشین و بیانیههای حماسی، محو یا کاهش یابد.
آقایان خالد و صالح، احتمالا خود نیز در جریان خوشنودی و استقابل کمنظیر و بیسابقهی مردم از انتصابشان به سرپرستی وزارتهای دفاع و داخله هستند. این اعتماد، استقبال و خوشنودی عمومی، نباید با صرفا بیانیهها و سخنرانیهای آتشین اما زودگذر پاسخ داده شود. مردم عمیقا انتظار دارند که دو تن از فرزندان نیکنام و بلندآوازهی کشور، کشتی به گل نشستهی ادارههای جنگ و تأمین امنیت مملکت را به آب بزنند و افقی جدید به روی شهروندان در معرض تهاجم تروریستان بگشاید. اعمال اصلاحات واقعی در وزارتهای دفاع و داخله، به کار پیگیر، صبورانه و ایثارگرانه ضرورت دارد تا در یک روند طولانی و قاطع، گشایشی در امور خلق شود. فارغ از ارادهی فردی در امر مبارزه با فساد و تغییر تاکتیک جنگ از دفاع به حمله، به نظر میرسد مرکز اصلی تصمیمگیری در خصوص استراتژیهای جنگی، رهبری حکومت بهعنوان سرقومندان اعلی قوای مسلح کشور باشد. چالش و دست و پاگیری اصلی سربازان، افسران و ماشین جنگ کشور، امتناع رأس قدرت سیاسی از روی دست گرفتن ارادهی قاطع در امر مبارزه با تروریستان است. از امرالله صالح و اسدالله خالد این انتظار وجود دارد که در خصوص داشتن صلاحیت و مجاب کردن رهبری کل حکومت به تغییر واقعی در استراتژی جنگی نیز موفق شوند. مردم به شما امید بستهاند!
