گزارشگر: حمید نعمان
از در و دیوار کابل این روزها بیکاری و فقر میبارد. کافی است صبح زود سری به محل تجمع کارگران در گوشهوکنار شهر بزنیم. آنجا مردانی را میبینیم که بعضیهایشان سالها تجربهی کاری در دفترهای دولتی و حتا تحصیلات دانشگاهی دارند، اما ساعتها منتظر میمانند تا شاید کسی برای یک روز کار صدایشان کند. در کنار آن گزارشهای نهادهای بینالمللی نیز در چندسال اخیر از افزایش فقر و بیکاری در افغانستان خبر دادهاند. در کابل امروز، پیدا کردن کار برای بسیاری از خانوادهها به بزرگترین نگرانی روزانه تبدیل شده است.
در همین وضعیت، دو هفته پیش وزارت ترانسپورت حکومت طالبان در کابل دستور توقف فعالیت موترهای تونس در مسیر دشت برچی تا کوتهسنگی را صادر کرد. تصمیمی که یکباره بیش از هزار و دوصد موتر را از جاده حذف و رانندگان و صاحبان آنها را بیکار کرد. این هزار و دوصد موتر، در واقع هزار و دوصد خانواده بودند که بیشترشان در منطقه دشت برچی در غرب کابل، زندگی میکنند و درآمد روزانهشان به همین مسیر وابسته بود. برای بسیاری از این خانوادهها، توقف تونسها، قطع شدن تنها منبع درآمد شان بود.
سیاست بیکارسازی
تصمیم حکومت طالبان برای توقف فعالیت موترهای تونس در دشت برچی، در شرایطی گرفته شده که این منطقه از پرجمعیتترین بخشهای کابل است و سالها است باشندگان آن با کمبود وسایط نقلیه و مشکلات جدی ترانسپورتی روبهرو هستند. در بسیاری از ساعات روز، بهخصوص صبحها و بعدازظهرها پیدا کردن موتر در مسیرهای غرب کابل به سادگی ممکن نیست و مردم ناچار اند زمان زیادی را در ایستگاهها سپری کنند. بااینحال، حکومت بدون ارائهی توضیح روشن دربارهی دلایل این تصمیم و بدون معرفی بدیلی برای این وسایط، فعالیت آنها را متوقف کرده است.
آنچه این تصمیم را بحثبرانگیزتر میکند، نبود برنامهی مشخص برای رانندگان و صاحبان تونسها است؛ افرادی که درآمد روزانهی خانوادههایشان به همین کار وابسته بود. در شرایطی که بیکاری در کابل به یکی از جدیترین بحرانهای اجتماعی تبدیل شده، حذف ناگهانی بیش از هزار فرصت کاری، بدون درنظرگرفتن راهحل جایگزین، بیشتر شبیه افزودن فشار تازه بر مردمی است که پیش از این نیز زیر بار مشکلات اقتصادی قرار داشتند.
این تصمیم اما در میان بسیاری از رانندگان تونس و باشندگان دشت برچی، تنها بهعنوان یک تغییر در نظم شهری یا ترانسپورت دیده نمیشود. برای شماری از آنان، توقف فعالیت تونسها به معنای فشار بیشتر بر جامعهی هزاره و محدود کردن فرصتهای کاری در منطقهای است که بخش عمدهی باشندگانش را هزارهها تشکیل میدهند. آنان میگویند تصمیمی با این ابعاد، بدون توضیح روشن، بدون مشورت و بدون درنظرگرفتن بدیل شغلی، این تصور را تقویت کرده که حکومت طالبان نسبت به مشکلات این منطقه رویکرد تبعیضآمیز دارد.
روزنامه اطلاعات روز با هفت نفر از رانندگان تونس گفتوگو کرده است. این رانندگان حکومت طالبان را به تبعیض، بیتوجهی و عدم پاسخگویی متهم میکنند و میگویند مقامهای مسئول تا کنون توضیح قانعکنندهای دربارهی دلیل توقف فعالیت تونسها و سرنوشت رانندگان ارائه نکردهاند.
