گزارشگر: عادله سنگلاخی
آنچه این روزها در پی ممنوعیت آموزش حضوری دختران از سوی طالبان در افغانستان بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گرفته، آموزش آنلاین است؛ روشی که برای صدها دختر افغانستانی نهتنها یک انتخاب، بلکه تنها راه ادامهی یادگیری و حفظ پیوند با آموزش به شمار میرود. پس از بستهشدن مکاتب متوسطه و لیسه بهروی دختران در سال ۲۰۲۱، تلاشهایی از سوی نهادهای آموزشی، استادان، مکاتب و کورسهای آنلاین برای فراهمکردن فرصتهای بدیل آموزشی آغاز شد. براساس گزارشهای یونسکو، بیش از ۲.۲ میلیون دختر در افغانستان از آموزش متوسطه و عالی محروم شدهاند و این کشور تنها جایی در جهان است که آموزش دختران بالاتر از صنف ششم ممنوع شده است. بااینحال، با توجه به محدودیتهای گسترده در زمینهی دسترسی به اینترنت، کمبود امکانات تخنیکی، مشکلات اقتصادی خانوادهها و چالشهای فرهنگی و اجتماعی، این سؤال اساسی مطرح میشود که آیا آموزش آنلاین میتواند پاسخگوی نیاز آموزشی دختران در افغانستان باشد؟ آیا این شیوه قادر است از نظر کیفیت و اثربخشی برابر آموزش حضوری عمل کند یا صرفا راهحل موقت در شرایط محدودیت و بحران است؟
در این گزارش تلاش شده است تا با تمرکز بر وضعیت دختران افغانستان، کیفیت آموزش آنلاین و میزان کارآمدی آن بهعنوان بدیل آموزشی مورد بررسی قرار گیرد. برای دستیابی به تصویری واقعبینانه و متوازن، از منابعی مانند دیدگاه استادان و بنیانگذاران مکاتب و کورسهای آنلاین، تجربههای دخترانی که از طریق آموزش آنلاین به ادامهی تحصیل پرداختهاند، استفاده شده است تا ضمن بررسی فرصتها و ظرفیتهای آموزش آنلاین، چالشها و محدودیتهای آن نیز واکاوی شده و روایت مستند از وضعیت کنونی آموزش آنلاین در افغانستان ارائه شود.
پسزمینه آموزش آنلاین در افغانستان
اگر به روند تحول نظام آموزشی افغانستان نگاه شود، میتوان مشاهده کرد که آموزش در این کشور همواره تحت تأثیر بحرانهای سیاسی، جنگ، تغییرات حکومتی و ضعف زیرساختها قرار داشته است. در کنار چالشهای گستردهی نظام آموزشی سنتی، آموزش آنلاین در دوران جمهوری بهعنوان بخشی از ساختار آموزشی افغانستان مطرح شد؛ روشی که ابتدا بهگونهی محدود وجود داشت، اما بهویژه در سالهای پس از گسترش فناوری، دوران کرونا و پس از سال ۲۰۲۱، به تدریج به یکی از مهمترین راههای ادامهی آموزش، بهویژه برای دختران، تبدیل شد.
روند شکلگیری آموزش آنلاین در افغانستان را میتوان به سه مرحلهی عمده تقسیم کرد:
- مرحلهی نخست؛ تجربه محدود آموزش دیجیتال و الکترونیکی
- مرحلهی دوم؛ گسترش آموزش آنلاین در دوران همهگیری کرونا
- مرحلهی سوم؛ تبدیل شدن آموزش آنلاین به یکی از معدود گزینههای ادامهی آموزش دختران پس از اعمال محدودیتهای آموزشی توسط طالبان
مرحلهی نخست؛ تجربهی محدود آموزش دیجیتال
پیش از همهگیری کرونا، آموزش آنلاین در افغانستان بیشتر در سطح محدود و در قالب پروژههای آموزشی دیجیتال مطرح بود. در این دوره، برخی نهادهای آموزشی و دانشگاهها تلاش کردند سیستمهای آموزش الکترونیکی را وارد ساختار آموزشی کشور کنند، اما نبود زیرساختهای تخنیکی، ضعف اینترنت و محدود بودن دسترسی مردم به وسایل دیجیتال باعث شد این تجربهها فراگیر نشود.
