خبرنگار ناراضی

اطلاعات روز

هادی دریابی
سینه‌بغل شده‌ام. چنان سرفه می‌کنم که همکارم حتا خبرهای عاجل وزیر اکبر خان را نشنید. بعدها وقتی در فیس‌بوک خواند که در این حمله 21 نفر کشته شده که 13 نفر آن خارجی و 8 نفر دیگر داخلی بوده‌اند، بر من تاخت و گفت، تو را مثل برادران ناراضی کرزی روزی آزاد و دوباره برای انتحاری آماده خواهم کرد، با این سرفه‌های بی‌نمکت! با وجودی که هنوز با سرفه مشت به یخن بودم، همکار گلم را به آرامش بسیار شدید و فوری دعوت کردم و تهدید هم کردم. من وقتی با سینه‌بغل مخامخ می‌شوم، پیش داکتر می‌روم. خداوند بزرگ به این داکتران خیر بدهد که همواره سینه‌بغل مرا تکلیف جگر تشخیص داده و سنگ ترازو مانده، دوا می‌دهند. هیچ‌کس در این کشور به اندازه‌ی داکتر جماعت عاشق سلامتی فیزیکی بدن نیست. خدا از مرام‌شان کم نکند و هیچ‌کس به اندازه‌ی همه‌ی ما عاشق سلامتی عقل نیست. از جوانی و پیری ما هم کم نکند.‌ همکارم که یک‌بار دیگر درد آرامش خویش را تحمل نتوانست، بر من تاخت و شدیداً مرا با عالی‌جناب کرزی مقایسه کرد؛ او گفت: تو مثل کرزی هیچ‌معلوم نیست که مریضی یا مرض داری؟! گفتم چه فرق می‌کند، آدم مریض باشد یا مرض داشته باشد؟ عرض فرمود که خیلی فرق دارد رفیق، مریض که ناچار است و باید سرفه کند و این سرفه‌ها هم شدیداً باید از سر شوق و عشق به مریضی باشند. وی علاوه کرد که مریضان باید به مریضی خویش عشق بورزند تا قدرت وقایه‌ای و مراقبت‌شان در مراحل بعد از مریضی بالا برود. این همکار نیش‌پیازی من (دقت کنید)، در مورد آن‌هایی که مرض دارند نیز توضیحاتی ارائه فرمود و عمداً شخص اول مملکت را مثال آورد تا برای من ذهن‌نشین شود. گفت، کرزی جدا‌ از این‌که آدم صبوری است و هیچ‌وقت ناراحت نمی‌شود، مرض دارد. مرضی که او را در بر گرفته، عشق آزادی است؛ آزادی بدون ملاحظه. کرزی فکر می‌کند که ماندلای افغانستان است و به همین خاطر به جادوی آزادی ایمان آورده و مدام آن‌هایی را آزاد می‌کند که طی یکی دو هفته دوباره از زبان ذبیح‌الله مجاهد، خبر انجام یک عمل تروریستی آن‌ها را می‌شنویم. به باور او، این کار کرزی در فرداها به عنوان ننگ و… تاریخ ثبت خواهد شد.
من انتقاد کردم و گفتم که شما عرض فرمودید که مریضی یا مرض داشتن کرزی معلوم نیست، پس چرا وی را به مرض آزادی بدون ملاحظه محکوم می‌فرمایی؟ گفت: این سرفه‌های بی‌مزه‌ی تو حتا در داخل شکم بنده تظاهرات برپا کرده، چه رسد به زبان که در افغانستان جزو اعضای غیر‌ارادی بدن انسان است. من که گفتم گرفتار سینه‌بغل‌ام و هوش و حواس آدم سینه‌بغل همیشه در آهنگ سرفه‌ها گم و غیر‌قابل حس می‌شود؛ باز هم از همکارم‌ نیش‌پیازانه تقاضا کردم که توضیح بده، حتا اگر به خاطر رضای خدا باشد…
گفت که توضیح کار ندارد. برادران ناراضی کرزی مخالف کرزی نیستند که کرزی حق آزاد کردن آن‌ها را مثل ماندلای آفریقا داشته باشد؛ برادران ناراضی کرزی، دشمن بشریت‌اند. دشمن مادرانی‌اند که هنوز فرصت نیافته در سوگ فرزند خویش خون بگریند. دشمن بچه‌ای‌‌اند که همیشه وقتی چشمش به در به آرزوی دیدار پدر می‌ماند، پدرش به خانه می‌آید که از نظر این جماعت ناراض، نباید چنین باشد. یعنی شرط عدالت نیست و هر بچه‌ی افغان باید و باید در سختی و گرسنگی بزرگ شود تا آینده‌ی درخشان و فارغ از سگرت و نسوار داشته باشد که این کار الزاماً به گرفتن حیات پدران نیاز‌مند است….
ازش خواستم که دیگر از این توضیحات مجانی و دور از چشم دولت برای من ندهد. ازم ناراحت شد و لب از لب نجنباند. فقط از نگاهش فهمیدم که می‌خواهد چیزی بگوید. اما من در وضعیتی نبودم که چیزی بشنوم. سرفه‌هایم مرا به شلوغی‌های وزیر اکبر خان و آن رستورانت خارجی میزبان کشاند. آن‌جا هیچ‌چیزی جز وحشت نبود. به‌راحتی می‌توانستم وحشت اختصاص بودجه‌ی ملی را مشاهده کنم. همه‌چیز زبان کشیده بود. فریاد می‌زد و در فریاد خودش محو می‌شد. حتا یک لنگه‌ی بوت پر از خون که از دامن سربازی محکم گرفته بود و هی می‌پرسید که چرا با این همه تشکیلات امنیتی و تلاش برای تقویت آن، سرنوشت کفش‌ها خون‌پر شدن و یک گوشه افتادن باشد؟ داد می‌زد که پولیس برای چه باید هر روز به تشکیلاتش بیافزاید، وقتی جانی‌های بی‌رحم‌ فرصت دوباره انتحار کردن را می‌یابند؟ می‌گفت مرا به ارگ ببرید تا به عنوان یک کفش مسئولیت‌پذیر، از یخن کرزی بگیرم و بپرسم که چرا از فرصت‌ها به شکل درستش استفاده نکردی و نمی‌کنی؟ از کجای‌ غیرت و ایمانت کم خواهد شد، اگر بگذاری کفش جماعت، عاشقانه به پای مردان و زنان این سرزمین کهنه شود و در مفیدیت محض، سر به سرای نیستی و خاموشی بگذارد؟

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه