داعش دو مرکز اصلی اقتدارش در سوریه-رقه- و عراق-موصل- را بهتمامی از دست داده است. از نظر سیاسی، میتوان پیشبینی کرد که توجهها به افغانستان باری دیگر افزایش یافته است؛ به این دلیل که سوریه ظاهراً همان حساسیتی را در قبال حضور داعش در افغانستان از خود نشان داده که در سوریه علیه داعش و در دفاع از بشار اسد ایستاد. این کار بهخودیخود سبب میشود مسألهی افغانستان به مسألهی مهمی برای سیاستمداران امریکا و روسیه و بازیگران منطقه تبدیل شود. حکومت در هماهنگی با ناتو در ابتدای سال جاری موضعاش را در برابر داعش مشخص کرد: نابودی کامل تا پایان سال. به همین ترتیب، رییسجمهور غنی در گفتوگویی اعلام کرد که هدف نهاییاش دست یافتن به صلح است؛ صلح با طالبان یا دستیافتن به توافقی که بتواند رهبری سیاسی این گروه را وادار کند که جنگ را پایانیافته اعلام کنند.
استراتژی جدید دونالد ترمپ نیز دستور میدهد که سرکوب تروریستها تشدید شود، پاکستان تحت فشار گذاشته شود و هند نقش مؤثرتری در این مسأله بر دوش بگیرد. همزمان با آن، مقامات پاکستانی واکنشهای متفاوتی داشتهاند؛ از رد همکاری و ارتباط به گروههای تروریستی خاصه طالبان تا قبول ارتباط نسبی با آنها و هشدار در مورد افزایش نفوذ هند در افغانستان. روسیه این استراتژی را اشتباه میداند و ضمیر کابلوف، بلندپایهترین مقام سیاسی در امور افغانستان و پاکستان، باور دارد که امریکا صادق نیست. در کنار اینها نباید این پیشبینی زلمی خلیلزاد را نادیده گرفت که گفته بود داعش در افغانستان قدرتمندتر میشود.
هند در روزهای گذشته سه مهمان مهم داشته است؛ رکس تیلرسون وزیر خارجهی امریکا، ضمیر کابلوف دیپلمات روس و محمد اشرف غنی، رییسجمهور افغانستان. بهقول رسانههای هندی یکی از موضوعات مهم در این دیدارها، افغانستان بوده است. آقای تیلرسون بر ضرورت سرکوب تروریسم تأکید کرده، در حالیکه کابلوف بهقول روزنامهی «تایمآفایندیا» مخالفت صریحاش با سیاستهای ایالات متحده را ابراز کرده و گفته که اولویت فعلی، سرکوب داعش است نه طالبان. رییسجمهور غنی نیز با نخستوزیر، رییسجمهور و وزیر خارجهی هند دیدار کرده است، دیداری که محور اصلی آن مبارزه با تروریسم، دنبال کردن روند صلح و گفتوگو در مورد مسایل اقتصادی میان دو کشور بوده.
حامد کرزی در نشست سالانهی جوانان در شهر سوچی رفت و باری دیگر بر موضع اخیرش مبنی بر برگزاری لویهجرگه و مصالحه با طالبان تأکید کرد و پس از چند روز تأخیر اینک در ایران بهسر میبرد.
در حالحاضر بهنظر نمیرسد تعهد جنرال نیکولسن، فرمانده قوای ناتو در افغانستان و وزارت دفاع ملی به واقعیت نزدیک شده باشد. چه اینکه داعش در ماههای اخیر بر تعداد حملاتاش افزوده و کشتارهای خونینی بهراه انداخته است. بهرغم کشته شدن رهبران آن، این گروه در ولایات شمالغربی و شمالی و در شرق کشور حضور و نفوذ دارد و بهراحتی قادر به اجرای حملات انتحاری سازمانیافته به محلات عمدتاً عبادی هزارهها شده است. بهرغم اینکه رسانههای پاکستانی خبر داده بودند که طالبان تیمی برای مذاکره آماده کنند، حملات اخیر این گروه صرفاً بر مواضع و قرارگاههای مربوط به نیروهای امنیتی و دفاعی نشان میدهد که این گروه نهتنها تغییری در راهبرد نظامیاش اعمال نکرده که حتا با توسل به حملات انتحاری، بر میزان تلفات نیروهای نظامی کشور افزوده است. اشارهی رییس آیاسآی مبنی بر اینکه اکنون کشورهای ایران و روسیه نیز بر طالبان نفوذ قابل توجهی دارند، بهخصوص پس از افزایش حملات اخیر معنادار است. گرچه هیچ شاهد و سندی مبنی بر اینکه طالبان از جای دیگری دستور بگیرند، وجود ندارد.
بنابراین اوضاع نه برای سرکوب داعش و نه برای مصالحه با طالبان در هر دو سطح سیاسی و نظامی ممکن به نظر نمیرسد. روسیه نسبت به حضور داعش بهصورت علنی بدگمانیاش را ابراز کرده است. به این ترتیب، میتوان در سطح سیاسی میان امریکا و روسیه، بهتبع آن چین، ایران و هند این اختلافنظر را مشاهده کرد. تجربه هم در خاورمیانه و هم در افغانستان نشان داده که ثبات و صلح تا زمانی که این کشورها بر سر روش و فهم مشترکی از مصالحه به توافق نرسیدهاند، ناممکن بوده است.
از طرف دیگر، حکومت وحدت ملی در سطح داخلی نتوانسته است اعتبار از دسترفتهاش را بازیابد یا بر آن بیفزاید. میزان انتقاد از حکومت و بیباوری به آن بهصورت بیسابقهیی افزایش یافته است. میتوان این اختلاف را میان قوای مقننه و اجرائیه و میان گروههای سیاسی و حتا در برخی موارد میان اعضای کابینه بهوضوح دید.
در چنین وضعیتی، بهنظر میرسد در درجهی اول نیاز است تغییرات گسترده و اساسییی برای کاهش فساد، افزایش اعتماد و شفافیت در ساختار حکومت بهوجود بیاید، تغییراتی که بتواند بخشی از تعهدات دو شریک سیاسی حکومت وحدت ملی به مردم را تحقق بخشد. در کنار آن، حکومت باید به مکانیزمی برای ادامهی روند صلح بیندیشد که بتواند از یکسو اعتماد امریکا را داشته باشد، از سویی چین را وادار کند که پاکستان را برای حمایت از روند صلح تشویق کند و با توجه به ارتباط صمیمانهی سیاسی هند و روسیه، دهلینو مسکو را متقاعد به همکاری کند. نباید از نظر دور داشت که ایجاد رابطهی متعادل میان عربستان و ایران در افغانستان، به همان اندازه اهمیت دارد.
سرکوب داعش، مصالحه با طالبان؛ چهقدر دستیافتنی است؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
