حملهی انتحاری دیروز به محل تجمع خبرنگارانی که برای پوشش یک حملهی انتحاری-که پیشتر اتفاق در همان محل اتفاق افتاده بود-نُه خبرنگار و تصویربردار رسانهیی را به کام مرگ کشاند. سازمان گزارشگران بدون مرز این حمله را مرگبارترین حمله پس از سقوط طالبان به خبرنگاران و جامعهی رسانهیی افغانستان عنوان کرده است. نهادهای مدنی و حامی رسانهها نیز این حمله را مغایر ارزشهای اسلامی و قراردادهای حقوقبشری بینالمللی خواندهاند. این حمله از جهاتی بسیار نگرانکننده و پرسش برانگیز است.
یکم- رسانهها و کارمندان رسانهیی همطراز نهادهای امدادرسان و حقوق بشری در هیچ منازعهیی شریک یا بخشی از آن نیستند. به موجب کنوانسیونهای جینوا، این افراد بر اساس معاهدات و حقوق بشر دوستانهی بینالمللی در مناطق مورد منازعه و بحران از امنیت و مصئونیت برخوردار اند. هیچ طرفی حق تعرض به آنها را ندارد. به همین دلیل حتا گروههای تروریستی نیز در مواجهه با رسانهها و خبرنگاران در بسیاری مواقع به این اصول پذیرفتهشده پایبندند. داعش از این حیث که دو خبرنگار را سر برید، در معرض انتقادهای بسیاری قرار گرفت و نگرانی بزرگی را برای نهادهای رسانهیی خلق کرد. اما این گروه نیز در چند مورد حتا به خبرنگاران اجازهی بازدید از قلمرو تحت کنترولاش را داد و از آنها حمایت کرد.
رسانهها و خبرنگاران از این منظر که کارشان اطلاعرسانی حرفهیی است، در هیچ جایی بخشی از گروههای درگیر منازعه به حساب نمیآیند. فراتر از آن حتا گروههای شورشی و برانداز و بسیاری از دولتها به استثنای دولتهای اقتدارگرای مخالف آزادی بیان و رسانهها خود را مکلف به تأمین مصئونیت خبرنگاران میپندارند. از این منظر حملهی دیروز که توسط مهاجم انتحارییی که با ابزارهای خبرنگاری مجهز بود، نشان از این دارد که جامعهی رسانهیی کشور نیز در معرض ترور، انتحار و حملهی تروریستی کور قرار گرفته است. این حمله، خاصه از این جهت که اولین حمله به خبرنگاران و کارمندان رسانهیی نیست، قابل توجه است.
دوم- در جایی مانند افغانستان که دولت بر اساس قانون اساسی خود را ملزم به حمایت از آزادی بیان و اطلاعرسانی میداند، حمله به خبرنگاران و بیتوجهی به مصئونیت و امنیت آنها ناامیدکننده است. حکومت آزادی بیان را از دستاوردهای نظم سیاسی جدید پس از سقوط طالبان عنوان میکند. همین چند روز پیش و به دنبال نشر گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز از ردهی بندی آزادی مطبوعات در جهان، حکومت قرار گرفتن افغانستان را در جایگاه یکصدوهجدهم که به نحوی پیشرفت به حساب میآید، جشن گرفت و مانور تبلیغاتییی سنگینی را به اجرا گذاشت. اما درست دیروز این امیدواری به خاک و خون کشیده شد. پرسش این است که حکومت چه تمهیدی برای تأمین امنیت رسانهها و خبرنگاران سنجیده و اجرا کرده است؟ آیا کمیتهی مشترک رسانهها که تحت نظر معاون دوم ریاست جمهوری کار میکند، به این موضوع به مثابهی یک تهدید جدی و غیر قابل انکار نگریسته بود؟ آیا برای جلوگیری از وقوع فاجعهیی مانند فاجعهی دیروز طرحی سنجیده بود؟ تا آنجا که در عمل مشاهده میشود، هیچ ضمانتی برای حفاظت از جان خبرنگاران وجود ندارد. آنها گروه بیپناهیاند که به دلیل حرفهی شان از یکسو ملزم به اطلاعرسانی و حضور در صحنههای درگیری و حوادث تروریستیاند و از سوی دیگر بخشی از اهداف نظامی گروههای تروریستی. دولت به موجب قانون و تعهداتی که به جامعهی بینالمللی داده است، اکنون چه پاسخی در برابر این حادثه دارد؟ آیا هنوز جایی برای جشن گرفتن آنچه که حکومت دستاوردش در راستای آزادی بیان تلقی میکند، مانده است؟
سوم- کسانی که در این حملهی خونین جان باختند، کم نبودند. مرگ 26 نفر تاکنون تأیید شده و از این میان 9 تن از جامعهی رسانهیی کشور اند. این حمله در جایی اتفاق افتاد که با حصارهای بلند امنیتی محصور شده است. با نگاهی به منطقهی شش درک کابل میتوان به وضوح یک دژ نظامی مستحکم را دید، جایی که اصلیترین نقطهی منطقهی سبز امنیتی کابل است. نفوذ به این دژ مستحکم امنیتی و حمله پی در پی به مردم و خبرنگاران معنایی غیر از این ندارد که نهادهای امنیتی کارآمدی شان را از دست دادهاند. اکنون لازم است که حکومت گزارش دقیقی از این حادثه را به مردم و رسانهها ارائه کند. نیروهای امنیتی کارت هویت و اسناد کسی را که به نام خبرنگار، بسیاری را به خاک و خون نشاند، بررسی شده بود؟
چهارم- روایت دولت از داعش آمیخته با تناقضهای پرشماری است. سخنگوی پیشین وزارت دفاع در نشست مطبوعاتی رسمیاش گفت که بخشی از حملاتی که به نام داعش انجام میشود، از سوی شبکهی حقانی سازماندهی و اجرا میشوند. حتماً مقامات رهبری حکومت در جریان قرار دارند که رییس شبکهی حقانی معاون گروه طالبان است، همان گروهی که اشرف غنی برای شان طرح صلح بی پیششرط را پیش نهاد و در ادبیات رسمی دولتی از آنها با عنوان «برادران فریب خورده» یاد میشود. بر حکومت است که تا برای یک بار و همیشه توضیح بدهد که پشت این حملات کیست و چرا از آنها با عنوانهای مستعاری چون گروه تروریستی و دشمنان مردم یاد میشود؟ اگر پشت این حملات سازمانهایی باشند که در عمل بخشی از بدنهی نظامی طالبان به حساب میآیند، حکومت باید رویکردش را با آنها به روشنی توضیح بدهد. مسأله این نیست که چه کسی فریب خورده، مسأله این است که مردم در برابر حملات وحشیانهی عمدی یا ناآگاهانهی آنها کشته میشوند. آیا زمان آن نرسیده که دست از تطهیر قاتلان مردم افغانستان بشوییم؟
حکومت به رسانهها پاسخ بگوید!
با دیگران به اشتراک بگذارید
