[su_label]عرفان مهران[/su_label]
حکومت اعلام کرده است که پیشنویس قانونی را تحت عنوان «طرح جامع حمایت از کودکان» برای مبارزه با پدیدهی «بچهبازی» آماده کرده است. این طرح از سوی شورای وزیران به تصویب رسیده است. در این طرح برای اولین بار «بچهبازی» جرم پنداشته شده و برای عاملان آن مجازات در نظر گرفته شده است.
هنوز تعریف رسمی از بچهبازی وجود نداشت و در پیشنویس قانون جدید باید تعریف مشخص از این پدیده صورت گرفته باشد. اما در فرهنگ عامیانه معمولاً بچهبازی به اقداماتی اطلاق میشود که با سوءاستفادههای جنسی و یا آزار جنسی کودکان به همراه باشد. در بچهبازی، معمولاً کودکان بین سنین ده تا بیست سال، به اشکال مختلف نظیر خدمت کار خانه، همراه، رقاص و… به خدمت گرفته میشوند و عاملان آن در بدل پرداخت پول به انواع سوءاستفادهها از آنان میپردازند. این سوءاستفادهها از آزار جنسی شروع تا تجاوز فردی و گروهی بر کودکان را شامل میشوند.
گستردگی «بچهبازی» در افغانستان
بچهبازی در افغانستان بهشکل گستردهیی رایج میباشد. بخشهای مختلف افغانستان با این پدیده بهنحوی درگیر است و بهلحاظ تاریخی نیز، این پدیده از زمانهای پیش تاکنون وجود داشته است. در سال 2013 کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان اعلام کرد که بچهبازی در کشور رو به افزایش است. سیما سمر رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر گفته بود که نهتنها این پدیده افزایش یافته، بلکه قباحت خود را نیز در جامعه از دست داده است. او گفته بود: «افراد بچهباز در مراسم عروسی و نامزدی، پسران جوان را میآورند و میرقصانند و در بخشهایی از جامعه افراد بچهباز مورد احترام هم قرار میگیرند». فراتر از این منابع خارجی چندی قبل ادعا کردند که بچهبازی در میان نیروهای پولیس افغانستان نیز وجود دارد. در سال 2015 روزنامهی نیویارک تایمز گزارشی را در مورد وجود بچهبازی در صفوف پولیس افغانستان منتشر کرد و گفت که نیروهای خارجی نیز در برابر این پدیده چشمپوشی میکنند. هرچند وزارت داخله وجود این پدیده در میان پولیس را رد کرد، اما این شایعات هرازگاهی بلند میشود. این موارد نشان میدهد که بچهبازی همچنان شایع است و احتمالاً قلمرو آن گسترش پیدا میکند.
عوامل بچهبازی
پدیدهی بچهبازی در کشور همانند بسیاری از انحرافات و کجرویهای اجتماعی، ریشه در وضعیت نابههنجار اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دارد. از لحاظ اجتماعی و فرهنگی، این امر ریشه در فقدان آگاهی عمومی و همچنین شکاف جدی میان دو جنس زن و مرد در جامعه دارد. در واقع، در جامعهی سنتی مانند افغانستان که مناسبات دو جنس مخالف بهشدت محدود است و جامعه کنترل شدیدی را برآن اعمال میکند، زمینه برای گرایش مردان به سمت نوجوانان بیش از پیش فراهم میشود. در چنین فضایی که امکان هیچگونه تعاملی میان زنان و مردان وجود ندارد، گرایش جنسی از جنس مخالف به همجنس شکل گرفته و تمایل سرکوبشده به جنس مخالف به سمت همجنس بروز میکند. بنابراین، بخشی از این امر ناشی از شکاف عمیق میان دو جنس مخالف و دشواری امکان برقراری ارتباط و تعامل با یکدیگر میباشد. عامل دیگر این امر اقتصادی است. بسیاری از قربانیان بچهبازی کودکانیاند که با فقر اقتصادی مواجهاند و از حمایت لازم خانوادگی نیز بهرهمند نیستند. عاملان آن هم کسانیاند که از لحاظ مالی در شرایط خوبی قرار دارند. گسترش فقر، بیکاری و شکافهای عمیق میان ثروتمندان و فقیران، عدم موجودیت حمایتهای دولتی از اقشار آسیبپذیر و بیکار باعث شده است کجرویها و آسیبهای زیادی حول این محور شکل بگیرند. از این نظر، بچهبازی جنبهی دیگری نیز پیدا میکند و آن اینکه عاملان با قربانیان بهمثابهی برده رفتار کنند. گزارشهای متعددی وجود دارند که علاوه بر سوءاستفادهی جنسی توسط بچهبازها، قربانیان با خشونتهای فراوان نیز دستوپنجه نرم میکنند و در بسا موارد به کارهای شاقه نیز مجبور میشوند.
فقدان قانون یا ضعف در اجرای قانون؟
در قوانین افغانستان هنوز تعریف مشخصی از پدیدهی بچهبازی وجود ندارد. اما در قانون جزایی سنگین برای عمل «لواط» در نظر گرفته شده است. از نظر بسیاریها عدم حکم مشخص قانون در مورد بچهبازی باعث شده است تا این مساله در جامعه بیش از پیش شیوع یابد. کمیسیون حقوق بشر در گزارشهای خود از سال 2013 به بعد بارها از حکومت خواسته بود تا این مساله را یک جرم تلقی کرده و برای آن مجازات قانونی تعیین کند. اما از دید برخی دیگر، وجود جزای سنگین برای عمل «لواط» اصولاً شامل عمل بچهبازی نیز میگردد. دلیل آن هم مشخص است. بچهبازی اغلباً با تجاوز جنسی به همراه است و در صورتی که چنین باشد، اصولاً حکم عمل لواط بر آن نیز جاری است. از این جهت نمیتوان گفت خلاء قانونی در خصوص مواجهه با عاملان بچهبازی وجود دارد. مسالهی اصلی به نظر میرسد در اجرای قوانین در جامعه باشد. حکومت نمیتواند بسیاری از قوانین را در کشور تطبیق کند. از این لحاظ، بهرغم وجود قوانین مشخص برای برخورد با اعمال مجرمانه، آن اعمال به قوت خود باقی است و هراسی شدیدی از پیگردهای قانونی نزد مجرمین وجود ندارد.
پیشنویس طرح جدید هرچند یک اقدام مثبت در جهت تعریف مشخص از عمل بچهبازی و در نهایت برخورد با آن میباشد. اما از آنجاییکه ضعف جدی در اجرای قوانین وجود دارد، نمیتوان به نتیجهی فوری آن چشم امید دوخت. بسیاری از قوانین دیگر نیز در زمینههای مختلف تاکنون به تصویب رسیده است، اما عدم اجرای آن کمک چندانی به وضع موجود نکرده است. بسیاری از کسانی که در عمل بچهبازی دست دارند، قوماندانان محلی، زورگویان و اعضای باندهای مافیاییاند که حکومت در اکثر موارد با آنان با مماشات برخورد کرده است. حالا نیز چنین خواهد شد و بهرغم تصویب این قانون، مسالهی بچهبازی در جامعه کاهش پیدا نخواهد کرد. این مساله زمانی حل خواهد شد که برخی اقدامات دیگر در زمینهی رفع فقر و بیکاری، مشکلات اجتماعی و فرهنگی و در نهایت اجرای کامل قوانین و بازگرداندن اقتدار قانون در جامعه، صورت بگیرد.
