دیروز ائتلاف نجات به رهبری جنرال دوستم، عطامحمد نور و محمد محقق اعلامیهیی صادر کردند و در آن حکومت را نسبت به عواقب دستگیری یک فرمانده محلی نظامی در فاریاب هشدار دادهاند. پیش از آن نیروهای کوماندوی اردوی ملی نظامالدین قیصاری، نمایندهی ویژهی جنرال دوستم در فاریاب را دستگیر کردند؛ مردی که مدعی است سه هزار نیروی شبهنظامی دارد و از فرماندهان نسبتاً نامدار ضد طالبان به حساب میآید. دستگیری یک شبهنظامی که متهم به آزار و اذیت شهروندان است و به صورت مستقیم مسئولیتی در نهادهای امنیتی ندارد، یکی از مسئولیتهای حکومت است. اما آنچه که اقدام حکومت را در مورد دستگیری یک شبهنظامی نسبتاً نامدار محلی مسألهدار کرده است، این است که مردم اعتماد شان را نسبت به حکومت از دست دادهاند. ترس جای امید را گرفته است و نتیجتاً این موضوع حتا امکانی در اختیار منتقدان سیاسی آقای غنی قرار داده تا رفتار کلیت نهادهای امنیتی و حکومت زیر سوال برود.
ایجاد شبه نظامیان محلی در قالب پولیس محلی تصمیمی بود که حکومت برای کسب امتیاز میدان نبرد در برابر طالبان و گروههای تروریستی دیگر اتخاذ کرد. این نیروها بیتردید نقش مهمی در تغییر میدان نبرد به نفع نیروهای امنیتی بازی کردند. چه اینکه نیروهای امنیتی دولت در سالهای گذشته پیوسته در نگهداری قلمرو بازپس گرفته شده ناکام بودند و در بسیاری موارد عملکرد ضعیفی داشتند. اما شکلگیری پولیس محلی که در محلات مستقر بودند، این معضل را تا حدی برطرف کرد، هرچند که در مواردی متهم به زورگویی و نقض قوانین حقوقبشری نیز میباشند. شکلگیری نیروهای خیزش مردمی اما دلایل متفاوتی داشت. نیروهای خیزش مردمی اعتراضی است در برابر ناکامیهای دولت در تأمین امنیت و صیانت از جان مردم. نیروهای خیزش مردمی از این منظر، سلاح به دست شدن مردم و پذیرفتن مسئولیتهای نیروهای امنیتی کشور بود. بنابر این، نمیتوان نیروهای خیزش مردمی و در نتیجه شکلگیری جنگجویان خطرساز و تا حدی بیاعتنا به دولت افغانستان را صرفاً میتوان از منظر ناکامیهای دولت در تأمین امنیت مردم و گسترش قلمرو جنگ قابل درک است.
حکومت در قالب سیاستهای اشتباه و فقدان استراتژی روشن در برابر گروههای تروریستی و شکستهای پیهم در تأمین امنیت مردم و تحدید قلمرو جنگ به برکشیده شدن جنگجویان و جنگسالاران محلی کمک کرد و حتا فراتر از آن زمینهی چنین اتفاقی را فراهم آورد. چه اینکه دولت بیتردید و به دلایل بسیاری اعتمادش را در میان مردم خاصه در حوزهی تأمین امنیت و صیانت از جان مردم از دست داد.
اعلامیهی قول اردوی شاهین نشان میدهد که دستگیری نظامالدین قیصاری کاملاً یک واکنش قابل تصور و درستی از سوی آنها بوده. آتش زدن نهادهای حکومتی و تهدید آشکار به کشتن مقامات دولتی آنهم از سوی کسی که در عمل نیز توانایی انجام چنین کاری را دارد، نباید نادیده گرفته شود. درگیری در جریان این نشست فرماندهان نظامی در فاریاب با آقای قیصاری نشان از آن دارد که چنین تصمیمی (بازداشت این فرمانده) از قبل گرفته نشده بوده و واکنشی در برابر تندیهای این فرمانده محلی بوده است. اما آنچه که اکنون زمینه را برای شکلگیری یک کشمکش سیاسی و هرج و مرج فراهم آورده، کار نهادهای امنیتی و دستگیری آقای قیصاری نیست. دیروز شهروندان فاریاب تظاهرات وسیعی علیه این اقدام حکومت سازمان دادند، نشانهیی از یک نارضایتی عمومی حتا به بهای حمایت از جنگسالار محلی در برابر حکومت. در فقدان اعتماد مردم به حکومت و بیاعتنایی حکومت به این بیاعتنایی است که جنگسالاران در میان مردم قابل دفاعتر میشوند. حکومت اکنون نقطهی اتکای مردم نیست، شهروندان جایی بیرون از دستگاه دولت را برای تکیه دادن جستوجو میکنند. این مشکل دولت و سیاستهای اشتباه حکومت خاصه رهبری آن است.
