دولت افغانستان، اخیرا هیئت بلندپایهای را به پاکستان فرستاده است تا درمورد اوضاع امنیتی در افغانستان و روند صلح با طالبان، با مقامهای پاکستانی گفتوگو کنند. ریاست این هیئت را صلاحالدین ربانی، وزیر امور خارجه، به عهده داشت و معصوم استانکزی، سرپرست وزارت دفاع ملی و رحمتالله نبیل، رییس ادارهی امنیت ملی نیز، در ترکیب این هیئت حضور داشتند. سفر این هیئت، در حالی صورت میگیرد که اخیرا موجی از حملات تروریستی، کابل را به لرزه درآورده و در عرض کمتر از یک هفته، صدها قربانی از مردم این شهر گرفته است.
حملات اخیر تروریستی در کابل، روابط میان کابل و اسلامآباد را مجددا متشنج ساخت. سران دولت وحدت ملی، علیرغم تلاشهای گسترده برای نزدیکشدن به پاکستان و جلب حمایت آن کشور برای گفتوگوهای صلح با گروه طالبان، با ناخرسندی زیاد، انگشت اتهام را بهسوی پاکستان نشانه گرفته و بهنحوی از عدم تغییرِ موضع آن کشور در قبال افغانستان، بهشدت انتقاد کردند. رییسجمهور غنی، در واکنش به حملات اخیر در کابل، گفته بود که شورشیان در داخل خاک پاکستان، پناهگاهها و کارخانههای تولید بمب دارند و از آنجا علیه افغانستان پیام جنگ فرستاده میشود. اکنون، این هیئت به پاکستان سفر کرده است تا «برنامهی عملی مبارزه با تروریسم» را به مقامهای آن کشور ارائه کرده و درمورد نحوهی اجرای آن گفتوگو کند. انتظار مقامهای افغانستان این است که پاکستان بهزودی تصمیم خود درمورد چهگونگی تعامل با دولت افغانستان را مشخص کند. این هیئت، ظاهراً با این پیام رییسجمهور به پاکستان رفتهاند که بگویند تصامیم پاکستان در طی هفتههای جاری، «میتواند بر روابط دو کشور در دهههای پیشِ رو، اثر بگذارد».
بااینوصف، برداشت ظاهری این است که دولت وحدت ملی، آمادهی بازبینی در روابط خود با پاکستان میباشد و اگر تغییری در سیاست پاکستان درقبال افغانستان بهوجود نیاید، روابط موجود دچار دگردیسی خواهد شد. اما واقعیتهای موجود، چیز دیگری را نشان میدهند. سفر هیئت افغانستان، نه آغازی برای تغییر در مناسبات میان دو کشور خواهد بود و نه پاکستان متقاعد خواهد شد تا دست از حمایت مخالفان مسلح دولت برداشته و نقشی مؤثر در روند صلح ایفا کند. رسانهها، گفتهها و مواضع تکراری مقامهای دو کشور در قبال یکدیگر را بازتاب دادهاند، اما مورد قابل تأملی در این زمینه به بیرون درز نکرده است.
آنچه در روابط دو کشور قابل درک است، این است که ما با نوسانات مقطعی که آن هم تابع شرایط امنیتی و سیاسی است، نمیتوانیم تغییر معنیداری در روابط دو کشور ایجاد کنیم. افغانستان و پاکستان، مشکلات جدی و پیچیدهای با یکدیگر دارند و این مشکلات، نه تنها در حوزهی سیاست و قدرت مطرح میشود، بلکه ریشه در ساختارها و بنیادهای اجتماعی و فکری جامعه دارند. بنابراین، برای ایجاد یک تغییر معنادار در روابط دو کشور، بایستی تغییرات بنیادینی اتفاق افتد تا روابط ما با پاکستان را، به گونهای دیگر تعریف کند. این تغییرات، نیازمند ارادهی سیاسی قوی و نگرشی جدید نسبت به آیندهی افغانستان و مناسبات قدرت در درون جامعه میباشد که در حال حاضر وجود ندارد.
تلاشهای دیپلماتیک، در فقدان ظرفیت و ارادهی عمومی در جامعه و سطح رهبری سیاسی در افغانستان، نتایج مطلوبی در پی نخواهد داشت. پاکستان در جریان سه دههی گذشته، نقش فعالی در مناسبات قدرت در افغانستان ایفا کرده و استراتژی عمیق و بلندمدتی را در این کشور تعریف کرده است. در جریان سیزده سال زمامداری حامد کرزی، علیرغم تلاشهای چندجانبه و گسترده از سوی دولتِ وقت و برخی از کشورهای خارجی، پاکستان حاضر به ایجاد تغییری در مناسبات خود با افغانستان نگردید و از برنامهی بلندمدت خود در این کشور هم، چشمپوشی نکرد. اکنون نیز، به نظر نمیآید با شرایط کنونی، نوسانات سیاست دولت وحدت ملی در قبال پاکستان، معجزه کند و آن کشور را در خط همیاری و همکاری قرار دهد.