یکی از نخستین تجربههای رسمی در این زمینه، ایجاد سیستم «AfghanX» بود که بهعنوان بستری برای کورسهای آنلاین و آموزش الکترونیکی معرفی شد. بااینحال، این سیستم بهدلیل محدود بودن دسترسی به اینترنت، نبود برق پایدار و ناآشنایی بسیاری از استادان و دانشآموزان با شیوه آموزش آنلاین نتوانست نتایج گسترده و ملموسی به همراه داشته باشد.
مرحلهی دوم؛ گسترش آموزش آنلاین در دوران کرونا
با آغاز همهگیری ویروس کرونا در سال ۲۰۱۹ و بسته شدن مکاتب و دانشگاهها، آموزش آنلاین بهعنوان راهحل اضطراری مورد توجه قرار گرفت. وزارت معارف و وزارت تحصیلات عالی تلاش کردند از طریق سیستمهای آنلاین، برنامههای تلویزیونی و پلتفرمهای آموزشی، روند آموزش را ادامه دهند. در این دوره، استفاده از صنفهای مجازی، شبکههای اجتماعی و برنامههایی مانند Zoom، Google Meet و WhatsApp در میان استادان و دانشآموزان افزایش یافت. بسیاری از دانشگاهها نیز موظف شدند از سیستم آموزشی HELMS استفاده کنند؛ سیستمی که وزارت تحصیلات عالی آن را بهعنوان بستر رسمی آموزش آنلاین معرفی کرده بود.
اما نبود زیرساختهای لازم، اجرای این برنامهها را با مشکلات گسترده روبهرو ساخت. قطع برق، قیمت بلند اینترنت و کیفیت پایین خدمات مخابراتی، باعث شد آموزش آنلاین در بسیاری از مناطق کشور عملا قابل استفاده نباشد. در آن زمان، حتا در شهر کابل نیز بسیاری از خانوادهها با مشکل کمبود برق و اینترنت روبهرو بودند؛ وضعیتی که در ولایتهای دوردست شدیدتر توصیف میشد. در کنار این مشکلات، نبود آگاهی کافی دربارهی زمانبندی برنامههای آموزشی و ناآشنایی دانشآموزان با شیوه استفاده از سیستمهای آنلاین نیز از دیگر چالشهای مهم بود. در نتیجه، آموزش آنلاین در این دوره بیشتر بهعنوان یک تجربهی اضطراری شناخته شد که نتوانست بهطور کامل جای خالی آموزش حضوری را پر کند.
مرحلهی سوم؛ آموزش آنلاین بهعنوان راه ادامهی آموزش دختران
پس از محدود شدن آموزش حضوری دختران از سال ۲۰۲۱ به بعد، آموزش آنلاین وارد مرحلهی تازهای شد. در این دوره، آموزش آنلاین به یکی از معدود راههای ادامهی یادگیری برای دختران تبدیل شد.
در این مرحله، دهها کورس آنلاین، مکتب مجازی و برنامهی آموزشی از داخل و خارج افغانستان فعالیت خود را آغاز کردند. استادان، فعالان آموزشی و نهادهای مدنی تلاش کردند از طریق صنفهای آنلاین، ویدیوهای آموزشی و برنامههای خودآموز، زمینهی ادامهی تحصیل دختران را فراهم کنند. بااینحال، دسترسی به آموزش آنلاین در سراسر افغانستان یکسان نیست. در شهرهای بزرگ، برخی خانوادهها توانستند با فراهم کردن اینترنت و وسایل دیجیتال، امکان ادامهی آموزش دختران خود را فراهم کنند. اما در بسیاری از مناطق دوردست، نبود اینترنت پایدار، نبود گوشی هوشمند یا کمپیوتر و مشکلات اقتصادی، دسترسی به آموزش آنلاین را دشوار ساخت.
وقتی اینترنت جای مکتب را گرفت
تجربهی آموزش آنلاین در افغانستان از نگاه استادان و دانشآموزان، تصویری از فرصتها و محدودیتها را همزمان نشان میدهد. برای بسیاری از آنان، آموزش آنلاین نه یک انتخاب کامل، بلکه راهی برای ادامهی آموزش در شرایطی بوده که دسترسی به صنفهای حضوری ممنوع شده است.
زهرا، یکی از استادان انجمن دانشجویان افغانستانی در هند، که از سال ۲۰۲۲ به اینسو در بخش تدریس آنلاین مضامینی مانند زبان انگلیسی فعالیت دارد، میگوید دانشآموزانی از ولایتهای مختلف افغانستان، از جمله غزنی، دایکندی، بلخ، هرات، هلمند، فاریاب و سمنگان در صنفهای او حضور دارند. بهگفتهی او، شماری از مهاجران افغانستانی در ایران و پاکستان نیز در این برنامهها شرکت میکنند.
او گستردگی جغرافیایی دانشآموزان را یکی از مهمترین ویژگیهای آموزش آنلاین میداند، اما میگوید این روند با مشکلات جدی همراه است. ضعف اینترنت، هزینهی بلند بستههای اینترنتی و قطع برق، از چالشهایی است که بهگفتهی او روند آموزش را دشوار میسازد. زهرا همچنان میافزاید که در برخی موارد، خانوادهها بهدلیل مشکلات اقتصادی یا ناآشنایی با شیوه آموزش آنلاین، از ادامهی آموزش دختران حمایت نمیکنند.
بهباور او، آموزش آنلاین توانسته زمینهی اشتراک دانشآموزان از بخشهای مختلف افغانستان را فراهم کند، اما از نظر کیفیت با آموزش حضوری قابل مقایسه نیست. تجربهی دانشآموزان نشان میدهد که چالشهای آموزش آنلاین چگونه مستقیما بر روند یادگیری آنان تأثیر گذاشته است.
خورشید، یکی از دانشآموزانی که در کورس آنلاین زبان انگلیسی انجمن دانشجویان هزاره در هند آموزش میبیند، میگوید که مسیر آموزشیاش پس از بسته شدن کورس حضوری بهطور ناگهانی تغییر کرد. بهگفتهی او، تنها یک هفته پس از آغاز صنفهای حضوری، طالبان به دختران هشدار دادند که دیگر اجازهی ادامهی آموزش ندارند؛ موضوعی که او را ناامید ساخته بود.
او میگوید که یکی از دوستانش کورسهای آنلاین انجمن دانشجویان هزاره در هند را برایش معرفی کرد و او پس از سپری کردن آزمون ورودی، وارد صنفهای مجازی زبان انگلیسی شد.
خورشید میگوید با وجود مشکلات اقتصادی، هزینهی اینترنت و نداشتن کمپیوتر شخصی، با کمک فامیل خود توانسته آموزش خود را ادامه دهد. او بیشتر از تلفن همراه اعضای فامیل خود استفاده میکند.
خورشید، علاوه بر زبان انگلیسی، در برنامههای آموزشی دیگری مانند ورد، اکسل، خوشنویسی و صنفهای روانشناسی و تقویت اعتمادبهنفس نیز شرکت میکند. بهگفتهی او، هدفش تنها یادگیری زبان نیست، بلکه میخواهد از طریق آموزش آنلاین برای فرصتهایی مانند بورسیههای تحصیلی نیز آماده شود.
خورشید آموزش آنلاین را «چراغی در یک مسیر تاریک» توصیف میکند؛ مسیری که بهگفتهی او، با وجود همهی دشواریها، هنوز امید ادامهی یادگیری و ساختن آینده را زنده نگه داشته است.
