فشار از پایین، چانه‌زنی در بالا

اطلاعات روز
Afghan presidential candidate Ashraf Ghani (L) speaks as opponent Abdullah Abdullah looks on during a joint press conference with US Secretary of State John Kerry (unseen) at the United Nations Compound in Kabul on August 8, 2014. Afghanistan's feuding presidential candidates signed a deal August 8 to form a national unity government, opening an apparent way forward in a dispute over the fraud-tainted election that threatens to revive ethnic conflict. AFP PHOTO/Wakil Kohsar (Photo credit should read WAKIL KOHSAR/AFP/Getty Images)

[su_label]شکور نظری [/su_label]

افزون بر تجربه‌ی گسست‌های تاریخی و فروپاشیدگی نظام اجتماعی و سیاسی، هنوز گرفتار شکاف‌های اجتماعی و تبعیض‌ایم. جامعه‌ی افغانی، جامعه‌ی درگیر با بحران هویتی، معنایی و اعتماد است.
هرکسی که آمد بر این سرای رنج حکومت کند، با نگرش تبارگرایانه با امور برخورد کرد، تخم کین ‌کاشت و توازن و تعادل میان نیروهای اجتماعی را به‌هم زد و در نهایت، قلمروی مستعد بحران و نابه‌سامانی بر جا گذاشت. این جامعه، کانون بحران‌ها و نزاع‌ها بوده است و در دوره‌ی تازه انتظار این بود که نخبگان سیاسیِ علمی و ابزاری و مسئولان مدیریت کلان سیاسی و اجتماعی با آموختن از گذشته‌ی پرمحنت،‌ ‌این ‌ستم‌آباد‌ِ نابرابری‌بنیاد، نفرت‌آلود، خشونت‌کیش و جفاروش را به‌گونه‌یی دیگر مهندسی و آباد کنند. این خواست تحقق نیافت و دروازه‌ی حکومت ‌و نهاد قدرت در این سرزمین، گویی ‌همچنان بر پاشنه‌ی انحصار و تبعیض می‌چرخد.‌
‌نگاه تبارگرایانه به نهاد قدرت، به نگرش شایسته‌سالارانه و برابری‌بنیاد راه نمی‌دهد و درنتیجه، به دریافتی که این خانه را از آن همه‌ی مردم این سرزمین بداند، راه نمی‌برد. تا چنین باشد، تمامی امکان‌ها و ابزارهای سخت و نرم در ‌خدمت توسعه و تحکیم سلطه‌ی مطلق قبیله و دستگاه فعال غیریت‌سازی خواهد بود و با بقیه به‌مثابه‌ی دیگری/بیگانه برخورد خواهد شد. نمودهای عینی این باور را هم در نظام سیاسی (چگونگی تخصیص تبعیض‌آمیزِ مقام‌ها در دیوان‌سالاری و نمایندگی‌های خارجی و الگو‌ی رفتار انحصارگرایانه در توزیع منابع قدرت و اقتدار‌، اعتبارات و فرصت‌ها)، هم در اقتصاد (شکل‌گیری انحصارها بر منابع ثروت (مالی و پولی)، شکل‌گیری نظام انحصار سیستماتیک در تجارت (واردات و صادرات)، قراردادها و رفتار تیول‌دارانه با گمرکات و…) می‌توان به‌روشنی و مستند مشاهده کرد. در حالی که انحصار، به‌مثابه‌ی ‌پاشنه‌ی آشیل نظام اقتصاد آزاد/بازار شناخته و عامل اصلی انباشتگی ناعادلانه‌ی سرمایه در بخش‌های خاص و تضاد/شکاف طبقاتی و به‌‌هم‌خوردن توازن و تعادل میان گروه‌های اجتماعی‌‌ و شکل‌گیری اقتصاد مافیایی (و در نظام سیاسیِ مستعد و گرفتار فساد فراگیر)، مقوِّمِ فساد سیستماتیک دانسته می‌شود.
بنابراین تا بنیادهای ارزشی، اندیشگی، جامعه‌شناختی و معرفت‌شناختیِ نگرش‌ها به نهاد قدرت و کارویژه‌ها و هدف‌های آن، دگرگون نشود، گذار از وضعیت پیچیده، بحران‌خیز و سوءتفاهم‌برانگیز موجود و دستیابی به هدف‌ها و آرمان‌هایی چون ملت‌ـ‌دولت شدن و رشد و توسعه‌ی همه‌جانبه این سرزمین ناممکن است. ما (که به لحاظ هویت‌شناختی، هنوز در سپهر اجتماعی، واقعیت ذهنی و انضمامی نیافته است) خواه‌ناخواه بر یک کشتی سواریم و هررخنه‌یی در آن، ‌حیات و منافع حیاتی همه را ـ‌یکجاـ خواهد بلعید. زمانه عوض شده است و امروزه الگوی برخورد مبتنی بر تبعیض سیستماتیک نه مطلوب دانسته می‌شود و نه عملی است. بنابراین، انتظار از، و توصیه به مسئولان اصلی مدیریت کلان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این است که با فهم درستِ الزام‌ها و اقتضاهای مناسبات و معادلات سیاسی‌ـ‌اقتصادی و ارزشی جهان امروز و نیازهای حیاتی جامعه‌ی معاصر ما به گذار از این وضعیت پرمحنت و نفرت و نکبت، بنیادهای نظری‌ـ‌‌اخلاقی و الگوی عملی سیاست‌ورزی و مدیریتی در این جغرافیا را دگرگون کنند ‌و بر شالوده‌های تازه بگذارند و نقشه‌ی راه حرکت جمعی مردم خسته‌ی این دیار را دیگرگونه ترسیم کنند. و‌گرنه این وطن برای هیچ‌کسی وطن نخواهد شد و همه اسیر سرنوشت سیزیفی خواهیم ماند.
