بدن کودک؛ «جنگ نامرئی» فرماندهان

اطلاعات روز

چند روز پیش، رییس‌جمهور غنی با هیأتی دیدار کرد که موظف به تحقیق در مورد حضور کودکان در صفوف پولیس بود. نتیجه‌ی این گزارش نشان می‌داد که «هیچ کودکی» در میان نیروهای پولیس نیست. آن تحقیق البته منحصر به استخدام نوجوانان در پولیس ملی بود. حکومت زمانی اقدام به تشکیل این هیأت کرد که گزارش‌هایی از برخورد زننده‌ی جنسی نیروهای پولیس با پولیس‌های نوجوان و نیز آزار و اذیت جنسی کودکان در پایگاه‌های پولیس نهادهایی مانند کنگرس ایالات متحده را وادار به واکنش کرد.
در طول 15 سال گذشته کمتر اتفاق افتاده است که گزارش‌های هیأت‌های حقیقت‌یاب دولتی به کشف واقعیت‌های زننده و شرم‌آور منجر شود. این طبیعی است. بسیاری از این رفتار شرم‌آور در میان کسانی صورت می‌گیرد که در گوشه‌ی قدرت شریک‌اند. عاملان اکثراً از میان سیاست‌مداران، زورمندان و فرماندهان محلی است که از راه تهدید یا تطمیع محققان دولتی را وادار به جعل واقعیت می‌کنند. غالباً ارتباط سیاسی و شبکه‌یی میان این افراد نیز در روند تحقیق دخالت می‌کند. به همین دلیل، میان یافته‌های رسانه‌ها، گزارش‌گران نهادهای مدافع حقوق بشر و کمیسیون‌ها/هیأت‌های حقیقت‌یاب دولتی تفاوت فاحشی وجود دارد.
خبرگزاری فرانسه گزارش‌هایی از رواج روزافزون «بچه‌بازی» در میان فرماندهان و نیروهای پولیس در ارزگان و هلمند منتشر کرده که به شدت تکان‌دهنده و شرم‌آور است. سردار ولی، پدری است که فرزند 13 ساله‌اش را یک فرمانده محلی پولیس ربوده است. فرزند سردار ولی در اختیار این فرمانده محلی است تا به او به‌صورت مکرر تجاوز کند. آخرین باری که سردار ولی فرزندش را در محاصره‌ی نیروهای پولیس وابسته به این فرمانده دید، از ترس نتوانست به او نزدیک شود. گفته می‌شود 370 مرکز پولیس در ولایت ارزگان «بچه بی‌ریش» دارند. نقیب‌الله یک فرمانده پولیس در ارزگان بوده که به جرم نگهداشتن «یک پسر نوجوان» و اتهام «بچه‌بازی» به حبس محکوم شده بود، اما بر مبنای این گزارش، یک‌ماه زندان رفت. او را آزاد کردند تا با طالبان بجنگد.
وضعیت به‌گونه‌یی است که از بدن کودکان به‌مثابه‌ی وسیله‌یی برای تشویق و نگهداشتن سربازان و فرماندهان در پاسگاه‌های پولیس و خطوط جنگی استفاده می‌شود. این گزارش وحشتناک بیان می‌کند که سربازان به ماندن در پاسگاهی که کودکان-برای بهره‌کشی جنسی-نباشند، علاقه‌یی ندارند. داشتن «بچه بی‌ریش» به یک برند قدرت در میان زورمندان و نظامیان محلی بدل شده است. آن‌ها با سوءاستفاده‌ی جنسی از کودکان، میزان توانایی‌شان برای ارضای لذت جنسی خود را به نمایش می‌گذارند؛ کاری که اقتدار و توانایی آن‌ها را نشان می‌دهد.
آن‌ها به کودکان به‌صورت بی‌رحمانه‌یی تجاوز می‌کنند. یک افسر امریکایی به یاد می‌آورد که در اتاق پهلویش، فرماندهی، یک پسر را بسته بود و فریادش را بلند کرده بود. فریادهایی که در خفا و از شدت قساوت و بی‌رحمی بلند می‌شوند و کسی نمی‌شنود یا از کنار آن با اغماض می‌گذرد، در بسیاری از پاسگاه‌ها و حوزه‌های پولیس و نیروهای امنیتی بارها بلند شده است.
وقتی بسیاری از خانواده‌ها از ترس مجبورند پسران‌شان را مخفی نگهدارند و وقتی بچه‌بازی در صفوف پولیس به امر رایج بدل می‌شود، معنایش این است که جنایت شرم‌آوری دور از چشم همه در حال رخ دادن است. جنایتی که صرفاً محدود به یک جنایت ضد انسانی نمی‌ماند و پیامدهای فاجعه‌بار دیگری نیز دارد. بارها گزارش شده که نوجوانی بر روی افراد پولیس سلاح گرفته و آن‌ها را کشته است. در بسیاری از این موارد، طالبان متهم به استفاده از نوجوانان برای رخنه در میان نیروهای امنیتی متهم شده‌اند. واقعیت اما فراتر از این است: بسیاری از کسانی که اقدام به چنین کاری کرده‌اند، پسران نوجوانی بوده‌اند که به قصد انتقام و فرار از وضعیتی که در آن گرفتار بوده‌اند، با طالبان همدست شده و «در واقع» کسانی را کشته‌اند که بارها به او تجاوز کرده است.
نهادهای امنیتی تقریباً در حاشیه‌ی امن زندگی می‌کنند. مأموران امنیت ملی، پولیس و اردوی ملی، به‌دلیل اقتدار و اختیاری که دارند، غالباً این ترس را در دل بسیاری، از جمله گزارشگران رسانه‌ها انداخته‌اند که نباید با آن‌ها «در بیفتند» و در کارشان کنجکاو شوند. داشتن اسلحه به آنان این قدرت را داده است که به‌راحتی آن را زیر گلوی کسی بگذارند و تهدید کنند که صدایش بلند نشود. دامنه‌ی اختیار آن‌ها و ضعف نظارت و مدیریت، سبب شده است که آن‌ها، گاهی برای خاک انداختن بر جنایت‌های‌شان کسانی را متهم به همدستی با تروریست‌ها یا بزهکاری کرده و دستگیر یا سرکوب کنند.
تجاوز مکرر جنسی به کودکان به‌واسطه‌ی سربازان، از نظر حقوق‌بشری، یک جرم غیر قابل اغماض است. اسلام برای لواط (نزدیکی جنسی با یک پسر) کیفر سنگینی وضع کرده است. لازم است دولت اولاً تعریف مشخصی از بچه‌بازی ارائه بدهد و سپس برای آن، کیفر شدیدی وضع کند. در کنار آن، لازم است پا از دایره‌ی تحقیقات بی‌نتیجه فراتر گذاشته شود و به گزارش‌های رسانه‌ها و نهادهای حقوق‌بشری توجه صورت بگیرد. با کسانی که اقدام به این عمل وحشیانه کرده‌اند، برخورد شود. درست است که فرماندهان پولیس در برابر طالبان مقاومت می‌کنند، اما این کار نمی‌تواند ما را وادار کند تا در برابر جنایات آن‌ها علیه کودکان، سکوت کنیم. ما با نسلی مواجه خواهیم بود که سلامت روانی خود را از دست داده‌اند. یک نسل غیر نرمال و خطرناک. این وضعیت آن‌قدر شرم‌آور و فاجعه‌بار است که می‌تواند حکومت را تکان بدهد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه