تلاشهای یکجانبه و مستقیم امریکا برای حصول توافق گروه طالبان برای مذاکره با امریکاییها، حکومت و جریانهای سیاسی و قومی، بیشترین پیشرفت در تلاش یک دههی اخیر صلحخواهی از طرف دولت افغانستان و امریکاییها را رقم زده است. طالبان تأیید کردهاند که با نمایندهی خاص امریکا دیدهاند، ملا برادر و چند فرد بلندپایهی گروه طالبان آزاد شدهاند، دیدارهای قابل توجه میان امریکاییها و پاکستان، قطر، امارات متحدهی عربی، عربستان سعودی و چند کشور دیگر در سطح منطقه صورت گرفته است و تغییرات چشمگیری تا این مرحله از تلاشهای سیاسی برای صلح در این دیدارها و موضعگیری دولتهای متعدد منطقه مشهود است.
امریکاییها برای اولین بار نمایندهی ویژهیی در امور صلح و مذاکره برای افغانستان تعین کرده و یک واحد کوچک اما قدرتمند از نهادهای مختلف دولت امریکا در چند ماه گذشته پیوسته برای حصول یک توافق بر سر اصول مذاکرات تلاش کرده است. در داخل افغانستان، رییسجمهور غنی با ارائهی برنامهی پنجساله برای صلح و گزینش یک هیأت 12 نفره برای مذاکرات و همچنان تشکیل یک شورای بزرگ مشورتی در راستای صلح؛ بیانگر این است که سرعت تلاشها برای صلح بیشتر از هر زمانی است. این دور تلاشها تا هنوز نتایج ملموسی چون آزادی ملابرادر و دیدار رو در روی هیأت عالی رتبهی طالبان و امریکاییها را در پی داشته است اما بر خلاف تحولات چشمگیر در بنبست تلاشهای صلح یک دههی گذشته، در میان مردم و سیاستمداران این تحولات و دیگرگونیهای سریع هنوز قابل درک نیست و مردم افغانستان هنوز باور ندارند که این تلاشها به نتایجی برسد و شاهد یک تحول در این راستا در چند ماه آینده باشند.
این بیباوری به تحولاتی که در راستای تلاشهای صلح خواهانه رقم خورده است ناشی از چیست؟ دلایل متعدد و متفاوتی برای شهروندان افغانستان وجود دارد، اما عوامل اصلی این باور، بیخبری، بیاعتمادی و عدم پاسخگویی است. اطلاعات منتشر شده از تلاشهای زلمی خلیلزاد در راستای کسب توافق طالبان برای مذاکره با جانب افغانی و کشورهای دخیل در این بحث بر سر افغانستان، ابتدایی و در حد دیدارهای دوجانبه و چندجانبه بوده است. مردم از جزییات گفتوگوها و بحثهایی که بر سر میز میان نمایندگان امریکا و کشورهای دخیل و همچنان طالبان چیزی نمیدانند و در بیاطلاعی کافی برای بیتفاوت بودن و غیرقابلباور شمردن این تلاشها به سر میبرند. دولت افغانستان نیز از گزارش دهی و دیدارهای که با خلیلزاد داشتهاند، جزییاتی منتشر نکرده که افکار عمومی با توجه به آن اطلاعات بدانند که تلاشها در کدام مرحله است و به کجا خواهد انجامید.
افزون بر بیاطلاعی مردم از تلاشهای صلح و حتی بیاطلاعی جریانها و افراد سیاسی مدعی، یکدهه تلاش دولت افغانستان از طریق رییسجمهور و تیم اسبقش و همچنان رییسجمهور فعلی و تشکیل وسیع و عریض و طویل شورای عالی صلح، بیاعتمادی به صلح و تلاشهای صلحخواهانه را با گذشت زمان بیشتر کرده است. سوالهای بسیاری در افکار عمومی در قبال عملکرد شورای عالی صلح و دولت افغانستان وجود دارد.
مردم نمیدانند که چگونه باور کنند که این تلاشها از تلاشهای گذشته متفاوت است و نتایجی را که از یک دهه فعالیت شورای عالی صلح برجا ماند، از این تلاشها بر جا نماند. هزینههای هنگفت برای مأموریت شورای عالی صلح مصرف شد. فرصتهای خوب برای کاهش قدرت و نفوذ طالبان از دست رفتند اما مردم در عمل آنچه دیدند افزایش خشونت و کشتار و توسعهی قلمرو جغرافیایی، فرهنگی و قوانین طالبان بود نه ارزشها و اهداف قانون اساسی و دولت مرکزی افغانستان.
بنا براین، بیاعتمادی گسترده بر دولت افغانستان و نهادهای مسوول در راستای صلح، آمدن صلح و پیشرفتها در راستای دست یافتن به مذاکرات را غیرقابل باور کرده است. مردم با وجود اطلاعات اندک از تلاشهای جاری، نمیتوانند سرعت موجود در پروسه را از یک طرف به دلیل نبود اطلاعات کافی درک کنند و از جانب دیگر بیاعتمادی گسترده به تلاشهای که قرار بود خشونت را کاهش دهد اما منجر به افزایش خشونت شد، باور نمیکنند و این سرعت برای مردم و افراد سیاسی قابل درک نیست.