آموزش آنلاین در افغانستان؛ چالشهای دسترسی و کیفیت آموزشی
گسترش آموزش آنلاین در کنار فراهم کردن امکان یادگیری برای بخشی از دانشآموزان، همزمان ضعف زیرساختها، نابرابری در دسترسی و چالشهای اقتصادی را نیز آشکار ساخته است؛ مسائلی که بر کیفیت و گستردگی این نوع آموزش تأثیر مستقیم گذاشتهاند.
بررسی دادههای ITU Data Hub از سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵ نشان میدهد که اینترنت در افغانستان با اختصاص ۲۳.۱ درصد از درآمد ناخالص ملی (GNI) به بستههای اینترنتی، همچنان یک کالای گرانقیمت باقی مانده و رشد نفوذ اینترنت با نرخ ۱۶.۱ درصد در سال ۲۰۲۴، روندی کند داشته است. با وجود افزایش میانگین مصرف به ۹.۷ گیگابایت، هزینهی ثابت حدود ۸.۷ دالری و وابستگی به زیرساختهای همسایه، دسترسی به اینترنت را برای اکثریت شهروندان با چالش اقتصادی جدی مواجه کرده است.
در کنار مشکلات تخنیکی، استادان به محدودیتهای آموزشی و مدیریتی این سیستم نیز اشاره میکنند. محمد (نام مستعار)، از استادانی که در بخش آموزش آنلاین انجمن دانشجویان هزاره در هند فعالیت دارد، میگوید پایین بودن کیفیت اینترنت، هزینهی بلند بستههای اینترنتی و مشکلات تخنیکی در جریان صنفها، روند آموزش را دشوار ساخته است. بهگفتهی او، کاهش تمرکز دانشآموزان و افزایش احتمال تقلب در آزمونها نیز از چالشهای جدی آموزش آنلاین به شمار میرود.
بهگفتهی محمد، نبود ارتباط مستقیم میان استاد و دانشآموز، باعث میشود درک نیازها، واکنشها و میزان یادگیری دانشآموزان محدودتر شود. بهباور او، بسیاری از روشهایی که در صنفهای حضوری مؤثر است، بدون تغییر و تطبیق لازم در آموزش آنلاین نتیجهی مطلوب ندارد و این نوع آموزش نیازمند شیوههای تعاملیتر و متفاوتتری است. محمد با اشاره به مشکلات مالی و اداری نهادهای آموزشی آنلاین میافزاید که محدودیت بودجه باعث شده است امکان استخدام استادان باتجربهتر فراهم نباشد و شماری از استادان نیز بهدلیل مشکلات اقتصادی و مصروفیتهای شخصی، نتوانند بهصورت دوامدار همکاری کنند. ثبتنبودن برخی نهادهای آموزشی، مخفیانه بودن بخشی از فعالیتها و نبود حمایت مالی رسمی نیز از دیگر مشکلاتی است که روند آموزش آنلاین را با دشواری روبهرو ساخته است.
در کنار دیدگاه استادان، تجربهی دانشآموزان نیز نشان میدهد که دسترسی به آموزش آنلاین در افغانستان نابرابر است. بخشی از دانشآموزان توانستهاند از این فرصت برای ادامهی آموزش و یادگیری مهارتهای تازه استفاده کنند، اما شماری دیگر بهدلیل نبود اینترنت، کمبود وسایل دیجیتال و فشارهای اقتصادی، یا از آموزش بازماندهاند یا با دشواریهای جدی روبهرو هستند.
