نجیبالله سعادت-هرات
چند روزی در شبکههای اجتماعی خانم فرزانه وفا محمدی با اسرار و التماس از شهروندان میخواست که به کمپاین جمعآوری پول بپیوندند. او بارها از بازرگانان و مسئولان دولتی درخواست پول کرد تا تورن فیضی یکی از افسران قول اردوی 207 ظفر را درمان کند.
فیروزاحمد فیضی که بهعنوان پزشک در قول اردوی ظفر در غرب کشور کار میکرد، از یکسال پیش به بستر مریضی افتاد. او را به شفاخانهی نظامی سردار داوود انتقال دادند. آنطور که خانم فرزانه محمدی میگوید، پزشکان در این شفاخانه نتوانستند نوع مریضی تورن فیضی را تشخیص بدهند. سرانجام او را به پاکستان بردند. اما بهدلیل فقر و ناتوانی اقتصادی کماکان نوعیت مریضی وی نامشخص ماند.
بر اثر تلاشهای فرزانه محمدی سرانجام کمپاین او با استقبال شهروندان مواجه شد. در دفتر ولایت هرات جمعی از بازرگانان، فعالان فرهنگی و رسانهیی و دوستان خانم محمدی جمع شدند و نتیجتاً دههزار دالر برای درمان وی و فرستادنش به ایران جمعآوری شد. در ایران مشخص شد که دلیل مریضی فیضی «زردی سیاه» است. او تنها چهار روز برای درمان فرصت داشت و برای این کار نیاز به 40هزار دالر بود.

بهدلیل اینکه فیروزاحمد فیضی از پرسونل اردوی ملی بود، خانم فرزانه محمدی بارها به قول اردوی ظفر و وزارت دفاع ملی برای جلب کمک و همکاری آنها مراجعه کرده بود. پاسخ آنها اما ناامیدکننده بود؛ قول اردوی ظفر به این خانم گفته بود که «آنها صرفاً در برابر محافظان ریاستجمهوری مسئولیت دارند». جوابهایی که پیدرپی منفی بود و مریضی که برای زنده ماندن تقلا میکرد، فرزانه محمدی را مجبور به فراخوان عمومی برای کمک کرد. کمیسیونی در دفتر والی از میان بازرگانان و فعالان اجتماعی تعیین شد تا این مسأله را پیگیری کند.
سرانجام در حالیکه روند جمعآوری کمک جریان داشت، فیضی در ایران جان باخت.

این اولین باری نیست که ناتوانی مالی بیماران به کمپین جمعآوری پول و دعوت مقامات دولتی برای پیوستن به این کمپینها اتفاق افتاده است. در همین روزها، کمپینی در کابل جریان دارد که در آن، همسر و دوستان «حنیف»، مردی که در جریان گروگانگیری مسافران در تالهوبرفک ولایت بغلان بهشدت زخمی شد و در هندوستان در انتظار جراحی است. در این کمپین نیز سران حکومت، وزرا و برخی از اعضای مجلس نمایندگان دعوت شدهاند.
انتظار فرزانه محمدی و کسانی مانند او این است که حکومت تسهیلاتی برای خانوادههایی که بیمار دارند اما توان مالی کافی برای درمان آنها ندارند، فراهم آورد. خانم محمدی پس از مرگ شوهرش، خسته از انتظار و التماساش در دوایر دولتی، میگوید: « خدا از شما نگذرد اي مسئولين بيكفايت، هرچه دروازههاي وزارت دفاع و ارتش ملي را زدم كسي صدايم را نشنيد».
افغانستان در بخش امکانات درمانی تا هنوز فاصلهی بسیاری با کشورهای منطقه دارد. به همین دلیل تخمین زده میشود که سالانه هزاران بیمار به پاکستان، ایران و هند مراجعه میکنند. یک ارزیابی چند سال پیش نشان میدهد که دستکم تا 270 میلیون دالر را در سال شهروندان صرف درمان بیمارانشان در خارج از کشور میکنند.
بیتوجهی در برابر مرگ یک نظامی
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
