مرده‌ی گردن فراز

سخیداد هاتف

 

می گویند وقتی که ابی‌لهب در جنگی زخم برداشت و افتاد و یکی از جنگ‌جویان مسلمان بر سینه‌ی او نشست که سرش را ببرد، ابی‌لهب که به غرور جاهلی خود شهره بود، از آن جنگ‌جو خواست که گردن او را خوب از بیخ بزند تا سر او در میان سرهای بریده‌ی دیگران بلندتر باشد. این‌طوری می‌خواست نپذیرد که ذلیل شده است. قصه‌ی حکومت وحدت ملی ما نیز با این داستان ابی‌لهب زیاد بی‌شباهت نیست. هر روز در تلویزیون‌ها می‌بینیم و در خبرنامه‌های رسمی و گزارش‌های انترنیتی می‌خوانیم که شورشیان/مهاجمان مسلح/دشمنان مردم افغانستان/مزدوران بیگانه بر جایی حمله کردند و حمله‌ی شان دفع شد. وقتی که می‌شنویم حمله دفع شده، خوش‌حال می‌شویم. البته آن‌قدر هم خوش خیال نیستیم که نفهمیم حمله‌های دیگر در راه‌اند. حال یک قطعه‌ی دیگر را بر این تصویر بیفزایید تا من بتوانم آن خصوصیت ابی‌لهبیِ این دولت را به شما نشان بدهم: می‌گویند حمله‌ی دشمنان زبون افغانستان دفع شد و مهاجمان عقب نشینی کردند. این جمله‌ی آخری را دوباره بخوانید. مهاجمان عقب نشینی می‌کنند. همان مهاجمان زبونی که حمله کرده بودند! اگر این مهاجمان زبون‌اند، چه‌گونه است که هر روز بر جایی هجوم می‌آورند؟ و اگر عقب نشینی می‌کنند، به کجا می‌روند و در کجا عقب می‌نشینند؟ آن خاصیت ابی‌لهبی دولت وحدت ملی را حالا دیدید؟ نمی‌پذیرد که ذلیل است؛ نمی‌پذیرد که هر روز سرش حمله می‌شود. نمی‌پذیرد که دشمن نام‌دار ِ مشخصی دارد به نام «طالبان» و این طالبان عرصه را بر این دولت بسیار تنگ کرده است و نزدیک است بر سینه‌اش بنشیند و گردن‌اش را بزند. می‌خواهد حتا در اعماق ذلت و خواری هنوز گردن فرازی کند.

در ماجرای تلخ قندوز، به ما می‌گویند که شهر از وجود مخالفان مسلح (اسم شان طالبان است!) پاک‌سازی شده و آن مخالفان به پایگاه‌های خود در بیرون از شهر گریخته‌اند. گریخته اند؟ به پایگاه خود؟ در بیرون از شهر؟ حتا می‌گویند که طالبان به غارت و چپاول اموال مردم و دولت دست زده‌اند و وسایل نقلیه و سلاح‌های دولت را به مراکز نظامی و پایگاه‌های خود انتقال داده‌اند. یعنی می‌گویید که طالبان در بیرون از شهر کندز پایگاه دارند و حتا می‌توانند اموال غارت شده را به آن پایگاه‌ها انتقال بدهند؟ در جریان جنگ کندز، ماجرا از این حد هم وحشتناک‌تر شد. می‌گفتند نیروهای کمکی طالبان از ولایت‌های دیگر به کمک طالبان می‌روند. یکی نیست بپرسد چه‌طور؟ چه‌گونه ممکن است طالبان برای همراهان خود در قندوز از جاهای دیگر نیروی کمکی بفرستند؟ از دو حالت خارج نیست: یا دولت با طالبان است (چیزی که دولت آن را اتهامی بی‌اساس می‌داند)، یا دولت ضعیف است و واقعا با حریفی سخت سر و قدرت‌مند بنام طالبان رو به‌روست. این دومی را هم دولت و طرفداران دولت نمی‌پذیرند. این که اشرف غنی گفت «کندز تحت مدیریت است»، اگر از فریب کاری نمی‌آمد، لاجرم از غرور جاهلی رییس دولتی می‌آمد که به جای به رسمیت شناختن طالبان به عنوان یک خطر بزرگ، بیشتر نگران آن است که پرستیژ شخصی خودش به عنوان یک رییس جمهور خدشه بر ندارد. رییس جمهوری که می‌خواهد گردن‌اش را بلندتر بزنند، تا غرور جاهلی ابی‌لهبی‌اش دست نخورد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه