خبرنگار ناراضی

اطلاعات روز

قانی
باور کنید همه‌ی هوش و حواس من دربست در اختیار انتخابات و تیم‌های انتخاباتی قرار گرفته است. یعنی هرچه می‌کوشم و در مورد هرچه که فکر می‌کنم، سر از انتخابات و شعارهای انتخاباتی تیم‌های انتخاباتی در می‌آورد. وقتی تظاهرات هراتیان باشعور را علیه شکار حیوانات وحشی به دست اعراب خواندم، به این فکر افتادم که اگر کاکای مهمان‌نواز (عرب‌نواز) در این دور انتخابات رییس جمهور شود، روزی فرا خواهد رسید که ما به جای حیوانات وحشی، به دست اعراب مفت‌خور شکار شویم (همه‌ی اعراب که مفت خور نیستند، فقط آن‌هایی که از باد نفت به صورت انحصاری می‌پندند و ریشه در خلیفه دارند). اگرچند با خودم در این مورد کلنجار می‌روم و گوش‌هایم را مالش می‌دهم که این ربطی به انتخابات ندارد، اما هزینه‌ی انتخاباتی هر تیم و مجهول بودن منبع درآمد‌شان، مرا به چنین پنداری مجبور می‌سازد. دوست دارم به جای این‌همه معامله و دستگیری‌های مخفی، قانونی تصویب شود که بر‌اساس آن‌ هر کشور علاقه‌مند حق داشته باشد که در افغانستان‌ در هر دور انتخابات یک کاندید مستقل داشته باشد. مثلاً در همین دور انتخابات در کنار همه‌ی این کاندیدان معزز و مجهز، نام کاندید اعراب (‌شیخ افضل‌المحاسن بن ابوالمودود آل‌جانی) نیز به چشم می‌خورد یا امریکا یکی را به اسم (روبرتو ماکس‌‌پوپر) کاندید می‌کرد. پاکستان و ایران مشترکا می‌توانستند یک کاندید به اسم چوهدری رحیم‌پور ‌خان اسماعیل‌خانی‌ برای ما پیشکش می‌کردند، تا خط و نشان‌ها مشخص می‌بودند. اما حیف که این‌طور نیست و من و کاکا پوفپور، هر دو بدین باوریم که دست خیلی‌ها به دست دیگری وصل است و دستان دیگر معمولاً خوی و خواص دیگری دارند…
وزارت بی‌دینی انگلستان به وزارت داخله‌ی آن کشور دستور داده که خبر پذیرش درخواست پناهندگی یکی از افغان‌های مقیم آن کشور را در صدر خبر‌ها قرار دهد. این افغان که چند سال متواتر در انگلستان منتظر قبول شدنش به عنوان یک شهروند انگلیس مانده بود، آهسته آهسته قید خدا را زد. در یک روز خدایی، که هیچ‌چیزی جز خدا و نشانه‌های خدا در جهان حضور نداشت؛ رفت و خدا را ناقبول کرد. این ناقبولی خداوند متعال، به مزاج انگلیس خوش خورد و از نظر آن‌ها چنین می‌نمود: ما که آزادی اندیشه را به جای خدا دوست داریم، باید به این افغانی بی‌همه‌چیز، به خاطر اندیشه‌اش احترام قایل شویم و مفته خراً لوگوی شهروندی خویش را به وی ارزانی می‌کنیم تا باشد که همه در محضر اخلاق و فلسفه‌ی وجودی خویش شرمنده نه، بلکه سربلند باشیم. این کار هیچ‌ربطی به انتخابات افغانستان ندارد، دارد؟!
اما این ذهن پست و پلشت انتخاباتی بنده مدام در گوشم زمزمه می‌کند که این مسئله را باید به انتخابات مربوط بدانی، به چند دلیل:
الف- حزب حق و عدالت در میان ورزش‌ها و تفریحات موجود در دنیا، از بزکشی لذت نمی‌برد و تصمیم گرفته به تماشا و حمایت یکی از رشته‌های دیگر برود، که البته همه حق این کار را دارند. افغان خدا‌ناباور شده نیز اذعان داشته که من هم دوست دارم هر کاری که دلم خواست، برای خوش‌بختی یا بدبختی خویش انجام بدهم. عرب‌ها در افغانستان وحشی شکار کنند، من در این‌جا انگلیسی شکار می‌کنم. اگر آن‌ها مرید خاطر‌خواه و طامع در افغانستان بسیار دارند، من در انگلیس طرف‌داران بی‌خدایی را دریافته‌ام. اگر قرار باشد در انتخابات بزکشی مطرح باشد، چرا نمی‌توان بز دیگری را نیز کشید. من در مقابل تمام مولوی‌های افغانستان و دنیای اسلام اعلام بزکشی کرده‌ام و بز را شخصاً کشیده‌ام. از سوی دیگر، از بی‌بی‌سی ممنونم که خبر بی‌خدایی مرا مصادف با سالروز ولادت محمد اعلام کرده است. بی‌بی‌سی می‌تواند دروغ‌ترین خبر را راست‌ترین خبر روز بسازد.
ب- انتخابات نه بزکشی است و نه هم مسابقات فوتبال! درست است که به همت جوانان وطن، جایزه‌ی بازی‌های جوان‌مردانه را دریافت کردیم و مبارک‌مان باشد، اما حرف اصلی را سیاست جوان‌مرگانه‌ی ما می‌زند. این‌که یکی از افغان‌ها در انگلیس برای قبولی، نسبت به خداوند بی‌باور می‌شود، ما نیز مقصریم. اگر چطورش را می‌خواهید، به قضیه‌ی قتل شکیلا در بامیان توجه کنید. شکیلایی که به باور اغلب به دست یکی از متولیان دین و مذهب، در بامیان هم مورد تجاوز قرار گرفت و هم در آخر کشته شد، اما بی هیچ دادخواهی‌‌ یا بررسی جدی پرونده‌اش به خاک رفت و فراموش می‌شود. مگر این وظیفه‌ی دین و دین‌مداران نیست که از شکیلاهای کشور حفاظت کنند؟ مگر وقتی شکیلا می‌میرد، وظیفه‌ی قانون اسلامی نیست که پرونده‌اش را بررسی و عاملش را به سزای اعمالش برساند؟ اما اگر این زورگویی‌ها ادامه پیدا کنند و قربانی‌ها بیش‌تر شوند، آیا اعتقاد مردم نسبت به خدا سست نخواهد شد؟ آیا این‌جا (افغانستان) چیزی جز خانه‌ی وحشت ‌خواهد بود؟ آیا در جست‌وجوی مکانی که امن باشد، نخواهند برآمد؟ آیا برای نجات از سیاهی‌های رفتاری، از روشنی‌های باورمندی نخواهند گذشت؟…

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه