حادثهی شامگاه روز پنجشنبهی هفتهی گذشته که منجر به کشته شدن دستکم 13 مأمور پولیس و زخمی شدن 18 تن دیگر گردید، برای شهروندان مایهی طرح پرسشهای بسیاری شد. نیروهای پولیس که در حال بررسی مغازههایی در «بنایی» شهر کابل بود، با برخی فروشندگان مواد مخدر و مشروبات الکلی «درگیر» شد که در نتیجهی آن یک تن از فروشندهها کشته شد، بهدنبال این حادثه پولیس ضدآشوب در تلهی حملات تروریستی درست در همین منطقه گیر کرد و نتیجهاش کشته و زخمی شدن 28 تن بود.
آیا پولیس در تلهی تروریستی محصور شده بود؟ حملات انفجاری به تلافی کشته شدن یک فروشندهی مواد مخدر بود یا اینکه این دو حادثه پیوند مستقیمی با هم ندارند؟ این سوالها بهخصوص از این منظر اهمیت دارد که تاهنوز هیچ گروهی مسوولیت این حمله به پولیس را نپذیرفته است. در گذشته معمول بود که مسوولیت حمله به محلات عام و غیرنظامی یا نهادهای مذهبی را داعش به دوش میگرفت و مسوولیت حمله به تأسیسات دولتی را طالبان میپذیرفت. اما درگیری میان فروشندگان مواد مخدر و پولیس و پس از آن راه افتادن موجی از کشتار در چندهزار متری «ارگ» تاکنون هیچ عامل مشخصی ندارد. مسوولان امنیتی شهر کابل گفتهاند که از این مغازهها کمربندهای انتحاری گرفتهاند و به این دلیل درگیر شدن پولیس با حملهکنندگان انتحاری را مرتبط با گروههای تروریستی فعال در کابل عنوان میکنند.
حتا اگر این مورد درست باشد، معنایش این است که فروشندگان مواد مخدر و گروههای تروریستی در پایتخت چنان پیوند مستحکم و توان علمیاتییی دارند که میتوانند متکی بر آن در هر زمان و محلی که بخواهند، دست به کشتار بزنند و نیروهای امنیتی و حکومت را به چالش بکشند. چنین پیوندی برای حکومت و مردم بسیار فاجعهبار و نگرانکننده است. با این حال، نباید فراموش کرد که توضیحات مقامهای امنیتی هنوز بسیار خام و اولیهاند، باید نهادهای امنیتی پایتخت این مسأله را مورد بررسی قرار دهند و نتیجهی آن را به مردم بگویند، گرچه چنین عادتی در حکومت منسوخ شده است.
شهر کابل در ماههای اخیر بستر اصلی ناآرامیها و قتل و خونها بوده است. در سه حملهی تروریستییی که در دو ماه گذشته رخ داده است، بیش از 200 نفر کشته و زخمی شدهاند. حمله به یک مرکز وابسته به سیدعیسا مزاری (تبیان) در این میان بیشترین تلفات ملکی را بهدنبال داشت. در یک نگاه کلیتر، حملات مکرر و خونبار تروریستها به کابل نشان از هماهنگی بینقص عملیاتهای گروههای تروریستی دارد. این گروهها هماکنون در مرکز و ولایات سرگرم گسترش ناامنی و گرم نگهداشتن بازار کشتار شهرونداناند، در روستاها با عملیات نظامی و در پایتخت کشور با حملات انتحاری. همانطور که پیش از این نیز مطرح شده، چنین موفقیتی در فقدان دیدگاه و طرح استراتژیک امنیتی و خلاهای اطلاعاتی برای گروههای تروریستی میسر شده است. نهادهای امنیتی و رهبری حکومت نشان دادهاند که بهرغم هیاهوی بسیار، دیدگاه و پالیسی مؤثری در برابر گروههای تروریستی ندارند.
در سطح کوچکتر، تکرار حملات خونبار و عادی شدن حملات تروریستی در پایتخت نشان میدهد که دیوارهای امنیتی کابل نهتنها درز برداشته که حتا بهتمامی فروریخته است. بخشهایی از ولسوالیهای کابل بهصورت علنی عرصهی تاختوتاز گروههای شبهمسلح، مافیای زمین و مواد مخدر و گروههای تروریستی است. در این مورد بهصورت مشخص میتوان به ولسوالی قرهباغ و منطقهی هودخیل کابل اشاره کرد. کابل اکنون بیش از هر زمانی مستعد ناآرامی و چالشهای امنیتی است، مشکلاتی که از یکسو میتواند زندگی را بر شهروندان پایتخت سخت و حتا ناممکن کند و از جهتی دیگر نشان میدهد که حاکم کابل هرکسی باشد، حکومت نیست.
کابل در کنترل کیست؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
