سیگار در گزارش تازهاش اعلام کرده که درصدی مناطق تحت کنترل دولت به 56 درصد از کل کشور کاهش یافته است. بر اساس گزارش سیگار دولت افغانستان از سال گذشته تا حالا فقط 1 درصد کنترلش را بر خاک افغانستان از دست داده اما درصدی حاکمیت و کنترل مستقیم دولت در مقایسه با سه سال قبل سقوط چشمگیری را از 72 درصد در 1394 به 56 درصد در سال 1397 نشان میدهد. ارزیابی سیگار از درصدی کنترل دولت و طالبان بر جغرافیای افغانستان به دو لحاظ مهم است: گفتوگوهای صلح و بررسی استراتژی جنوب آسیای امریکا.
در حالی که درصدی کنترل و حاکمیت دولت برخاک افغانستان سال به سال محدود و محدودتر میشود، حکومت افغانستان و امریکاییها در ارزیابیشان از تأثیرات و پیامدهای استراتژی جدید دونالد ترمپ برای جنوب آسیا که بخش قابل توجه آن معطوف به ارزیابی نتایج این استراتژی در افغانستان است، خوشبین و راضی است. در سطح گفتوگوهای رسانهیی و سیاستهای اعلامی، دولت افغانستان در ارزیابی نتایج این استراتژی حتا پیشتازتر و خوشبینتر از امریکاییها بوده است. رییسجمهور غنی و مقامات دولت افغانستان در سطوح متفاوت از تأثیرات این استراتژی ابراز رضایت کردهاند. حکومت افغانستان از حمایت مالی و تجهیزاتی امریکا و حامیان دولت افغانستان در راستای تقویت نیروهای هوایی و ارتقای ظرفیت نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان بارها به عنوان یک دستاورد یاد کرده است. دولت افغانستان با اتکا بر آمارهای متناقضی چون فعالیت 22 گروه تروریستی در افغانستان و حمایت شماری از کشورهای همسایه از این گروهها، در اعمال فشار بر پاکستان و پناهگاهها و آموزشگاههای تروریسم ابراز خوشحالی کرده و همواره در پی اعمال فشار بیشتر بوده است. به همین منوال امریکاییها نیز در سیاستهای اعلامیشان از استراتژی جدید دولت دونالد ترمپ در جنوب آسیا ابراز خوشبینی کرده و گفته است که سیاستهای جدید این کشور منجر به بهبود وضعیت نیروهای امنیتی و قطع منابع عایداتی گروههای تروریستی شده است.
اکنون حقیقت روشن اما این است که این استراتژی در میان تنشهای متعدد منطقهیی و رویکرد هژمونیک رقیبان متکثر امنیتی و سیاسی در منطقه، زمینگیر شده است. گزارش تازهی سیگار در قدم اول بیانگر قدرت رو به افزایش طالبان است. گروهی که با حمایتهای بومی و مذهبی از درون افغانستان و حمایتهای مادی، آموزشی و تجهیزاتی از سوی بازیگران منطقهیی قادر شده است که هرسال درصدی حضورش بر خاک افغانستان را افزایش دهد و تعداد ولسوالیها و واحدهای اداری تحت جنگ را گسترش دهد. بنا براین، گزارش سیگار میتواند محکی باشد برای سنجش میزان درستی و نادرستی گزارشهایی که حکومت افغانستان و امریکاییها از استراتژی تازهی جنوب آسیا ارایه میکند. اگر موفقیت این استراتژی ارزیابی قابل اعتنا و درست است، چرا میزان تلفات نیروهای امینتی افزایش یافته، جلب و جذب کاهش و درصدی حضور دولت در افغانستان هر سال محدودتر؟
مساله دوم و تأثیر مهم این گزارش بر روند صلح در افغانستان است. روندی که سالها است ادامه دارد و پیشرفت قابل اطمنانی برای نزدیک شدن به گفتوگوها برسر صلح هنوز وجود ندارد. این گزارش در حالیکه بیانگر وضعیت مطلوب و خوب طالبان در گفتوگوهای احتمالی صلح است، از جانب دیگر مایهی نگرانی تازه برای دولت افغانستان و امریکاییها نیز میتواند قلمداد شود. درحالیکه روند سیاسی برای رسیدن تا میز مذاکره بر سر صلحجریان دارد، نتایج این تلاشها اما برای دولت افغانستان و امریکا قناعتبخش نیست. حکومت افغانستان و امریکاییها در یک دههی گذشته دو رویکرد همزمان را برای برخورد با طالبان روی دست گرفته است. صلح و جنگ همزمان. این گزارش اما نشان میدهد که مدیریت همزمان تلاشهای دیپلماتیک و نظامی برای تضعیف یا توافق طالبان ناکام بوده و حتا باعث ناکارآمدی هر دو رویکرد نسبت به گروه طالبان شده است.
بنا براین، گزارش سیگار یکبار دیگر بایستی ضرورت بازنگری رویکرد دولت و امریکا نسبت به گروه طالبان را روی میز تصمیمگیری بکشاند. دوام وضعیتی که نه جنگ قاطع علیه طالبان صورت میگیرد و نه تلاشهای همهجانبهی صلح به نقطهی قابل اعتنایی میرسد، به نفع طالبان است و منجر به حضور گستردهتر این گروه در مناطق مختلف افغانستان خواهد شد.
