دولت افغانستان در طی این مدت کوتاهی که از عمر وحدت ملیاش میگذرد، در بسیاری از زمینهها پیش رفتهای چشمگیری داشته. پارسال پایتخت کشور مثل یک شهر جهان چهار میبود؛ ولی حالا در اثر تلاشهای شبانه روزی دولت این شهر بالاخره میتواند به عنوان یک پایتخت سربلند جهان سومی عرض اندام کند. در زمینههای دیگر هم ما دیگر مثل پنج هزار سال پیش نیستیم. اما در یک حوزه ظاهرا رشد چندانی نداشتهایم و آن حوزهی قصه سازی است. البته قصه سازی انصافا هم کار دشواری است. مثلا نمیشود آدم در قصهی خود بگوید که فصل تابستان بود و پدر یمای شان در زیر درخت توت داخل حویلی سر چپرکت خود دراز کشیده بود و دانههای درشت برف را که از آسمان نیلگون دهکده فرود میآمدند، تماشا میکرد. این گونه قصه سازی آبروی آدم را میبرد. میگویید چرا؟ شما را به خدا نکنید این سوال را. خوب، میبینید که چپرکت نمیتواند در زیر درخت توت گذاشته شود. در ضمن، گیرم کسی بتواند چپرکت را زیر درخت توت بگذارد، چه طور امکان دارد دانههای برف از آسمان فرود بیایند؟
یا همین قصهی جلریز را در نظر بگیرید. اگر شما بگویید که سربازان سر یک زن تجاوز کرده بودند و به همان خاطر مورد حملهی مردم با شهامت جلریز قرار گرفتند، طبعا باید قصه طوری ساخته شود که خود آن مردم هم توسط ارگ باخبر شوند که چرا بر پوستههای سربازان حمله کرده اند. در ضمن به امنیت ملی هم باید بگویید که از پلان قبلی حمله بر آن پوستهها سخن نگوید. چون جور نمیآید دیگر. قصهی ما طوری است که اول بیناموسی میشود، بعد مردم به صورت طبیعی و خودجوش خشمگین میشوند و ناگهان تعداد شان به هزار میرسد و در کمال تعجب متوجه میشوند که یک تعداد شان پاکستانی اند و تا به دندان مسلح. آن وقت جنگ در میگیرد. نه این که امنیت ملی به وزارت دفاع و وزارت داخله هشدار داده باشد که طالبان حمله خواهند کرد و مسئولان آن دو وزارت بگویند« نه نه، حملهی طالبان نخواهد بود. قرار است سربازان بر یکی از زنان جلریز تجاوز کنند و بعد مردم عصبانی شوند و آن سربازان را به قتل برسانند». این طوری که نمیشود قصه ساخت. آخر ، مردم عقل دارند و میپرسند که چه طور ممکن است امنیت ملی از پلان حملهیی مطلع شده باشد که علتاش، یعنی تجاوز به ناموس مردم، هنوز اتفاق نیفتاده باشد؟ در ضمن، یک قصه ساز حرفهیی نباید ارگ را مجبور کند که مردم ناموس پرست و غیور افغانستان را دشمنان کشور بخواند و آنان را به جنایات جنگی متهم کند.
خلاصه لازم است که مسئولان بیش از اینها به اهمیت قصه سازی در میهن عزیز ما بذل توجه نمایند.