رامین، باشندهی دشت برچی، پیش از بازگشت طالبان کارمند یکی از وزارتخانهها بود. اما با سقوط حکومت پیشین، شغلش را از دست داد و برای تأمین هزینهی زندگی خانوادهاش، با حدود دوصد هزار افغانی یک موتر تونس خرید. او میگوید برای کارش لیسانس و جواز گشتوگذار نیز گرفته بود، اما در این مدت همواره با فشار و برخوردهای سختگیرانه روبهرو بوده است.
رامین میگوید پولیس و گزمههای سیار بارها او و دیگر رانندگان تونس را به دلایل مختلف، از داشتن پلیت شخصی گرفته تا پخش آهنگ، مورد لتوکوب قرار دادهاند. بهگفتهی او، در دو سال گذشته نیز طرحی اجرا شد که براساس آن، هر رانندهی تونس باید روزانه ۳۰ افغانی پرداخت میکرد؛ «به ما میگفتند باید پلیت شهری بگیرید. ما هم اقدام کردیم، اما عملا پلیتدهی برای تونس بند بود و هیچ چیزی وجود نداشت.»
رامین تصمیم تازهی حکومت طالبان را ادامهی همان فشارهایی میداند که بهگفتهی او، در سالهای اخیر بر غیرپشتونها اعمال شده است. او میگوید اکنون به جای تونسها، موترهای مرسدس وارد این مسیر شدهاند؛ موترهایی که بهباور او، بیشتر در اختیار پشتونها قرار دارد. رامین معتقد است این تصمیمها بیشتر از آنکه بر مبنای حل مشکلات شهری و ترانسپورتی گرفته شده باشد، رنگوبوی قومی دارد.
او میگوید: «طالب میگوید موترت معیاری نیست. دروازهاش به داخل سرک باز میشود و فلان و فلان. حالا سؤال ما این است که خود طالبان چه چیزش معیاری است؟ شبها موترهای تناژبلند در شهر میگردد، سرک و محیط را خراب میکند. در گمرکها و سرکهای ولایات، موترهایی است که از قرن حجر مانده، اما کسی چیزی نمیگوید. وقتی به برچی، چهارراهی قمبر و مناطق تاجیکنشین و هزارهنشین میرسد، همه چیز ممنوع میشود.»
براساس گفتههای رانندگان تونسها، بسیاری از رانندگان تونس این اقدامات را بخشی از سیاستی میدانند که در آن، پارههای خاصی از جمعیت افغانستان بیشتر در معرض بیکاری و محدودیت قرار گرفتهاند؛ ادعایی که حکومت طالبان تا کنون به آن پاسخ نداده است.
طالبان و تبعیض قومی
ولی، یکی دیگر از رانندگان تونس و باشندهی خیرخانه، نیز باور دارد که سیاستهای حکومت طالبان در عمل به حذف تدریجی غیرپشتونها از بازار کار منجر شده است. او میگوید در چند سال گذشته بارها شاهد بوده که پس از جمعآوری یا توقف فعالیت کسبوکارها، دوباره همان فرصتها در اختیار افراد نزدیک به طالبان یا پشتونها قرار گرفته است. او با اشاره به تجربهاش در خیرخانه میگوید: «دو سال پیش دکانها را گرفتند و گفتند نظم شهری خراب شده است. یک ماه پیش دوباره فعال شد، اما آنها را به پشتونها دادند. موضوع تونس هم نظم شهری نیست. اگر واقعا بحث نظم شهری باشد، از همه بیشتر خود طالب نظم شهری را خراب کرده؛ با همین تفنگها و لباسهایی که در شهر میگردند.»
این راننده میگوید برای بسیاری از مردم، تصمیم اخیر دربارهی تونسها دیگر فقط یک موضوع ترانسپورتی نیست، بلکه بخشی از احساس تبعیض و کنار گذاشته شدن از فرصتهای اقتصادی است؛ احساسی که بهگفتهی او، در میان باشندگان بسیاری از مناطق غیرپشتوننشین کابل رو به افزایش است.
