قرار است یکی از دختران افغانستان سفری به کرهی ماه داشته باشد. حالا قبل از اینکه او به ماه برود، چه اتفاقهای برایش میافتد.
در قدم اول، خبر رفتن او به ماه توسط یکی از رسانهها نشر میشود. به تعقیب، شمار زیادی از رسانههای دیداری، شنیداری و چاپی، برای مصاحبه با وی وقت خواهند گرفت. فکر کنید یکونیم هفته وقت او را میگیرد. عکسهایش در فیسبوک بیداد خواهد کرد.
در قدم دوم، همینکه رهبران از وجود همچو دختری باخبر شدند، تمام ملاقاتها، برنامهها، سفرها و مسئولیتهای خویش را تا دیدار این شهبانو معطل خواهند کرد. البته تا روزیکه نوبت ملاقات برسد، خدا به داد سکرترها برسد. چه فحشها نثار سکرترها شوند و چه طعنههای بر آنها روا بدارند؟ مخصوصاً که بازار اودورزادهگی داغ است و عطش رهبران بسیار! خلاصه هرکه سکرترش چالاکتر بود، زودتر با آن دختر عکس خواهد انداخت و روانهی فیسبوک خواهد کرد و آنکه سکرترش هم از روی نسبتهای فامیلی-سیاسی گماشته شده، ممکن کمی دیرتر افتخار دیدار حاصل کند. اینکار، هفتهها وقت آن دختر را ضایع خواهد کرد. چونکه افغانستان رهبر زیاد دارد و انواع رهبر که خیلی زیاد است. حتی ممکن است رهبران عزیز ما، او را تشویق کند و برایش پول بدهد. فقط خدا کند آن دخترخانم نامزد باشد، ورنه با انواع درخواستهای ازدواج روبرو خواهند شد. تجربه یا همان تاریخ چندهزار سالهی ما نشان میدهد که رهبران افغانستان در دهههای اخیر، شوق وافر برای ازدواج دارند. مخصوصاً اگر دختر مورد نظر، کمی معروف و خوبصورت باشد.
در قدم سوم، دعا کنید برادران این دختر یا برادرش، اهل منطق باشد. در غیر این، همینکه ببیند عکس خواهرش بدست بچههای قوم در فیسبوک دست به دست میشود، قبل از اینکه به چیزی دیگری فکر کند، به مرگ خواهرش میاندیشد. او را چنان لت و کوب خواهد کرد که اگر هفت نفس هم داشته باشد، کلاً قطع نقس خواهد شد. اگر هم برادری نداشته باشد، دعا کنید کاکا، کاکازادههایش از آن جنس مردان نباشد که جغرافیای زندگی دختران خانوادهاش تا رفتن به خانه شوهر، خانه، آشپزخانه و تشناب تعیین میکنند. همینکه قدمی فراتر نهاد، به جرم برباد دادن آبروی نسل و نسب آنها، حتماً او را میکشند. بعدش اگر حتی از روی بدشانسی، برادر این دختر از جنس مردانی باشند که دشمنی عجیب با زندگی خواهرانش دارند، دعا کنید که موقع کشتن او را با تفنگ بکشد، خدا از شر برادرانی نجات بدهد که اول تیزاب میپاشد، سپس کمی تیل پاش داده و آتش میزند.
در قدم چهارم، اگر او قدمهای یک تا سه را موفقانه پشت سر گذاشت، تازه نوبت به تکفیر او میرسد. هیچ امکان ندارد که او از سوی چند نفر تکفیر نشود و حکم ترورش صادر نشود. حتی ممکن است برای جلوگیری از سفر او تظاهرات شود.
در قدم پنجم، اگر هیچ اتفاقی نامیمونی برای او نیافتد، او به سفر خواهد رفت. سفرش ممکن سه ماه طول بکشد. طی این سه ماه، او از افغانستان بیخبر خواهد بود. در حالیکه ممکن است تا که او بر میگردد، 30 ولسوالی سقوط کرده باشد و دوباره به تصرف نیروهای امنیتی درآمده باشد. ممکن 16 شهرک توسط والیها ویران شده باشد. ممکن سه بار دیگر بالای پارلمان حمله شده باشد و سه عیسیخان دیگر، یک شبه میلیونر شده باشد. ممکن جلریز هفت بار دیگر تکرار شده باشد. حتی ممکن است پای اشرف غنی صحتیاب و دوباره شکسته باشد.
در قدم ششم، او از سفر بر میگردد. در میدان هوایی راه یافت نمیشود. همهی مملکت آمده که از او استقبال کند. نوبت مهمانیهای وزارتخانه، پارلمان، ریاست جمهوری و ریاست اجرائیه خواهد رسید. خیلی زود به عنوان مشاور یکی از رهبران اعلیقدرت درخواهد آمد. اگر قبلاً نامزد شده باشد، احتمال فسخ نامزدی اش زیاد است. چون ممکن است نظرش تغییر کند و بخواهد جشن ازدواجش را در پاریس یا دوبی یا استرالیا برگزار کند. این تغییر نظر، حتماً به همت و تلاش یکی از خرپولان و زورمندان افغانستان ممکن شده است.
برای اینکه زندگی این دختر به خطر نیافتد، لطفاً از نشر این خبر خودداری کنید!
