انفجار میشود. سخت تکان میخوری. میلرزی. میگویی: خدایا خیر! بعد با شتاب سراغ تیلفون میروی؛ به همه نزدیکانت زود زود زنگ میزنی؛ و با نفسِ گرفته جویای احوالشان میشوی؛ میپرسی: «همه خوبند، بهخیر گذشت؟». میگویند: «بلی بهخیر گذشت»؛ و چون درمییابی که همه جور و صحتاند، یک نفس راحت میکشی؛ تیلفونت را به جایش میگذاری و به کارت ادامه میدهی؛ دوباره سرگرم میشوی!
چون از تو کسی کشته نشده، پس مشکلی نیست؛ فرقی نمیکند؛ و مهم نیست بر دیگران چی گذشته!
روزمرهگی یعنی همین! خو گرفتن با وحشت یعنی همین! فاجعه یعنی همین!
Barry Salaam
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