شهروندانی که از تبعیض قومی در تصمیم اخیر حکومت طالبان سخن میزنند، این ادعاها را در خلاء مطرح نمیکنند. از زمان بازگشت طالبان به قدرت، نهادهای حقوق بشری و گزارشهای بینالمللی بارها از حذف و بهحاشیهراندن اقوام و گروههای مذهبی، ابراز نگرانی کردهاند. گزارشهای نهادهایی چون عفو بینالملل و سازمانهای مدافع حقوق اقلیتها، از الگوی تکرارشوندهای سخن گفتهاند که در آن غیرپشتونها با تبعیض، محرومیت از مشارکت سیاسی، فشارهای امنیتی و محدودیتهای اقتصادی مواجه بودهاند.
بااینحال، حکومت طالبان این اتهامها را رد میکند و میگوید هدف از این تصمیم، تنظیم ترانسپورت شهری است. وزارت ترانسپورت و هوانوردی طالبان در اعلامیهای گفته است که «بهمنظور تنظیم و تسهیل خدمات ترانسپورت شهری»، تردد موترهای نوع تونس و موترهای دارای پلیت شخصی در ۱۶ مسیر کابل متوقف شده است. بهگفتهی این وزارت، مسیرهای دشت برچی، میرویس میدان، چهارراهی قمبر، پل سوخته و پوهنتون نیز شامل این طرح میشود. مقامهای این وزارت همچنین در گفتوگو با رسانهها گفتهاند که موترهای تونس «غیرمعیاری» اند و فعالیت آنها باعث بینظمی در ترانسپورت شهری میشود.
وضعیت ترانسپورت چگونه است؟
مسیر دشت برچی تا کوتهسنگی، یکی از شلوغترین مسیرهای غرب کابل، حدود نُه کیلومتر طول دارد. از این مسیر هزاران نفر هر روز برای رفتن به محل کار، دانشگاه و بازار استفاده میکنند. با وجود این حجم رفتوآمد، باشندگان منطقه میگویند سیستم ترانسپورت عمومی در این مسیر همچنان ناکافی است. پس از توقف تونسها، اکنون بیشتر رفتوآمدها با تکسی، بسهای شهری و موترهای مرسدس انجام میشود، اما بهگفتهی مسافران و رانندگان، این وسایط نتوانستهاند کمبود ایجادشده را جبران کنند.

رانندگان و باشندگان منطقه میگویند تونسها در این مسیر نقش مهمی داشتند؛ هم سرعت بیشتری داشتند، هم با کرایه کمتر حتا از طرف شب نیز کار میکردند. بسیاری از مردم غرب کابل میگویند تونسها، با وجود همهی مشکلات و غیرمعیاری بودن، بخشی از خلاء ترانسپورت شهری را پر کرده بودند؛ خلائی که حالا دوباره محسوس شده است.
رانندگانی که میخواهند در سیستم جدید کار کنند، باید هزینههای مختلفی بپردازند؛ از تغییر پلیت شخصی به پلیت لینی گرفته تا دریافت جواز سیر و رنگآمیزی موتر مطابق معیارهای تعیینشده. این هزینهها برای یک رانندهی عادی میتواند به دهها هزار افغانی برسد؛ مبلغی که بسیاری از رانندگان تونس توان پرداخت آن را ندارند، بهویژه در شرایطی که بسیاری از آنان همین حالا نیز بیکار شدهاند.
