قنسولگری هند در ولایت بلخ مورد حملهی مسلحانهی تروریستان قرار گرفته است. این حمله از آنجا که در جریان دیدار نهایی رقابتهای قهرمانی جنوب آسیا میان افغانستان و هند برگزار شده، باید از لحاظ علم حملهشناسی مورد چیز قرار گیرد.
حملهشناسی به ما میگوید که اول از عطا محمد نور شروع کنیم. آقای نور در مهار این حمله عملاً سلاح بهدست گرفت و وارد عمل شد. کارشناسان میگویند قبل از اینکه آقای نور اولین گلوله را به سمت مهاجمین شلیک کند، دوصد عکاس چیرهدست را مامور کرد که از او عکس بگیرند. سپس ایشان در چندین موقعیت مختلف و در حالیکه در این موقعیتها ژستهای متفاوت-متناوب گرفته بود، در صحنه ظاهر شد. مثلاً در جایی ایشان بسیار بد بد طرف کمرهی عکاسی نگاه کرده که به یقین میخواسته تروریستان را بترساند و بگوید که خشم را در چشم من آیا تو میبینی؟ در جای دیگر تفنگ بهدستش است و از کنار دیواری پاورچین پاورچین در حال رفتن است. در جایی دیگر میبینیم که ایشان مخابره بهدست گرفته و نمیدانم چه میگوید. خلاصه تا آخر معلوم نشد که او چند گلوله به سمت مهاجمان شلیک کرد، اما گفته میشود پنجصد عکس خطرناک و بالیوودی از خویش به ثبت رساند.
بعد از آقای نور باید دید که چه کسانی ممکن بر قنسولگری هند در بلخ حملهور شدهاند؟ شاید اکثریت مردم عقاب ذهن شان به سمت اسلامآباد به پرواز درآیند. پاکستان در طول سالهای گذشته، متهم درجه یک حملات تروریستی در کل و حملات بالای آدرسهای مربوط به هند بهصورت خاص میباشد. در این زمینه چودری چپاول شریف را از اسلام آباد با خود داریم. آقای چودری میگوید که این حمله نوعی از دیدار نهایی برای رسیدن به سکوی قهرمانی بود. او گفت که درست است افغانستان در بازی نهایی مقابل هند به رقابت پرداخت، اما حقیقت این است که پاکستان یگانه رقیب هند است. هند حق ندارد با کشورهای دیگر به رقابت بپردازد. اگر احیاناً هند رفت و با کشورهای دیگر به رقابت پرداخت، باید قبل از قبل در تمامی آدرسهای که در افغانستان دارد، آمادگی حمله تروریستان را داشته باشد. این یک طرف قضیه، طرف دیگر قضیه نشان میدهد که دوستی افغانستان و پاکستان ثابت است. تنها کشوری که زمینهی حملهی ما بالای هند را در خود فراهم کرده دارد، افغانستان است. ما در هیچ کشوری دیگری اینقدر راحت نمیتوانیم بالای هند حمله کنیم.
اما خاک بر سر این چودری چپاول خان که از مجموع رقابتها فقط حملهی مسلحانه را فهمیده. یکی به این گوساله بگوید که رقابت معنای دیگری هم دارد. مثلاً حالا که هند در افغانستان بند آبگردان ساخته، تو بیا بند برق بساز! اگر هند ساختمان شورای ملی را ساخته، تو زمینهی تجارت گستردهتر افغانستان را مهیا کن! اگر هند بازار خوبی برای محصولات زراعتی افغانستان است، تو قالین و صنایع دستی افغانستان را به نام پاکستان صادر نکن! اگر هند هلیکوپتر جنگی به افغانستان کمک میکند، تو هم تروریست به این کشور صادر نکن! اگر نخست وزیر هند در افغانستان آمده میگوید که قدرت تفکر خویش را بالا ببرید، نخست وزیر شما هم که به کابل آمد بهجای اینکه بگوید «زمینهی صلح را فراهم میکنیم منتها شرط ما برکناری رییس امنیت ملی، تبادلهی اطلاعات استخباراتی، گوش کردن به سخنان فلانی مشاور، لنگ کردن فلان وزارتخانهها و غیره است»؛ یک چیز خوب بگوید. مثلاً بگوید که اگر آب افغانستان نباشد، فلانی ایالت ما فلج میشود، بناءً شما آب بیصاحب خویش را مهار نکنید، در عوض ما به شما اجازه میدهیم از طریق بنادر ما، اموال تجاری خویش را صادر کنید.
بخشی دیگری که علم حملهشناسی به ما میگوید، این است که برادران و خواهران مسلمان! تروریستان سیاهدل یکبار دیگر مملکت ما را به تمسخر گرفتند، بالای بخشی از فرصتهای ما قضای حاجت کردند، به وطن که حیثیت مادر را دارد تجاوز کردند، بیایید دست به دست هم داده و به یاری خداوند، گریه کنیم! چرا؟ چون شاعر میگوید:
گریه کن! گریه قشنگ است
گریه سهم دل تنگ است
گریه کن وقتی که دولت
با خودش مصروف جنگ است
در اخیر توجه شما را جلب میکنم به سخنان یک قوماندان: «تریاک در سایه تفنگ کشت میشود، بعد از فرآوری، با موتر مقامات ترافیک میشود. از یک ولایت به ولایت دیگر میرود و ما که پولیس هستیم، اجازهی تلاشی و بررسی را نداریم. شاید تروریستان هم با همین موترها از آنسو به اینسو و از اینسو به آنسو انتقال داده میشوند.»
حملهشناسی
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