در تحقق این خواست، با توجه به مشروعیت، ‌مقبولیت و به‌روزبودن قانون اساسی، التزام عملی به آن و کوشش مسئولانه برای اجرای محتواهای آن، به‌مثابه‌ی میثاق جمعی مردم این سامان، دارای اهمیت راهبردی است و در پرتو آن، نخست باید برای شکاف ساختاری و ضعف کارکردی حکومت چاره‌سازی کرد؛ چه‌این‌که فقدان ‌وحدت نظر در مدیران عالی‌رتبه نمی‌گذارد تصمیم‌ها به‌درستی گرفته و با موفقیت ‌اجرا شود. در گام بعدی با فساد فراگیر در نهاد سیاست و دیوان‌سالاری و تبعیض سیستماتیک در بخش‌های مختلف، انحصارها در بخش‌های تجارتی و اقتصادی مبارزه، نیز ‌منابع قدرت و اقتدار، ثروت، اعتبارها‌ و فرصت‌ها برابر توزیع شود.
سیاست‌ورزی غیرحرفه‌ای، ناشایسته‌سالار و تبعیض‌بنیاد تا این دم هم‌ سرمایه‌ها، منابع مالی و پولی و فرصت‌های ارزشمند و بی‌بازگشت رشد و توسعه‌ی زیادی را هدر داده است و تخم کین ‌و بحران‌های پایداری را در جان و جهان ما کاشته است که اگر منش‌ها و روش‌ها دگرگون نشود، حاصلی جز تباهی و ویرانی برای‌مان نخواهد داد. رعایت قانون، برابری، انصاف، عدالت و اخلاق و التزام ‌تام و تمام به شرایط و اقتضاهای حکومت‌داری خوب، ضرورت جامعه‌ی افغانی معاصر ‌است. فاعتبرو یا اولی‌الابصار!
***
الگوی برخورد با مسأله‌ی انتقال برق 500 کیلوولت ترکمنستان از خاک افغانستان نیز یکی از نشانه‌های آشکار نگرش تبارگرایانه و نابرابری‌بنیاد است. مسأله‌ی اصلی ناانسانی و نااخلاقی‌بودن نهاد قدرت و خصلت پرپیشینه‌ی تبعیض‌آلود سیاست در این مملکت‌ است؛ وگرنه نادرستی این تصمیم برای اهالی خرد، تخصص و انصاف هویداست.
بنابراین انتظار این‌که به‌یکباره همه‌چیز به‌سامان شود، ساده‌انگاری است؛ تغییر ناگهانی و اصلاح آنی منش‌ها و روش‌هایی با این ‌پیشینه‌ی دراز تاریخی، میسر نیست. اعتراض به ‌این مسأله، به‌عنوان حرکتی پیشروانه/آوانگارد، باید به‌مثابه‌ی برخورد با آن بنیادهای نظری و الگو‌های عملی سیاست‌ورزی در این جامعه، ‌دارای سویه‌های نمادین فهم شود و مبارزه با آن نیازمند نگرش و رفتار واقع‌گرایانه و سنجشِ تناسب ابزارها و هدف‌ها و میزان سودها و زیان‌ها، نیز ترسیم چشم‌انداز مبارزه در بازه‌ی زمانیِ کوتاه، میان و بلندمدت است. موفقیت معترضان در این مورد، می‌تواند راه را بر اصلاح و تغییر بگشاید و به چشم‌اندازهای تازه‌یی برای حرکت‌ جمعی مردم افغانستان با هدف دسترسی به آرمان‌های رشد متعادل و توسعه‌ی متوازن ‌راه برد. باید با گسترش دانش و آگاهی، نسلی تازه و باورمند به ارزش‌های دموکراتیک و حقوق بشری پرورش داد و در سوی دیگر، به مبارزه‌ی پیگیر و مستمر با کژ‌ی‌ها و نادرستی‌ها ادامه داد و با نگرش انتقادی بنیادهای نظری ظلم و تبعیض را نقد و با حرکت‌ها و خیزش‌های اعتراضی بر مناسبات و سیاست‌های ناروا و حذفی و تبعیض‌آمیز شورید و ‌هزینه‌ی داخلی و بین‌المللی چنین روش‌ها و گرایش‌هایی را هرچه بیشتر افزایش داد. نیز متعهد به نگرش واقع‌گرایانه و ‌با التزام به الگوی مبارزه/اعتراض جمعی بدون خشونت بر نهاد قدرت برای تغییر نگرش‌ها و روش‌ها فشار آورد و همزمان توسط نمایندگان سیاسی حاضر در حکومت به چانه‌زنی دست زد: فشار از پایین و چانه‌زنی در بالا.
یادمان باشد که هیچ حکومتی در برابر نیروی انسانی آگاه، منصف، منتقد و معترض به کژی‌ها و پلشتی‌ها، فعال، مسئولیت‌پذیر و اخلاقی تاب مقاومت نخواهد داشت، و دیر یا زود، ناگزیر به پذیرش حق و عدالت و انصاف و اخلاق خواهد شد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه