نوع رویارویی دولت با نیروهای تروریستی را میتوان در دو کلمه خلاصه کرد: خشم و مدارا. طالبان و شبکههای تروریستی علیرغم تلاش بیحدوحصر حکومت برای در افکندن طرح آشتی و مصالحه، در کشتار مردم و هدف قرار دادن شهروندان غیر نظامی و به آتش کشیدن محلاتی که زمین نبرد مستقیم آنها با نیروهای امنیتی نیست، ذرهیی تردید به خرج نمیدهند. آنها با خشم بیمهار و خشونت غیر قابل وصف در سه ماه گذشته بنابر گزارش ربعوار یوناما، لااقل 511 شهروند را کشتهاند.
گزارش دفتر سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان از تلفات ملکی در سه ماه اول سال جاری میلادی دو مسأله را آشکار میکند:
یکم- در شمار قربانیان ملکی جنگ کنونی در افغانستان در مقایسه با سالها و ماههای گذشته هیچ کاهشی دیده نمیشود. گزارش ربعوار یوناما نشان میدهد که در سه ماه اول دو سال گذشته نیز رقم تلفات ملکی در همین اندازه بوده است. آنچه که این گزارش نشان میدهد، این است که نیروهای امنیتی و سربازان ناتو امسال سهم کمتری در تلفات غیر نظامیان دارند. این نکته به اهمیت هماهنگی میان نهادهای امنیتی و نیروهای امنیتی مستقر در محلات ناامن دلالت دارد. اما مسألهی اصلی که کاهش تلفات غیر نظامیان است، کماکان سر جایش باقی است. سیاست حکومت در برابر شبکههای تروریستی مانند داعش مشخص است، آنها از هیچ فرصتی برای کشتار مردم دریغ نمیورزند و به طبع آن حکومت نیز تاکنون در سرکوب سران آن موفق عمل کرده است. اما داعش مسئول کشتار یک بخش اندک شهروندان است، سهم بیشتر این کشتار به طالبان و شبکههای حامیاش، مانند شبکهی حقانی، باز میگردد. سخنگوی پیشین وزارت دفاع به صراحت گفته بود که بسیاری از حملاتی که داعش مسئولیت آن را میپذیرد، از سوی شبکهی حقانی سازماندهی و اجرا میشود.
بسیاری از حملاتی که اماکن و افراد غیر نظامی را هدف قرار دادهاند، قابل جلوگیری بودند. همانطور که رییس ستاد ارتش امریکا در مجلس نمایندگان آن کشور گفت، ضعف استخباراتی و فقدان همکاری میان نهادهای امنیتی دو دلیل عمده طولانیتر شدن جنگ است و به طبع آن دو دلیل اصلی موفقیت طالبان در کشتار هدفمند مردم. حکومت همواره تعهد کرده که به سهلانگاریها، فقدان هماهنگی و مسئولیتگریزی نیروهای امنیتی پایان میدهد. اما این گزارش و حوادث تلخی که در جریان چند ماه اخیر اتفاق افتاد، عکس آن را ثابت میکند. کشتار پولیس در هرات و کشتار مقامات محلی و نیروهای امنیتی در 22کیلومتری شهر غزنی برای حکومتی که «در حال جنگ با گروههای تروریستی» است، قابل جلوگیری بود. اما به دلیل فساد حاکم بر دستگاه اداری کشور حتا در بخش نهادهای امنیتی و غفلت و سهلانگاری نیروهای امنیتی همچنان قربانی میدهند و مردم نیز در صدر فهرست کسانی قرار دارند که هزینهی واقعی این جنگ را میپردازند.
دوم- این گزارش از نظر سیاسی نشان میدهد که تلاشهای آشتیجویانه برای واداشتن طالبان به مذاکره و پایین کشیدن شعلهی جنگ، تغییری در رویکرد نظامی طالبان وارد نکرده است. چه اینکه اگر طالبان سودای مذاکره و آشتی را میداشتند، پس از اعلام طرح رییسجمهور غنی و تلاشهایی که در جریان چند ماه گذشته صورت گرفته، تغییری در رویکرد نظامی شان دستکم در مورد افراد ملکی به وجود میآوردند. اما درست مانند سالهای گذشته که حکومت به جنگ تمامعیار با طالبان معترف بود، امسال نیز طالبان همان جنگ را حتا در ابعاد پیچیدهتر پیش میبرند. آیا میتوان پاسخ طالبان را به پیشنهاد صلح اشرف غنی را از این منظر استنباط کرد؟
برای حکومت چنین نتیجهگیرییی دشوار است، چه اینکه به رؤیای صلح پایان میدهد و این ناامیدی دستکم برای رهبران سیاسی کشور خاصه در دولت، خوشایند نیست. رویکرد مداراجویانهیی حکومت این را نشان میدهد: کرزی طالبان را تا سطح برادران ناراضی تقلیل داد و غنی آنها را مخالفان سیاسی خواند. سردرگمی در مواجهه با طالبان خاصه در استراتژی امنیت ملی کشور نیز از مصادق این ادعایند. اکنون پرسیدنی است که اگر آنها (طالبان) نمیتوانند تغییری در رویکرد شان با وضعیت کنونی بیاورند، گام بعدی حکومت چه خواهد بود؟ آیا حکومت مانند گذشته به سیاست نرمش، نصیحت و مدارا با آنها ادامه خواهد داد یا اینکه «صلح را در میدان جنگ جستوجو خواهد کرد؟»
مسئولیت اولی حکومت حفظ جان مردم و صیانت از آنها در برابر تمامی تهدیدها و فشارهاست، اما با دریغ که این مسئولیت تاکنون نادیده گرفته شده است. مردم هزینهی جنگی را میپردازند که در یک سر طالبان با خشم و خشونت به دنبال افزودن رقم کشتهشدگاناند و در سویی دیگر حکومتی که با رویکرد مداراجویانه، اجساد سربازان و مردم را میشمارد. این وضعیت دوام نمیآورد.
شهروندان هزینهی اشتباه کی را میپردازند؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
