میدانید که هر کاری آدابی دارد. سابق که مردم بیشتر از امروز آدابشناس بودند، آدابولوژیستها حتا برای رفتن به دستشویی مجموعهیی از آداب ابداع کرده بودند. مثلا میگفتند هنگام ورود به تشناب اول باید پای چپتان را پیش بگذارید و فلان ورد را بخوانید وبعد پای راستتان را و فلان دعا را زمزمه کنید. فراتر از اینها را هم میگفتند. ولی من بهخاطر رعایت آداب ژورنالیسم مجبورم به همین مقدارش اکتفا کنم. البته قدما معتقد بودند که کارهای بد خودشان عین بیادبیاند. ولی چون معتقد بودند که آدمیزاده شیر خام خورده است، در صورتیکه کسی کار بدی بکند باز بهتر است آن کار بد را با آدابش بکند. مثلا در داستانی آورده بودند که یک شب ده-یازده نفر دزد به خانهی یکی از تاجران شهر رفتند تا مالومنال او را بدزدند و پول و جواهر خانهاش را تاراج کنند. وقتی که از جمع کردن هر چیزی که دزدی میشد فارغ شدند، نگاهشان به زن زیبارویی افتاد که در کنج اتاقی نشسته. یکی از دزدان گفت بیایید که این خانم را هم با خود ببریم. امیر دزدان که آدم باشرفی بود به خشم آمد و بر او نهیب زد: «بچهی سگ! ما مالدزد هستیم نه ناموسدزد». بعد، همه دیدند که آن دزدی که چنان پیشنهاد خشرهیی کرده بود، از شرم آب شد و معذرت خواست. ملاحظه میفرمایید که دزدها آداب دزدی داشتند و حدود و ثغور اخلاقی دزدی را خوب میشناختند. فکر میکنید این چیزها را از پیش خود میدانستند؟ نه، سیستم آموزشیشان خوب بود. دزدی را بهصورت آکادمیکاش میآموختند. مثل دزدهای امروزی نبودند که الف در جگرشان نیست و یک بار که شروع کردند به دزدی، دیگر کسی نمیتواند جلوشان را بگیرد و کارشان به دزدی میلیونها دالر از معاش معلمان مکاتب میرسد.
در این میان، فحش دادن هم آدابی دارد. اول که نباید به کسی دشنام داد. ولی اگر خواستید به کسی دشنام بدهید، اینقدر انصاف داشته باشید که خودتان هم مصداق همان دشنامها نباشید. مثلا وقتی خطاب به مردم میگویید «شرابخوار، بیدین، فاسد…» و یادتان میآید که از دشنام «شهوتران و متکبر» نیز استفاده کنید، اول دقت کنید که خودتان خدای نخواسته عیاش و شهوتران یا متکبر نباشید. یا اگر میخواستید کسی را خاین بنامید، ادب دشنامدهی حکم میکند که اول مطمئن شوید که خودتان خاین نیستید. بزرگان عالمِ فحاشی بر این آداب تاکید فراوان کردهاند.
آداب فحش دادن
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
