در تنگنای عمل

سخیداد هاتف

در سال 2008 میلادی، سناتور باراک اوباما وارد مبارزات انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا شد. یکی از محورهای اصلی سخنان او در دوران کمپاین انتخاباتی‌اش این بود که مرکز تصمیم‌گیری سیاسی امریکا، یعنی واشنگتن، فلج است. منظورش این بود که سیاستمداران امریکایی ِ نشسته در پایتخت چندان که به ماندن در قدرت و مخدوش کردن چهره‌ی رقیبان خود می‌اندیشند، به گشودن گره از کار فروبسته‌ی مردم امریکا نمی‌اندیشند. اوباما می‌گفت که اگر مردم امریکا به او رای بدهند، او به یاری ِ مردم نه‌فقط فضای سیاسی واشنگتن بل فضای سیاسی جهان را نیز به مسیری بهتر هدایت خواهد کرد. هر بار که اوباما از «تغییر» سخن می‌گفت و تندر صدایش در افق ِ امیدوار گفتمان سیاسی می‌پیچید، میلیون‌ها شهروند امریکایی فریاد می‌زدند: «ما می‌توانیم».
اما وقتی که اوباما به کاخ سفید رفت، به سرعت روشن شد که نه تغییر آن‌چنان آسان است که پیروان او فکر کرده بودند و نه زمان می‌ایستد تا فرصت‌ها به آهسته‌گی به پخته‌گی برسند. به همین خاطر، وقتی که اوباما در حل کردن مشکلات آن معجزه‌یی را نشان نداد که دوستداران‌اش انتظار داشتند نشان بدهد، رفته‌رفته درجه‌ی محبوبیت او پایین آمد. کار به آن‌جا رسید که در سال آخر از دور اول ریاست‌جمهوری اوباما، نامزدهای حزب خود او حاضر نبودند در رقابت‌های انتخاباتی مجلس نماینده گان از او اسم ببرند یا با او در جایی ظاهر شوند.
این همان الگوی رفتاری اکثر مردم در برابر کسانی است که وارد دولت و کنش سیاسی زمانمند در چارچوب محدودیت‌های عملی می‌شوند. افغانستان نیز از این جهت آزمونگاه جذابی است. همین نمونه‌ی اشرف غنی، سرور دانش، داکتر عبدالله و جنرال دوستم را در نظر بگیرید. مردمانی که این افراد را نماینده‌ی خود در ساختار دولت وحدت ملی می‌دانند، از هر کدام از آنان انتظار دارند که انتظارات حوزه‌ی نفوذ یا پایگاه اجتماعی قومی خود را برآورده کنند. هر وقت که به نظر می‌رسد یکی از این افراد در برآورده کردن این انتظارات متنوع و غالبا متضاد کوتاه می‌آید، در پایگاه اجتماعی فرد ِ مربوط این اعتراض شکل می‌گیرد: «ما اشتباه کردیم که سرنوشت‌مان را به دست تو دادیم». غالبا فراموش می‌شود که برآورده شدن هر آرزویی ناگزیر باید حداقل از درون ملائمت و هم‌آهنگی با سه آرزوی دیگر بگذرد. این است که پشتون‌ها از اشرف غنی ناراضی می‌شوند، چون فکر می‌کنند او در برابر خواسته‌های دیگران بیش از حد نرمش نشان می‌دهد و کوتاه می‌آید. ازبیک‌ها فکر می‌کنند که دوستم کاری را که باید برای مردم خود می‌کرد، نکرده. هزاره‌ها اعتراض دارند که چرا سرور دانش بر برآورده شدن خواسته‌های مردم خود به‌حد کافی پا نمی‌فشارد. تاجیک‌ها از دست عبدالله جگر پرخون دارند، چون فکر می‌کنند او پشتوانه‌ی مردمی خود را آن‌چنان که باید برای ایفای حقوق تاجیک‌ها به کار نمی‌بندد.
آنچه در این‌میان گم است، این درک است که در چارچوب ملاحظات عملی درون دولت امکان ندارد که این چهره‌ها بی‌آن‌که دولت را از هم بپاشانند، آرزوهای پخته‌شده در پایگاه‌های قومی خود را به‌نحو اکثری تحقق ببخشند. فروپاشی دولت هم که صورت مساله را از بن پاک می‌کند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه