پریشان‌فکری؛ بن‌بست صلح با طالبان

اطلاعات روز

روزنامه‌ی وال استریت ژورنال به نقل از سه منبع آگاه گزارش داده که اداره‌ی ترمپ برای پایان دادن جنگ افغانستان عجله دارد و از همین جهت زلمی خلیل‌زاد زمان کمی در اختیار دارد تا به عنوان نماینده‌ی این کشور در امور صلح، به نتایج روشنی دست یابد. بر مبنای این گزارش، خلیل‌زاد برای اولویت دادن به روند صلح و حفاظت سیاسی این روند، تشویق طالبان برای مشارکت در حکومت آینده، طرح تعویق انتخابات ریاست جمهوری افغانستان را پیش کشیده است. انتخابات ریاست جمهوری در آخر ماه حمل سال آینده برگزار می‌شود و از هم‌اکنون رای‌زنی‌های فشرده‌یی در میان قشر سیاسی کشور در جریان است. این طرح صرف‌نظر از این‌که می‌تواند بدبینی و نگرانی نسبت به سرنوشت سیاسی مردم را افزون کند، به نظر می‌رسد به نتیجه‌ی امیدبخشی در روند صلح نیز منجر نمی‌شود.

حوادث سیاسی چند دهه‌ی گذشته‌ی افغانستان نشان می‌دهد که تلاش برای آشتی دادن حکومت مرکزی با گروه‌های شورشی هرگز به نتیجه‌ی قابل انتظار آن که عبارت از شکل‌گیری یک دولت مقتدر و باثبات و مردم‌سالار است، نینجامیده است. دکتر نجیب‌الله پس از خروج نیروهای نظامی اتحاد جماهیر شوروی، تلاش کم‌نظیری را برای تشویق گروه‌های مجاهدین به منظور آشتی با حکومت روی دست گرفت. وی جرگه‌ی مردمی را فراخواند و با تکیه بر احساسات وطن‌پرستانه‌ی افغان‌ها در سخنرانی‌ها و دید و بازدیدهایش، سعی کرد زمینه‌ی یک توافق سیاسی در کابل را فراهم سازد. هرچند شکست دکتر نجیب دلایل بسیار ـ‌از جمله تخریب درون حکومتی‌ـ داشت، اما به تقلا افتادن دکتر نجیب و شایع شدن این تصور که حکومت وی در غیبت حمایت وسیع روسیه شکست می‌خورد، امکان صلح را از میان برد. وضعیت کنونی حکومت مرکزی نیز بی‌شباهت به اوایل دهه‌ی هفتاد خورشیدی نیست، با این تفاوت بسیار مهم و تعیین کننده که مردم هنوز اعتماد شان را نسبت به نظام سیاسی کنونی از دست نداده‌اند.

از این جهت، در وضعیتی که از نظر آماری حکومت هزینه‌ی سنگین جنگ را به دوش می‌کشد و قلمرو طالبان در حال گسترش است، امکان انجام یک معامله برابر و «بردـ‌‌برد» میان حکومت به مثابه‌ی رأس نظام سیاسی کشور و طالبان به عنوان گروهی که با نظام سیاسی دموکراتیک مخالفت ایدیولوژیک دارند، منتفی یا لااقل بی‌نتیجه خواهد بود. در غیبت چنین امکانی، هیچ ضمانتی برای حفظ ارزش‌های دموکراتیک در یک معامله‌ی نابرابر با طالبان وجود ندارد. این نکته باید برای گردانندگان روند صلح، خاصه‌ زلمی خلیل‌زاد، مهم باشد که در صورت نبود ضمانت محکم برای حفظ ارزش‌های دموکراتیک در نظام سیاسی کشور، شهروندان در برابر هر نوع توافق صلح با طالبان به مقابله برخواهند خواست. بازگشت به اوایل دهه‌ی هفتاد خورشیدی برای امریکا یک شکست افتضاح‌آمیز و برای مردم افغانستان ناامیدی مطلق و هرج و مرج را به دنبال خواهد داشت.

برای جلوگیری از تکرار این تجربه‌ی شکست‌خورده و فاجعه‌بار لازم است راهبرد ایالات متحده در باره‌ی مصالحه با طالبان بازنگری شود. طالبان به مثابه‌ی یک گروه مسلح و مدعی تشکیل دولت یک بار در میان سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ درهم شکست. در آن زمان فرصت و امکانات کافی برای پایان دادن به طالبانیسم و تندروی مسلحانه وجود داشت، اما علی‌رغم انتظار مردم، چنین اتفاقی به وقوع نپیوست. طالبان صرفاً با تکیه بر بازی‌های استخباراتی پاکستان نمی‌توانست قدرت دوباره به دست بیاورد، بی‌تردید دیدگاه‌های اشتباه و راهبردهای ناقص و آکنده شدن نهاد دولت از فساد، نقش اثرگذاری در تقویت دوباره‌ی طالبان داشت. مداراجویی با طالبان که ناشی از یک نوستالژی بی‌بنیاد قبیله‌یی بود، تهور و شجاعت درهم شکسته‌ی طالبان را به آن‌ها باز داد. شکست دولت در مستحکم ساختن بنیادهای دولت، خاصه در بخش امنیتی و عدلی نسبت وثیقی با فساد روز افزون در سطوح رهبری و مدیریتی دولت داشت و از این طریق به استمرار حیات یک دولت ناکام و ورشکسته کمک کرد. فساد و رویکرد خطا در مدیریت برنامه‌های مهم ملی، از جمله انتخابات، به شکل‌گیری حلقات ذی‌نفع اما ناکام در دولت انجامید و عرصه را برای انحصارگرایی و ناممکن شدن توزیع مناسب قدرت و شکل‌گیری دولت‌ـ‌‌ملت باثبات هموار کرد. به این ترتیب دولت پساطالبان به یک دولت خودـ‌‌ویران‌گر تبدیل شد. دولتی که خودش را تخریب و تضعیف می‌کند و با ادامه‌ی سیاست‌های اشتباه مقدمات فروپاشی‌اش را مهیا می‌کند.

به رغم دیدگاه خلیل‌زاد، آن‌چه که در میان مدت منجر به تأمین ثبات نسبی و در نهایت اعلام اندکی طالبان برای آشتی می‌انجامد، تقویت بنیان‌های دولت و نظام سیاسی کنونی است. چنانچه در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو، یک حکومت مسوول و برخوردار از حمایت وسیع و واقعی مردم شکل بگیرد، امکان اجماع گروه‌های سیاسی متخالف بیشتر می‌شود و عرصه برای مانور قدرت‌طلبانه‌ی طالبان کمتر. بی‌تردید در این مورد عنصر زمان و بردباری سیاسی نقش تعیین‌کننده دارد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه