ما پیش از اینکه الفبای زبانهای ملی خویش را بیاموزیم، با اصطلاحاتی چون مردم قهرمان، مردم سربلند، مردم باعزت، مردم علمپرور، مردم آزاده… مواجه میشویم. این اصطلاحات بیشتر از سوی رهبران و سیاستمداران برای برانگیختن احساسات تودهها بهکار میروند.
اینکه این اصطلاحات چهقدر شامل حال ما میشوند را میتوانیم در سیمای کابل ببینیم. بگذریم که در شاهراهها و شهرهای دیگر چه میگذرد یا وضع اقتصاد عمومی کشور چه سان است و حقوق انسانی ما چهقدر برای خود ما مهم است. هرجای کابل که باشیم، حتا در اشرافنشینترین منطقهی کابل اگر زندگی میکنیم، هر روز نشانههایی از ما به جا میماند که روایت خوبی برای قهرمانی، آزادگی، سربلندی، عزت، علمپروری… ما نیست. شما چه فقیر باشید چه غنی، چه کارمند حکومت باشید چه خصوصی، چه باسواد باشید چه بیسواد، چه زن باشید چه مرد، میتوانید شهر را ببینید. بوی گندی دریایش را استشمام کنید. جویهای مملو و متورم از زبالهی کوچهها و خیابانها را ببینید. از فساد در ادارات هم اگر سخن نگوییم، وضع ارائهی خدمات عمومی مثل برق، مثل آب، مثل صحت، مثل معارف و امثالهم را که میبینید و حس میکنید. اینها نشانههای از اصطلاحات نیک بالا نیستند، نشانههای از تاریکی و استثمار اند.
کابل پایتخت کشور ماست. پایتختی کشوری که بیش از سی میلیون آدم در آن سکونت دارند. کابل بایستی نشانی از قهرمانی، آزادی، عزت و سربلندی همین سی میلیون انسان باشد نه مرکز صدور دود و زباله و تعفن و خشونت. اما کابل غرق در بینظمی، بینظافتی، بیفرهنگی و بیتوجهی است. حالا کابل با تمام خصوصیاتش، شهر زندگی برای ماست. برای ما که هر کدام به نحوی به یکی از بزرگان این مملکت تعلق خاطر داریم و حاضریم تا توان آخر به پایش بمانیم. برای ما که فکر میکنیم اگر فلانی سایهاش از سر ما کم شود، بیمدانیاش هست و بود ما را در جا به یغما خواهد برد و کلی دلیل میآوریم تا خویشتن را قناعت بدهیم. در بدل، همین رهبران در تمام سخنرانیهای خویش، ما را سربلند، آزاده، غیور و قهرمان خطاب میکنند. اگر مسئله رای و حضور ما به پای اینها نباشد، بعید میدانم که ما را جزء بشر بشمارند.
رهبران یا هر بزرگواری که خطاب به ملت از اصطلاحات ملت قهرمان و امثالش استفاده میکنند، با هوشیاری تمام حقههای که پشت این اصطلاحات خوابیده را به کار میگیرند تا برای همیشه رهبر و فرزانه بمانند. البته باید گفت که قشر رهبران حربهی بسیار نیرومندی در دست دارند و آن شکافهاییاست که به نام قوم و مذهب و سمت ایجاد کردهاند. خواسته یا نخواسته، خود همین رهبران در نگهداشتن این شکافها، سعی لازم را به خرج داده و از نیروی تودهها نیز بهره بردهاند. اینها حتا در قهرمان خطاب کردن مردم، از خودگذری نشان میدهند. شما در کجای تاریخ دیدهاید که رهبری برای آبادی حشر کرده باشد؟ در کجای این مملکت دیدهاید که رهبر به فکر حال و آیندهای مردمی باشد که از دیرباز به این طرف، رهبر را به بلندای سرنوشت جمعی و مشترک خویش نگهداشتهاند.
تعریف نسبت میان فرد و رهبر خیلی سخت نیست، نشانه رفتن تعلقخاطرها هم کار بزرگی نیست. میتوان خیلی راحت به کاری که تا حال کردهایم و کاری که برای ما از آدرس رهبر شده، فکر کنیم و بعد قضاوت کنیم که ما، آیا قهرمان و آزاده هستیم یا نه؟ گفتم که هر کدام ما به نحوی به یکی از این رهبران تعلق خاطر داریم، اگر همهی ما نداشته باشیم، اکثریت ما داریم و چه خوب است که همین تعلق خاطر خویش را منطقی و منطبق با واقعیات بسازیم. از توجیهات احساساتی و ارجاع به تهدیدهای قومی-مذهبی بپرهیزیم. فکر میکنم همه به اندازهی کافی تلخیهای نزاعهای فرقهای و سمتی را چشیده باشیم و فهمیده باشیم که ره به جایی نمیبرد جز به جهنم جاویدان!
ما حتا وقتی الفبای زبانهای ملی خویش را میآموزیم، اکثراً فرصت نمییابیم در مورد ناقهرمانیهای خویش فکر کنیم از بس فرو رفتیم در سودای خنک و تهی قهرمانی! اینکه تقصیر را بیندازیم به گردن چند رهبر، درست نیست. اگر آنها رهبر اند و باید تغییر بیاورند، ما چهکارهایم؟ ما باید تغییر کنیم چون ما قهرمان نیستیم. ما آزاده و سربلند هم نیستیم. علمپرور و غیور هم نیستیم. ما مردم محکوم به همپذیری، تلاش و آبادانی هستیم. اگر همدیگر را نپذیریم، تلاش نکنیم و آبادی نیاوریم، ما برای همیشه فقط نزد رهبران خویش مردم غیور، آزاده، علمپرور و… باقی خواهیم و در جهنمی از نابسانامیها و تهدیدات خواهیم سوخت.
حالا شما به این فکر کنید که چرا برای ساختمان جدید شورای ملی «بلاک اتل» یا «اتل بلاک» اسم انتخاب کرده؟ چرا نگذاشته گنبد دموکراسی؟ مگر شما توانستهاید بار سنگین قهرمان بودن را از دوش خود بردارید و برای یک لحظه هم که شده همان شهروندان بدبخت، بیکار، بینظم و بیهدف باشید و در صدد جبران مافات برآیید؟ به لحاظ فردی ممکن شما نسبت به دیگران خوشبخت باشید، اما خوشبختی جمعی دامنهی خوشبختی شما را گستردهتر میکند و ما از لحاظ جمعی، وضع بسیار نامناسبی داریم.
ما چهقدر قهرمانیم؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