شیرین، یکی از دختران محروم از آموزش در ولایت دایکندی، در مصاحبه با اطلاعات روز میگوید که او در سال ۲۰۲۱ از مکتب فارغ شده است و در سال ۲۰۲۳ پس از دو سال محرومیت از آموزش، در دانشگاه آنلاین زن برای ادامهی تحصیل در مقطع لیسانس ثبتنام کرده بود. پس از سپری شدن سه ماه، مشکلات عدم دسترسی به اینترنت و هزینهی بالای اینترنت باعث میشود تا شیرین نتواند به تحصیل آنلاین خود ادامه دهد. شیرین میافزاید که در طول آن سه ماه هر روز مجبور بود تا فاصلهی یک ساعت را پیادهروی کند تا (بهخاطر دسترسی به سیگنال بهتر) سر تپه بالا شده و در صنف حاضر شود. او میافزاید که در بسیاری موارد بهدلیل اینکه صنفها در تایم شب به وقت افغانستان برگزار میشد، حتا نمیتوانست در صنف حضور پیدا کند.
آموزش دختران در افغانستان؛ میان امید و نابرابری
در سطح اجرایی، تجربهی استادانی که در آموزش آنلاین فعالیت دارند نشان میدهد که این سیستم توانسته یک فضای آموزشی فراملی ایجاد کند. حضرت وهریز، بنیانگذار مکتب آنلاین «دریچه»، میگوید دانشآموزان آنان از ولایتهای مختلف افغانستان در کنار مهاجران افغانستانی در کشورهای دیگر در یک فضای آموزشی مشترک قرار گرفتهاند. بهگفتهی او، این گستردگی جغرافیایی یکی از دستآوردهای مهم آموزش آنلاین است، زیرا محدودیتهای مکانی در آموزش حضوری را از میان برداشته است.
بااینحال، او بر این نکته تأکید میکند که این گستردگی به معنای دسترسی برابر نیست. در بسیاری موارد، دانشآموزان برای شرکت در صنفها با موانع جدی مواجهاند؛ از جمله دسترسی ناپایدار به اینترنت، کمبود برق و محدودیت در استفاده از وسایل دیجیتال. این مشکلات باعث میشود روند آموزش در برخی مناطق منقطع و غیرمنظم باشد.
طبق دادههای بانک جهانی در سال ۲۰۲۴، حدود ۱۶ درصد از جمعیت افغانستان به اینترنت دسترسی دارند. این دسترسی بهشدت نامتوازن است و عمدتا در مراکز شهری و شهرهای بزرگ مانند کابل، هرات و بلخ تمرکز دارد؛ در حالی که مناطق روستایی و دوردست بهدلیل ضعف زیرساختها، همچنان با محدودیتهای جدی در اتصال به شبکه مواجه اند.
در سطح تجربهی فردی، آموزش آنلاین برای دانشآموزان بیشتر بهعنوان یک مسیر ادامهی تحصیل در شرایط محدودیت ظاهر شده است تا یک انتخاب آگاهانهی آموزشی. خورشید میگوید پس از بسته شدن کورس حضوری، ناچار شد آموزش خود را بهصورت آنلاین ادامه دهد. او در ابتدا حتا به اینترنت منظم دسترسی نداشت و بعدا از طریق معرفی دوستانش وارد کورسهای مجازی شد.
بهگفتهی او، ادامهی آموزش با وجود نبود کمپیوتر شخصی و استفادهی مشترک از تلفن همراه اعضای خانواده، بیشتر براساس تلاش فردی و مدیریت شخصی صورت گرفته است. در روایت او، آموزش آنلاین بیشتر نقش یک مسیر امید و استمرار را دارد تا یک سیستم کامل آموزشی.
ابتکارهای دیگر
در حالی که آموزش آنلاین در سالهای اخیر به یکی از مهمترین راههای ادامهی آموزش دختران در افغانستان تبدیل شده، شماری از فعالان و مسئولان نهادهای آموزشی باور دارند که این شیوه، بهدلیل محدودیتهای گستردهی دسترسی، نمیتواند به تنهایی پاسخگوی نیازهای آموزشی دختران در افغانستان تحت حاکمیت طالبان باشد. آنان بر این باور اند که برای ادامهی آموزش، باید از روشهای بدیل و انعطافپذیرتری نیز استفاده شود؛ روشهایی که با شرایط اقتصادی و محدودیتهای موجود در افغانستان سازگارتر باشد.