در کنار این، اگر رانندهای با پلیت شخصی به مسافرکشی ادامه دهد، موترش توسط ترافیک متوقف و به پارکینگ منتقل میشود و با جریمه نقدی روبهرو خواهد شد. بااینحال، برخی رانندگان میگویند بخش بزرگی از مشکل، نبود زیرساخت و آگاهیرسانی است. بهگفتهی آنان، حکومت بدون فراهم کردن زمینهی انتقال رانندگان به سیستم جدید، ناگهان مسیر فعالیت هزاران نفر را بسته است. ولی میگوید: «اکنون به سادگی اجازه داده نمیشود موترها پلیت لینی بگیرند و حکومت بیشتر تلاش دارد ترانسپورت شهری را به سمت شرکتهای بزرگتر که خودشان موتر فروشی دارند و با طالبان رابطه دارند سوق دهد.» تغییری که بهباور بسیاری، رانندگان کمدرآمد را از بازار کار حذف میکند.
تضعیف طبقهی متوسط شهری
الف. رسا، دانشجوی علوم اجتماعی در کابل، میگوید سیاستهای طالبان در شهرهای بزرگ افغانستان را باید در چارچوب نگاه این گروه به طبقهی متوسط فهمید. او میگوید: «در جامعهشناسی سیاسی یک اصطلاح است به نام طبقهی متوسط. این طبقه، محصول گسست از مناسبات سنتی و ورود به عصر مدرن و تخصصگرایی است. طبقهی متوسط زمانی شکل میگیرد که آموزش مدرن و دانشگاه، جای رابطه و میراث خونی و تقدس دینی را میگیرد و افراد میتوانند با دانش و مهارت، برای خود جایگاهی مستقل بسازند. این طبقه جهان را نه فقط از دریچهی دین و سنت، بلکه از زاویه کار، درآمد، رفاه، توسعه، برنامهریزی و حقوق شهروندی میبیند.»
او میگوید تضاد طالبان با این طبقه، یک تضاد فکری و ایدئولوژیک است:
«طبقهی متوسط فکر اینجهانی دارد. به کیفیت زندگی، آزادیهای اجتماعی، موسیقی، هنر، آموزش و ارتباط با جهان فکر میکند. اما تفکر طالبانی بیشتر بر انقیاد و نگاه آخرتمحور استوار است. برای همین طالبان از این طبقه میترسند، چون طبقهی متوسط قدرت را مقدس نمیبیند و از حکومت پاسخگویی میخواهد. برای یک فرد طبقهی متوسط، تخصص یک داکتر یا انجنیر مهمتر از حکم یک ملا است و همین، بزرگترین تهدید برای حکومتهای ایدئولوژیک است.»
آقای رسا دستورهایی مثل توقف تونسها را نیز در همین چارچوب میبیند. تصمیمهایی که بهباور او، به تدریج طبقهای را ضعیف میکند که در دودههی گذشته از مسیر آموزش، کار و زندگی شهری در حال شکلگیری بود. او میگوید بسیاری از رانندگان تونس، کارمندان پیشین دولت، دانشجویان یا جوانانی اند که با درآمد محدود اما مستقل، تلاش میکردند استقلال زندگی خود را حفظ کنند؛ «وقتی این فرصتهای کوچک اقتصادی از بین میرود، فقط یک شغل حذف نمیشود. امکان استقلال اقتصادی و اجتماعی هم از بین میرود. آدمی که هر روز نگران نان باشد، دیگر فرصت فکر کردن به آموزش، مشارکت اجتماعی یا آینده را ندارد.»
او ادامه میدهد، مسأله فقط بیکار شدن مردم شهری نیست، بلکه همزمان تقویت پایه اجتماعی طالبان نیز بخشی از این روند است. او میگوید:
«تبعیض و امتیاز برای پشتونها در حاکمیت طالبان نشان میدهد که این گروه فقط نمیخواهند یک طبقه ضعیف شود. میخواهد طبقه و شبکهای را تقویت کند که از نظر قومی و سیاسی به خودشان نزدیک باشد. وقتی فرصتهای اقتصادی، مسیرهای ترانسپورتی، قراردادها یا بازار کار به تدریج در اختیار افراد نزدیک به طالبان یا بخشهایی از جامعهی پشتون قرار میگیرد، طبیعی است که بسیاری این روند را فقط یک تصمیم اداری نبینند.»