شکردخت جعفری، بنیانگذار پلتفرم «پل آموزش برای افغانستان» یا (EBA – Education Bridge for Afghanistan)، آموزش آنلاین را گزینهی کامل و پایدار برای ادامهی آموزش دختران نمیداند. بهباور او، بسیاری از خانوادهها توانایی پرداخت دوامدار هزینهی اینترنت و فراهم کردن وسایل دیجیتال را ندارند و همین موضوع باعث شده است که شمار زیادی از دختران از آموزش آنلاین محروم بمانند.
او میگوید در «پل آموزش» تلاش شده است روشی متفاوت به کار گرفته شود؛ روشی که در آن دانشآموزان بدون نیاز به حضور دوامدار در صنفهای آنلاین، بتوانند به آموزش خود ادامه دهند. بهگفتهی او، تمام مواد آموزشی به شکل ویدیو در دسترس دانشآموزان قرار میگیرد و آنان میتوانند بهگونهی خودآموز درس بخوانند. پس از پایان هر مضمون، آزمونی برای تعیین سطح آنان برگزار میشود. در این روند، دانشآموزان پرسشنامهها را از طریق سایت دریافت میکنند، پاسخها را بهصورت جداگانه تکمیل کرده و عکس برگههای جوابات را دوباره در سیستم بارگذاری میکنند.
خانم جعفری باور دارد که این روش میتواند بخشی از فشار اقتصادی خانوادهها را کاهش دهد. او میگوید اگر در هر روستا تنها یک نفر بتواند هفتهای یکبار به محلی با دسترسی اینترنت مراجعه کرده و مواد آموزشی مورد نیاز را دانلود کند، دیگر لازم نیست خانوادهها هر روز هزینهی اینترنت بپردازند. بهگفتهی او، این روش برای مناطقی که دسترسی محدود به اینترنت دارند، عملیتر و قابل دسترستر است.
در کنار این، خانم جعفری گزینهی دیگری را نیز برای ادامهی آموزش دختران مطرح میکند؛ ایجاد صنفهای کوچک حضوری در داخل خانهها. او میگوید اگر خانوادهها در هر روستا مسئولیت برگزاری صنفهای محدود آموزشی را به عهده بگیرند و از افراد باسواد محل برای تدریس استفاده شود، میتوان بدون جلب توجه گسترده، زمینهی آموزش دختران را فراهم کرد. بهباور او، اگر هر خانه مسئولیت فراهم کردن فضای آموزشی برای یک صنف کوچک را بپذیرد، امکان ایجاد صنفهای حضوری از دورهی ابتدایی تا صنفهای بالا در سطح محلات و روستاها وجود دارد. او همچنان اشاره میکند که ممکن است این روش غیررسمی باشد و دختران هیچ سندی مبنی بر ادامهی آموزش دریافت نکنند، اما راه بسیار مناسب برای جلوگیری از محرومیت از آموزش است.
حضرت وهریز، مسئول مکتب آنلاین «دریچه»، نیز باور دارد که ایجاد مکاتب زیرزمینی در شرایط کنونی میتواند گزینهی مؤثرتری نسبت به آموزش آنلاین باشد. او میگوید حضور دانشآموزان در یک فضای واقعی آموزشی، حتا اگر محدود و پنهانی باشد، انگیزه و تمرکز بیشتری برای یادگیری ایجاد میکند.
وهریز با اشاره به تجربهی شخصی خود در مدیریت این نوع مکاتب میگوید که شمار زیادی از دانشآموزان آنان در داخل افغانستان از طریق همین صنفها به آموزش ادامه میدهند و نتایج بهدستآمده نسبت به آموزش آنلاین رضایتبخشتر بوده است. بهگفتهی او، شماری از دانشآموزانی که از مکتب زیرزمینی دریچه فارغ شدهاند، موفق به دریافت بورسیههای تحصیلی از دانشگاههای خارج از افغانستان نیز شدهاند.
